اگر بر من نبودش هیچ میلی××××××چرا ظرف مرا بشکست لیلی ؟
فعال حوزه‌‌ی استاندارسازی، بهره‌وری و توسعه‌ی پایدار

لیلی مریض بود

دوای درد او شیر تازه بود


مجنون برای لیلی شیر تازه ای آماده کرد اما شیر را در ظرفی بسیار زیبا برای معشوقه ی خود تزئین کرد و برایش برد

لیلی با دیدن مجنون ظرف رو از دست مجنون گرفت و با عصبانیت به زمین زد و ظرف شکست

مجنون بسیار خوشحال شد و رقصان برای تهیه ظرف دیگری بازگشت

در راه ریش سفید محل از مجنون پرسید چرا زندگی خود را صرف کسی می کنی که هیچ علاقه ای به تو نداره و از تو متنفره؟

مجنون جواب داد :


اگر بر من نبودش هیچ میلی

چرا ظرف مرا بشکست لیلی ؟


داستان این است که مجنون به طفیلی و در لباس و صفّ گدایان، کاسه به دست، به دم خیمه لیلی می رود .... (ادامه داستان به زبان جامی) :

مجنون از دور، چو بدیــــــــدش عقل از سر و، جان زتن رمیدش

بیخود شد و میل خاک ره داشت خود را بحیل، بپا نگهداشت

چون نوبت وی رسید بی خویش آورد او نیز جــــــام خود پیش

لیلـــــی ویرا چو دید و بشناخت کارش نه چو کار دیگران ساخت

نــــــاداده نصیب از آن طعامش کفگیـــــر زد و شکست جامش

مجنون چون شکست جام خود دید گویا که جهان بکام خود دید

آهنگ سمــــــــــــاع آن شکستن چون راه سماع ساخت مستش

می بود بر آن سمــــــاع، رقاص می زد با خود ترانـــــه خاص

کالــــــــــعیش که کام شد میسر عیشــــــــــی به تمام شد میسر

همچو دگــــــــــــران نداد کامم وز سنگ ستــم شکست جامم

با من نظــــــــریش هست تنها زان جام مرا شکســــــت تنها

بیهوده شکست من بختـــــست کارم زشـــکست او درستست(1)

ابیات زیرکه از جامی و یا گویندگان پس از اوست، تلمیح به همین داستان دارد:

جامی : جور تو جز بر دل جامــــــــــی نمی آید بلی

سنگ کز لیلی رسد بر جام مجنون می خورد (2)

جامی : چون رسد بر لاله ژاله، آیدم زان سنگ یاد

کز تکلف لیلیش بر کاسه مجنون زده ست (3)

نظیری نیشابوری : فراخی نعمش با صفا بدل کرده

نزاع کاسه مجنون و سنگ لیلی را (4)

امیر شاهی سبزواری : سنگی که زدی بر سر ما بیجهتی نیست

لیلــــــی به تکلف شکند کاسه مجنــــون (5)

(((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))

پاورقی ها :

1 - مثنوی هفت اورنگ ، بتصحیح و مقدمه آقای مرتضی مدرس گیلانی ، نشر گلستان کتاب ، چاپ ششم ، بهار 1370 ، ص 884 الی 886

2- دیوان جامی، ج اول، نورالدین عبداالرحمان بن احمد جامی، بتصحیح : اعلان خان افصح زاده، نشر میراث مکتوب، چاپ اول، 1387 ، تهران - ص459.

3 – همان، ص 331.

4- دیوان نظیری نیشابوری، محمد رضا طاهری، تهران، نگاه، چاپ اول، 1379 – ص 339

5 - دیوان امیرشاهی سبزواری، سعید حمیدیان، ابن سینا، 1348، ص 75 .


برچسب‌ها: شاعرانه, لیلی و مجنون, مجنون, لیلی
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۱ساعت 11:35  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  |