مجموعه داستان های باغبان - مجموعه دست نوشته های محمد صفدران
فعال حوزه‌‌ی استاندارسازی، بهره‌وری و توسعه‌ی پایدار

در کنار باغ گل باغبانی نشسته! زانوهایش در بغل!در کنارش گلدانی شکسته!
به او نزدیک تر میشوم! شانهایش از حق حق میلرزد! باغبان چه شده!
باغبان سر بلند میکند! با نگاهی گریان! نفس هایی که نا مرتب بیرون می آید!
گلم گلدانم را شکست!!! دست بر شانه ایش میگذارم! دلداریش میدهم! اشکال ندارد، گلدانی دیگر! سرش را پایین می اندازد!!! با حق حقی دوباره می گوید:
نه هیچ گلی آن گل می شود و نه این گلدان دیگر به کار گلی دیگر می آید!!!!!

محمد صفدران


برچسب‌ها: مجموعه داستان های باغبان, دست نوشته های محمد صفدران, شاعرانه, محمد صفدران
+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ساعت 20:57  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  |