استان زیبای بوشهر - بوشهر - عیلام (ایلام) - اثر دکتر سید جعفر حمیدی
فعال حوزه‌‌ی استاندارسازی، بهره‌وری و توسعه‌ی پایدار

عیلام (ایلام)

(در تمام کتابهای تاریخی این واژه را عیلام نوشته اند تا با ایلام امروز اشتباه نشود در این کتاب سعی میشود تا این نام «ایلام» نوشته شود که منظور همان عیلام مورخان است. در تورات هم عیلام آمده است.)

سه هزار سال پیش از میلاد مسیحف همزمان با پیدایش تمدئنهای باستانی در سرزمین جلگه ای بین النهرین یعنی سومر و آکاد یا بابل و آشور تمدن روشن و درخشان دیگری در دشت بلند شوش یا سوزیانا پدید آمد که قرنها رقیب سر سخت و بلمنازع تمدنهای یاد شده بود و سرانجام هم پس از یک عمر طولانی به دست آشور منقرض شد. این تمدن گسترده، تمدن ایلام بود که در زبان بابلی و سومری «اِلام» یا «آلماتو» بود به معنی سرزمین بلند و کوهستانی در مقابل دشت های پست و فرو دینه ی بین النهرین.

اگر قدیمی ترین سند درباره ذکر نام ایلام بخواهیم، این سند همان تورات یا کتاب عهد عتیق یا عهد قدیم است که در سفر پیدایش باب 14 آیات یک تا چهار و پنج تا نه از ایلام و پادشاه آن«کَدُر لاعُمَر» سخن گفته است اما به اختصار.

(و واقع شد در ایام اَمرافل ملک شنعار و اَربوک ملک الاسار و کَدُرلاعُمَر ملک عیلام و مدّعان ملک امت ها که ایشان با بارعِ ملک سوم سدوم و برشاع ملک عَموره و ... این همه(جنگ) در وادی سَدّیم که بحرالمِلح باشد با هم پیوستند دوازده سال کَدُرلاعُمَر را بندگی کردند و در سال سیزدهم بر وی شوریدند در سال چهارم کَدُرلاعُمَر با ملوکی که با وی بودند آمده رفائیان را عشتروت قَرنین و زوزیان را درهام و ایمیان را در شاوه شکست دادند.)(کتاب مقدس عهد عتیق سفر پیدایش باب 14 آیات 1 تا 6 ص 17)

ایلامیان در ربع اول هزاره سوم قبل از میلاد سلسله ای را تشکیل دادند که بخش وسیعی از دشتها و کوه ها و سواحل خلیج فارس را در بر می گرفت. چنان که از تورات نقل شد قدرت این سلسله های ایلامی تا نواحی فلسطین و شام می رسید و حتی لشکر کشی کَدُرلاعُمَر و چهار پادشاه دیگر و گرفتن اموال سدوم و عموره و اسارت لوط برادرزاده حضرت ابراهیم و مبارزه ابراهیم با پادشاهان و شکست دادن کَدُرلاعُمَر و نجات دادن لوط و باز پس گرفتن اموال، در قسمتهای دیگر باب 14دهم سفر پیدایش کتاب تورات آمده است.(ر.ک همان، پیدایش باب 14 آیات 8 تا 24). ایلامیان قسمتهایی از لرستان، تمام خوزستان، مناطقی از فارس و تقریباً سواحل خلیج فارس و مناطق بوشهر ( لیان) را زیر سیطره ی خود داشتند. مردم ایلام برای حفظ موقعیت و بقای خود جنگهای بی شمار با سلسله های آشور و بابل داشتند.

سارگن اول بنیان گذار حکومت سارگنی آشور ، دوبار ایلامی ها را شکست داد. اما این شکستها باعث نابودی و زوال دولت ایلام نشد و هر بار پس از شکست با کوشش بسیار برای اقتدار مجدد ایلام برمی خاستند و ویرانی ها را از نو آباد می کردند. یکی از پادشاهان با تدبیر ایلام که به ابادی و عمران ایلام همت گماشت مردی بود به نام «پوزور، این شوشی ناک» که به سازندگی ایلام پرداخت و شهر شوش یا (سوزیانا) را به عنوان یک مرکز پیشرفته و ثروتمند درآورد. در هزاره دوم ق. م سلسله جدید دیگری از ایلام ظهور کرد که در واقع سلسله ای ملی بود. پدشاهان این سلسله، خود را پیامبر، خدا، پدر و شاه برای «انشان» و شوش، می خواندند.

در این سلسله خدای (این شوشی ناک) و همسرش ربه النوع (شالا) مورد پرستش بودند و شاهان این سلسله، ناتم خود را با ترکیبی از نام خدا می گرفتند مانند «شیلهاک این شوشی ناک» که در شوش و بوشهر، معابد بزرگی را جهت پرستش «انشوشی ناک« بنا کرد. آئین شوشی ناک بر ائین پرستش «مردوک» در بابل برتری داشت.

ایلامیان در حمله به بابل به پیشرفت هایی نائل شدند و یکی از امرای ایلام در شهر (لارسا) سلسله جدیدی را بنیاد نهاد. (حمورابی) سلطان مقتدر بابل و نخستین قانون گذار روی زمین(ر.ک تاریخ اورشلیم تالیف نگارنده) توانست از نفوذ و پیشرفت ایلامی ها جلوگیری کند. آنان با تمام کوشش خود نتوانستند در مقابل قدرت (حمورابی) پایداری کنند و محکوم به شکست و اضحلال شدند اما یک قرن بعد مجدداً دولتی قوی به پادشاهی(کوتیر ناخونته) را به وجود آموردند که قرنها به درخشش حکومت ایلام تحقق بخشید و دوباره نام ایلام بر سر زبان ها اقتاد.

عصر طلائی ایلام که هزاره دوم تا هزاره اول ق.م را شمال میشود، از مجود حکمرانان ملی و مقتدری همچون «شوتروک ناخونته» 1207 – 1171 ق.م قدرت ایلام اوج گرفت، معابد بسیار در شهرهای مختلف ساخته شد و رقبای خطرناک از میان رفتند. پسرش «موتیر ناخونته» بعد از یک جنگ طولانی و موفقیت آمیز در بابل، مجسمه «مردوک» خدای ملی بابل را به شوش آورد.

در عصر «شیلهاک اینشوشی ناک» (1165-1151 ق. م ) فتوحات ایلام به نقاط دور دست رسید. آشور شکست خورد و بابل محاصره شد.

بین النهرین و دره دجله و بیشتر سواحل خلیج فارس و سلسله جبال زاگرس به تصرف ایلام درآمد. قدرت شاهنشاهی ایلام در مغرب و جنوب گسترش یافت، زبان و خط ایلامی رونق گرفت و شهرهای جدید بنا گردید.

معابد بسیار ساخته شد و هنر و معماری این عصر توسعه یافت و افکار ضدّ بیگانه و ملی رواج گرفت و «شیلهاک...» به عنوان خدای ملی یا سمبل ملیّت ایلام درآمد. این پادشاه علاوه بر ساختن معابد متعدد در شه ها، معبد بزرگ «ریشهر» در منطقه بوشهر امروز را به احترام خدای ایلام «شوشی ناک» و به یاد روح همسر خود بنا نهاد. این معبد در محل «تل پی تل» یا تپه کنار تپه در منطقه بوشهر(ریشهر) بین سبزآباد و امازاده قرار داشت که تپه عظیم آن تا امروز نیز موجود است. در سال 1342 ش ، هنگام خاک برداری از این تپه، بیش از 2و هزار آجر پخته و خشت نبشته کشف شد که متأسفانه از این آثار گرانبها به عنوان زیر سازی آسفالت فرودگاه بوشهر استفاده و تنها چند عدد از آنها به آمریکا فرستاده شد  و پس از مطالعه و بررسی خشت های مزبور، مسخص گردید که در این منطقه معبد و کتاب خانه بزرگی دائر بوده است و از همین خشت نوشته ها هم نام «لیان» که نام باستانی این منطقه بوده است به دست آمد،(توللی،فریدون، رئیس باستانشناسی فارس(چهارمین کنگره تحقیقات ایرانی) به کوشش دکتر محمد حسین اسکندری-شیراز دانشگاه 1353 صص 53-54) ضمناً در این نواحی، اشیای مفرغی، سفال های رنگی و منقوو آثار دیگر دوره شوتروک ناخونته به دست آمده است که باید در موزه های دنیا از آنها بازدید کرد.

در سال 1146 ق.م یعنی در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد حکومت جدیدی در بابل به پادشاهی «بخت نصر» (بخت نصر BOKHT NASR یا بخت نضر با همین تلفظ درست است این شخص غیر از بخت نصر یا نبوکد نصر معروف است که 604 تا 562 ق.م سلطنت کرد و خانه خدا را در اورشلیم غارت و ویران نمود. ر.ک تاریخ اورشلیم)اول تشکیل شد که رقیب جدیدی برای ایلام محسوب میشد. در جنگ هایی که بین این دو سلسله به وجود آمد ایلام شکست خورد و بخت نصر شوش را متصرف و مجسمه (مردوک) خدای بابل را که قرنها در شوش بود به بابل بازگرداند. جنگهای بین آشور و ایلام نیز متناوباً و در طول چندین قرن ادامه داشت که زمانی ایلام پیروز بود و زمانی دگر آشور.

آشوربانی پال «668 – 633 ق. م » آخرین پادشاه قدرتمند آشور، فرزند اَسَرحدون و نوه سناخریب، شورشهای ایلام را فرو نشاند و پادشاهی به نام «تام مارتیو» را به سلطنت رساند اما این شخص به زودی معزول شد و شورشهای علیه اشور شدت گرفت. اشور بانی پال به ایلام تاخت، شوش را غارت کرد و معابد و خانه های مردم توسط سپاه آشور چپاول شد و استخوانهای پادشاهان و مردم سرشناس را از خاک بیرون آورده، به نینوا فرستاند، آشور بانی پال در کتیبه خود گفته« من از شهرهای ایلام آن اندازه ویران کردم که برای گذشتن از آنها، یک ماه و بیست و پنج روز وقت لازم است. همه جا برای بایر کردن زمین نمک و خار افشاندم. شاهزادگان و خواهران شاهان و اعضای خاندان سلطنتی را از پیر و جوان، با رؤسا و حکام و اشراف و صنعتگران، همه را با خود به اسیری بردم. مردم آن سرزمین، از زن و مرد را با اسب و قاطر و الاغ و گله های چهارپایان کوچک و بزرگ که شمار آنها از دسته های ملخ فزونتر بود به غنیمت گرفتم، خاک شوش و «ماداکتو» و «هلتماش» و شهرهای دیگر را به آشور کشیدم. در ظرف مدت یک ماه، تمام ایلام را به تصرف درآوردم، بانگ آدمیزاد و اثر پای گله ها و چهرپایان و نغمه ی شادی را از مزارع برانداختم و همه جه چراگاه خران و آهوان و جانوران وحشی گوناگون ساختم» (ویل دورانت، مشرق گاهواره تمدن ص 215) آخرین پادشاه ایلام «خوم بان کالداش» و نیز پادشاه سابق ایلام «تام ماریتو» را به ارابه آشوربانی پال بستند و آنها را مجبور کردند که ارابه را تا نینوا  بکشند. «جانشین خوم بان کالداش» یعنی «توم مان» که در مقابل آشوریان دلیرانه مقاومت کرده بود اسیر کرده، سر بریدند و سر بریده او را به نینوا فرستادند و در مجلس جشن بر درخت آویزان کردند. آشور بانی پال همچنین فرمان داد همه سپاهیان ایلام را از دم تیغ بگذرانند و سرداران و دلیران لشکر را زنده زنده پوست بکنند و بدنشان را قطعه قطعه کنند و هر قطعه را به گوشه ای از کشور آشور بفرستند.

در روایات افسانه ای ایران، اشور بانی پال که از جانب غرب به ایران و ایلام حمله کرد با ضحاک جادم که از غرب آمده بود مقایسه شده است.( ر.ک وزیر کشان تالیف نگارنده) سرانجام آشوربانی پال در سال 648 ق.م دولت ایلام را منقرض و شهرهای آن را با قساوت، از سکنه خالی ساخت و ایلام در سال 645 ق.م تحت سیطره و قلمرو آشور قرار گرفت. ایلامیان در پدید آوردن تمدن در عصر خود گامی فراتر از ملل همجوار داشتند، در عصر این سلسله هنر و ادبیات و علوم توسعه یافت، کتاب خانه های معتبری در منطقه بوشهر«ریشهر»، بحرین، و شهرهای دیگر از قبیل،هایدالو(خرم آباد امروز) مادکاتو و شوش ایجاد کردند و معماری و کشاورزی و سفالگری و فلزکاری به پیشرفت های بسیاری رسید.

در کاوشهای علمی تپه «چغاگاوانه» شاه آباد غرب و اسلام آباد امروز که توسط هیأت باستانشناسی ایران به سپرستی آقای محمود کردوانی اثار فراوانی از دوره ایلام کشف شده نشان می دهد که تمدن ایلام در این منطقه نیز نفوذ داشته است، از جمله آثار کشف شده، مجسمه هایی است که ربه النوع «کریرشه» همسر خدای «گال» که مورد پرستش قوم ایلام و دارای احترام فراوان بوده است. «هومبان نیمنا» پادشاه سلسله «ایگه هالکی» ایلام«1300-1250 ق.م» در شهر «لیان» (بوشهر امروزی) معبدی برای الهه «کریرشه» بنا کرد و در کتیبه ای نوشت: «معبدی که من ساختم وقف همسر خدای بزرگ است. من شاه خوب، شاه ایلام هستم، شاه ایران و شوش. من خوب و برگزیده ام و «اینشوشی ناک» پادشاه ایلام را به من سپرده است.»

آقای کردوانی نوشته اند(در زمان سلطنت «اونتاش هوبان» یا «اونتاش گال» پسر «هومبان نیمنا»، الهه «کریرشه» به تفاق «اینشوشی ناک» و «گال» خدایان ثلاثه ای را تشکیل می دادند. پیکر این الهه در حالی نشان داده می شود که برهنه بوده و پستان های خود را به دست گرفته است. «کریرشه» قرن ها مورد پرستش بوده و آئین او تحت عنوان «نانایه» تا عصر پارتها ادامه یافت و ما پیکره های سفالین متعددی می یابیم که ربه النوع مذکور را در گورستان پارتی نشان میدهد در اینجا مسأله ای مطرح می شود که آیا این ربه النوع ما در قدیم، مظهر فراوانی و تولید، همان نیست که به صورت ربه النوع «آناهیتا» درآمده است؟ بدیهی است احترام و پرستش الهه «کریرشه» در ایلام زائیده نفوذ زن در این اجتماع است. در لوحه های گلی و کتیبه های ایلام، نام مادر، خواهر یا دختر پادشاهانی که حکومت داشته اند به کرات نوشته شده، وارث سلطنت نیز به وسیله مادر انتخاب می شد.

وارث های سلطنت برادران پادشاه و از سلسله نسب مادری بودند. رابزه خانوادگی در ایلام به طور کلی بر محور برادر شاهی که بازمانده از بقایای مادرشاهی است استوار بود. بنابراین در چنین اجتماعی، الهه «کریرشه» که مظهر باروری و خیر و برکت بود. ارج و قرب فراوان داشته است. به نظر میرسد که تاریخ تمدن های مکشوفه تپه «چغاگاونه» در شاه آباد غرب(اسلام آباد غرب) مصادف با عصر طلائی ایلام یعنی اواخر سلطنت «شرتروکند» و اوایل سلسله ایلام جدید می باشد.) (کردانی، محمد ( کاوشهای علمی چغادگاوانه) باستانشناسی و هنر ایران از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر اداره کل باستانشناسی و فرهنگ عامه شماره هفتم و هشتم تابستان و پائیز 1350 ص 36)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:38  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  |