کاردانی به کارشناسی - فرهنگ و معارف اسلامی - مقدمه - دین در جهان اسلام
فعال حوزه‌‌ی استاندارسازی، بهره‌وری و توسعه‌ی پایدار

فصل اول

مقدمه

دین در جهان اسلام

آیا در آستانه ورود به دو هزاره ی سوم میلادی نیاز به دین داری (دین ورزی) و دین پژوهی نیست؟

(منظور از دین آیین الهی و توحیدی است که خداوند آن را از طریق پیامبرانش در طول تاریخ به انسان عرضه کرده است و مقصود از «دین ورزی» دل سپردن به دین و پذیرفتن و ایمان آوردن به آموزه های نظری و عمل کردن بر پایه ی تعالیم عملی آن است. از «دین پژوهی» نیز پژوهش های نظری در باره ی دین و آموزه های آن را اراده می کنیم)

و آیا با صعود انسان به قله های بلند دانش تجربی و همچنین با پژوهش بی منتهای علوم تجربی مجالی برای پرداختن به دین باقی می ماند و در دنیای متجدد (مدرن) دین ورزی کاری خرافی و بیهوده است؟ و آیا با راستی این انسان با عقل و خرد جمعی و پیشرفت های علمی توانسته است بهشت موعود را بر پهنه ی خاکی بر پا سازد و دیگر تلاش برای بهشت آسمانی نیازی نیست؟ و آیا این دت مایه های بشری توانسته است انسان را به خوشبختی حقیقی برساند؟

این ها و ده ها پرسش مشابه دیگر؟ از جمله مسایل بنیادینی هستند که انسان معاصر با آن روبه روست. جای انکار نیست که عصر جدید (مدرن) با تمام ظواهر رنگارنگ و فریبنده ی خود، انسان دین دار را به چالش می خواند و بسیاری از آنان که شیفته ی مظاهر مادی شده اند دین داری و دیانت را جریانی رو به افول می دانند و منتظر رویت غروب خورشید دین نشسته اند و اینان دین را پدیده ای قدیمی که مربوط به تاریخ و فرهنگ گذشته بشر، همچون خط میخی یا کیهان شناسی بطلمیوسی، تاریخ مصرف آن سرآمده است و از این منظر، دین پژوهی (تحقیقات نظری درباره ی دین) حتی اگر در باب سودمندی و ضرورت آن همدلی کنیم، می باید به حوزه ی پژوهش های روان شناختی، جامعه شناسی تاریخی و مانند آن محدود گردد و پژوهشگر به دین از موضع یک ناظر  خارجی نظر کند، مثلا، آثار روانی و اجتماعی و یا سر تحولات تاریخی آن را می کاود بدون آنکه دغدغه کاوش در حقانیت دعوی دین و یا در پی شناسایی آموزه های دینی و بهره مندی از آن باشد.

چنین به نظر می رسد که جامع تر و ناقدانه تر وضعیت جهان و انسان متجدد (انسانی که ویژگی های تمدن جدید را که در چند سده ی اخیر در مغرب زمین است، اموری مطلوب می داند و نظام معیشتی و فرهنگی خود را با آن تطبیق می دهد که پاره ای از این ویژگی ها عبارتند از : انسان مداری(اومانیسم)؛ تجربه گرایی؛ اصالت دادن به عقلانیت ابزاری؛ سنت گریزی و تعبد ستیزی، دنیوی گری و سکولاریسم، لیبرالیسم، فناوری نوین با توجه به این که مهد تجدد گرایی نوین، اروپا بوده است) گزافه بودن ادعای پایان یافتن عصر ایمان و بی نیازی انسان معاصر از دین را بر ملا می سازد. انسان متجدد به رغم پیشرفت های محیرالعقول خود در زمینه ی فناوری، با بحران های (معضلی اساسی و نسبتا عمومی است که تشدید و تداوم آن میتواند آسیب های شدیدی به حیات و فرهنگ انسانی وارد کند) سترگی رو به روست. که با هویتی کاملا جدید و بی سابقه که هیاتی مهیب تر و خطرناک تر یافته اند. در اینجا یادآوری پاره ای از مهمترین عوامل بروز بحران های معاصر که سبب چرخشی کلی در نگرش انسان معاصر به خود و جهان پیرامون خویش شده اند می پردازیم.

 جهت مشاهده دیگر مطالب بخش فرهنگ و معارف اسلامی اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر ۱۳۹۰ساعت 11:43  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  |