محمد صفدران -  Mohammad Safdaran | بهمن ۱۳۸۸
فعال حوزه‌‌ی استاندارسازی، بهره‌وری و توسعه‌ی پایدار

cid:1.2069400956@web36302.mail.mud.yahoo.com

 
نام اين کوه باستاني پرديس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلويه استان بوشهر و در نيمه هاي راه بندر کنگان به فيروز آباد شيراز قرار دارد .
نکات قابل توجهي كه در اين کوه باستاني وجود دارد :
1. قله اين کوه نزديک ترين نقطه زمين به خورشيد است چون بالاترين ارتفاع در نزديکي خط استواست .
2. آتشکده فوق العاده باستاني که در قله کوه قرار دارد ، محل تولد و غسل تعميد پدر جمشيد جم است .
3. مغناطيس فوق العاده قوي کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا 100 متري کوه يعني تقريبا انتهايي ترين نقطه مشخص اسفالت با ماشين توقف کني و ترمز دستي را بخوابانيد ، ماشين بجاي سر پائيني به نرمي به سمت کوه کشيده مي شود که البته همين مغناطيس براي رانندگان نا آشنا بسيار دردسر ساز بوده و تا کنون تعداد زيادي از خودروها بي اختيار با کوه تصادف کرده اند .
4. پوشش گياهي منطقه نوعي خار بياباني گرمسيري منحصر به فرد است که خواص دارويي فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماما" پيشخريد چند کارخانه داروسازي بزرگ جهان است يکي از ترکيبات اصلي مسکن Advil که يکي از بهترين قرصهاي شناخته شده براي ناراحتي هاي اعصاب و دردهاي ميگرني است از همين عسل تهيه مي شود .
5. اين منطقه خرماي ويژه نيز توليد مي کند كه به نام خرماي خصه معروف است و کاملا در شيره خود غرق مي شود يعني يک کاسه آن ظرف سه ساعت پر از شيره مي شود و اندازه اين خرما اندازه آلبالو بود و به جهت همان خواص دارويي منطقه تماما" براي ساخت قندهاي رژيمي براي بيماران ديابتي صادر مي شود،  نکته جالب ديگر رويش درخت زيتون در دامنه شمالي کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهاي چاهه و دره پلنگي مي باشد که در آب و هواي آن منطقه بسيار بعيد مي نمود .
فعلا" سندي براي قدمت چاهه و دره پلنگي وجود ندارد ولي علائم مشهودي از غار نشيني مشاهده ، و فسيل هاي مختلفي در اين منطقه به وفور پيدا شده است .
6. در لايه هاي زيرين اين کوه معدن عظيمي از آب خنک و فوق العاده سالم وجود دارد ، آن هم در اطراف عسلويه !
مردم چاهه و جم ، کوه پرديس را فوق العاده مقدس و محترم مي شمارند ، و به استناد علائم موجود در آتشکده احتمالا يکي از اولين مکانهايي بوده که نفت در آن سوزانده شده است .
با افتتاح جاده فيروز آباد به عسلويه توسط پتروشيمي ، رفتن به اين منطقه خيلي ميسر تر و راحت تر شده است . پتروشيمي با تاسيس سه شهرک بزرگ در اين منطقه اقدام به تاسيس فرودگاه جم نموده و چهارشنبه هر هفته يک پرواز به مقصد جم انجام مي شود که امکان بسيار خوبي براي سفر به اين منطقه اعجاب انگيز است .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن ۱۳۸۸ساعت 18:13  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

در سال روز چقدر کار می کنی
يك مرد پس از ۲ سال خدمت پي برد كه ترفيع نمي گيرد، انتقال نمي يابد، حقوقش افزايش نمي يابد، تشويق نمي شود. بنابراين او تصميم گرفت كه پيش مدير منابع انساني برود. مدير با لبخند او را دعوت به نشستن و شنيدن يك نصيحت كرد: «از تو به خاطر ۱ يا ۲ روز كاري كه تو واقعاً انجام مي دهي، تقدير نمي شود.»
مرد از شنيدن آن جمله شگفت زده شد اما مدير شروع به توضيح نمود.
مدير : يك سال چند روز دارد؟
مرد: ۳۶۵ روز، بعضي مواقع ۳۶۶.
مدير: يك روز چند ساعت است؟
مرد: ۲۴ ساعت
مدير: تو چند ساعت در روز كار مي كني؟
مرد: از ۱۰صبح تا ۶ بعدازظهر؛ ۸ ساعت در روز.
مدير: بنابراين تو چه كسري از روز را كار مي كني؟
مرد: ۳/۱
مدير: خوبت باشه!! ۳/۱ از ۳۶۶ چند روز مي شود؟
مرد: ۱۲۲ روز.
مدير: آيا تو تعطيلات آخر هفته را كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: در يك سال چند روز تعطيلات آخر هفته وجود دارد؟
مرد: ۵۲ روز شنبه و ۵۲ روز يكشنبه، برابر با ۱۰۴ روز.
مدير: متشكرم. اگر تو ۱۰۴ روز را از ۱۲۲ روز كم كني، چند روز باقي مي ماند؟
مرد:۱۸ روز.
مدير: من به تو اجازه مي دهم كه در تا ۲ هفته در سال از مرخصي استعلاجي استفاده كني .حال اگر ۱۴ روز از ۱۸ روز كم كني ، چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۴ روز.
مدير: آيا تو در روز جمهوري (يكي از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: آيا تو در روز استقلال (يكي ديگر از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۲ روز آقا.
مدير: آيا تو در روز اول سال به سر كار مي روي؟
مرد: نه آقا.
مدير :بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۱روز آقا.
مدير: آيا تو در روز كريسمس كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: هيچي آقا.
مدير: پس تو چه ادعايي داري؟
مرد: !!!
نتيجه اخلاقي: هرگز از مديريت منابع انساني كمك نخواهيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 9:8  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

دقيقترين ساعت جهان ساخته شد

 فيزيکدانان در موسسه ملي استاندارد و تکنولوژي آمريکا نسخه اي بهبود يافته از ساعت تجربي اتمي را بر اساس يک تک اتم آلومينيوم ساخته اند که طي 3.7 ميليارد سال آينده يک ثانيه جا به جا نشده و عقب نخواهد ماند.


اين ساعت با چنين ويژگي دقيقترين ساعت در جهان بوده و نسبت به ساعت پيشين اتم جيوه از دقتي دو برابر بيشتر برخوردار خواهد بود. اين ساعت نسخه دوم «ساعت منطق کوانتومي» اين موسسه است که به دليل استفاده از فرايندي که در ذخيره سازي اتمي اطلاعات در رايانه هاي آزمايشي کوانتومي مورد استفاده قرار مي گيرد به اين نام شهرت يافته است.

اين نسخه از دقتي دو برابر دقت ساعت نسخه اصلي NIST-F1 برخوردار است. به دليل اينکه مفهوم بين المللي ثانيه بر اساس اتم «سزيم» تشريح شده است اين اتم به عنوان مقياسي براي زمانبندي هاي رسمي به جا مانده است و هيچ ساعتي از نظر دقت نمي تواند با ساعت استاندارد سزيمي NIST-F1 اين موسسه رقابت کند.

با اين حال ساعت ارتقا يافته منطق کوانتومي با کمک يک تک يون آلومينيومي که در ميداني الکتريکي به دام افتاده و در فرکانس نور ماورا بنفش 100 هزار بار بلندتر از فرکانس هاي مايکروويو مورد استفاده در ساعت NIST-F1 حرکت مي کند، ساخته شده است. بالاتر بودن فرکانس نور يکي از عواملي است که در دقت و درستي ساعتها بسيار تاثيرگذار است.

ساعت ارتقا يافته نسبت به ساعت اصلي تفاوتهاي زيادي دارد که از آن جمله استفاده از يون همراهي است که کارکرد ساعت را موثرتر خواهد کرد. در اين ساعت از يک يون منيزيم براي خنک کردن يون آلومينيومي و ارسال سيگنال هايي براي رديابي تيک و تاک ساعت استفاده شده است.

بر اساس گزارش پاپ ساينس ، جدا از کاربردهاي آشکار يک ساعت، دقيقترين ساعت جهان از کاربردهاي بيشماري برخوردار است. دقت بسيار زياد ساعت هاي نوري در حال حاضر توانسته است رکوردي را اندازه گيري هاي مهم فيزيکي و کيهان شناسي به ثبت برساند و ساعت هاي نسل جديد مي توانند به حسگرهاي گرانشي براي کشف منابع طبيعي زيرزميني و مطالعات بنيادين زمين تبديل شوند و همچنين مي توان از آنها در سيستم هاي رديابي فوق دقيق براي فرود آمدن هواپيماها استفاده کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 8:54  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

آسمان خراش چرخنده


شهر «مال مو» در کشور سوئد از جمله شهرهایی است که برنامه های توسعه بسیار دقیقی در آن اجرا شده است. به طوری که پس از بررسی های فراوان و دقیقی که به وسیله معماران و شهرسازان اروپایی صورت گرفت، برج «Turning Torso»
(دومین برج بلند قاره اروپا) توسط «سانتیاگو کالاتروا» معمار برجسته اسپانیایی طراحی شد و ساخت آن پس از سه سال در اواخر سال 2005 میلادی به پایان رسید.
با آغاز پروژه ساخت برج ۵۵ طبقه
Turning Torso
، سوئدی ها به ویژه مردم شهر مل مو بی صبرانه منتظر افتتاح و آغاز به کار این برج ۱۹۵ متری بودند. این برج بلندترین ساختمان مسکونی کشور سوئد است که در راستای طرح
«West Harbour»
سوئد ساخته شد. این برج با الهام از حرکات طبیعی بدن انسان توسط کالاتروا، ابتدا در قالب یک مجسمه سنگی و سپس در قالب یک معماری hi-tech
(تکنولوژی سطح بالا) طراحی شد و اکنون نیز همخوانی کاملی با بافت جدید اطراف خود دارد.
سانتیاگو کالاتروا نقاش، مجسمه ساز و مهندس معمار زبردستی در طراحی ساختمان است که دوراندیشی او در پیش بینی سیستم سازه برج ها، مهمترین عامل موفقیت او است.
این برج از ۹ مکعب ۵ طبقه تشکیل شد که این ۹ مکعب با نود درجه چرخش، نمای منحصر به فردی را ایجاد کرده است. مکعب اول و دوم مخصوص دفاتر اداری- تجاری و بقیه مکعب ها مخصوص واحدهای مسکونی است که البته سالن های ورزشی، استخر، جکوزی و تالارهای پذیرایی هم جزء آنها است. طرح استثنایی این برج تاکنون دو جایزه ویژه بهترین طرح معماری برج های مسکونی و یک جایزه بهترین طرح سازه بتنی را تصاحب کرده است. از آنجایی که این برج یکی از ساختمان های معروف جهان است، می بایست امکانات رفاهی مناسبی را هم در اختیار ساکنان خود قرار دهد؛ چرا که اجاره ۵ هزار یورو به ازای هر متر مربع یک واحد مسکونی یا تجاری این برج امکانات خاصی را هم می طلبد.
تمامی واحدهای این آسمانخراش، تجهیز شده به لوکس ترین مبلمان و وسایل است. ضمن اینکه تجهیزات به کار رفته در واحدهای این برج ساخت شرکت های معتبر بوش آلمان و فیلیپس هلند است.
از جمله امکانات رفاهی قابل توجه این برج اداری- مسکونی در اختیار داشتن شبکه کامپیوتری داخلی است که ساکنان این آسمانخراش به وسیله آن می توانند به تمامی شبکه های کامپیوتری مرکز تجاری، خدماتی، تفریحی و... در داخل این برج دسترسی داشته و از امکانات آنها به عنوان عضوی از مجموعه
Turning Torso
با خدمات ویژه استفاده کنند. در ضمن یک شبکه اینترنت پرسرعت (دو گیگابایتی) و همچنین انشعاب تلویزیون کابلی ویژه این برج هم از امکانات ارتباطی قابل ذکری است که در اختیار ساکنان Torso است.
جالب اینکه در این آسمانخراش، ساکنان هر واحد می توانند در هر لحظه که بخواهند به وسیله سیستم مانیتورینگ اختصاصی شان از میزان مصرف آب، برق و سایر انرژی های مورد استفاده مطلع شوند.
گرچه معمار اسپانیایی با همکاری مشاوران خود، یک سیستم منطقی و مقاوم برای طرح این شاهکار معماری های تک در نظر گرفته بود ولی بدون شک اجرای سازه چنین برجی نیازمند تحقیقات و محاسبات علمی پیچیده یی است.
اساس طراحی و سیستم سازه این آسمانخراش براساس نتایج به دست آمده از آزمایش های دشوار «تونل باد» انجام شده روی ماکت این برج در دانشگاه وسترن شهر انتاریو کانادا تعیین و سپس به وسیله مهندسان ارشد سازه طراحی و محاسبه شده است.
طرح نخست، عبارت بود از یک فونداسیون حجیم بتنی به طول ۳۰ متر و ضخامت ۷ متر که به وسیله ستون های ویژه یی به ارتفاع ۱۸ متر بر پی اصلی این برج قرار گرفته و به پایین ترین سطح آسمانخراش متصل شده است. این ستون ها به منظور مقاومت در برابر فشارهای جانبی زمین توسط تیرهای بتنی به یکدیگر متصل شده اند.
در مرکز این فونداسیون استثنایی، یک سازه بتنی لوله یی شکل قرار دارد که با قطر داخلی ۵/۱۱ متر به عنوان محور و هسته مرکزی کل آسمانخراش به ارتفاع ۱۹۵ متر قرار گرفته است.
ضخامت دیواره این سازه لوله یی شکل که آسانسورها و راه پله این برج را در خود جای داده و تحمل بار اصلی برج برعهده آن است، روی فونداسیون ۴/۳ متر و در بالاترین نقطه برج ۶/۰ متر است.
کف تمامی طبقات برج که ضخامت سازه یی کمتر از ۳۰ سانتی متر دارد، به صورت یک لوح بتنی یکپارچه به هسته مرکزی متصل است.
انتقال نیروی های جانبی وارد بر ساختمان نیز برعهده سازه فولادی ۸۲۰ تنی است که در گوشه برج قرار گرفته است.
این سازه ساخت شرکت های اسپانیایی است و به وسیله شرکت دانمارکی
«Promecon»
نصب شده است که نیروهای جانبی وارده را به واسطه دیوارهای سازه یی طبقات به هسته مرکزی منتقل می کند.
در واقع در زیر فونداسیون برج یک صخره سنگی قرار دارد که بستر بسیار مناسبی برای احداث این آسمانخراش بزرگ است و ستون های استفاده شده در فونداسیون این برج به اندازه ۴ متر در این صخره سنگی فرو رفته اند.
پس از اجرای شبکه ۶۰۰ تنی فولادی فونداسیون، عملیات بتن ریزی پی برج به وسیله تجهیزات تولید شده در دو کارخانه نروژی و در مدت سه شبانه روز پیاپی انجام شد و ۵۱۰۰ مترمکعب بتن در این بخش برج استفاده شد.
نکته جالب در زمینه کنترل دمای این حجم از بتن ها است؛ چرا که بتن در مدت زمان رسیدن به مقاومت و گیرایش، در اثر فعل و انفعالات شیمیایی، مقداری گرما آزاد می کند که در چنین شرایطی سرد شدن سطح خارجی و گرم ماندن لایه داخلی موجب ایجاد ترک هایی در بتن می شود و این امر از استحکام و مقاومت نهایی بتن می کاهد. با توجه به ضخامت ۷ متری این فونداسیون، قبل از اجرای طرح مهندسان سازه شرایط بتن ریزی را توسط کامپیوتر شبیه سازی کردند تا شرایط دمای بتن در طول این مدت تحت کنترل باشد.
اجرای هسته لوله یی شکل برج هم توسط قالب های فلزی لغزنده انجام شد، به این صورت که پس از بتن ریزی هر طبقه از این هسته، این قالب فلزی مرکب به وسیله جک های هیدرولیک به طبقه بالا منتقل می شد.
بتن ریزی کف و دیوارهای برج هم پس از اتمام ساخت هر طبقه از هسته مرکزی به وسیله قالب های فلزی مثلثی که در کنار یکدیگر شکل مربع کف را تشکیل می دهند، انجام شد. در عملیات بتن ریزی هسته مرکزی هم، در کف طبقات و دیوارهای این برج از تکنولوژی
Self- compacting
یا بتن خودفشرده شونده استفاده شده که در این روش نیازی به متراکم کردن بتن ریخته شده به وسیله دستگاه های ویبراتور نیست.
از جمله کارهای حساس و پیچیده ساخت این آسمانخراش، اجرای نمای آن بود که نیازمند دقت بسیار بالایی بود. نمای ساختمان متشکل از ۲۸۰۰ پنجره و ۳۱۰۰ پانل آلومینیومی است که در زمان طراحی نما، آزمایش های فراوانی در مورد شیوه به کارگیری آنها انجام شد که نتیجه آن، ایجاد جداره یی مستحکم در برابر وزش بادهای تند، تبادل حرارت و جلوگیری از نفوذ صدا و رطوبت است. ضمن اینکه نحوه اتصال سازه فولادی به سازه بتنی این برج نیز توسط متخصصان دانشگاه وسترن دانشگاه کانادا طراحی و شبیه سازی شد و با همکاری بهترین متخصصان اروپایی، امریکایی و کانادایی این برج زیبا و استثنایی در سوئد بنا نهاده شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 8:51  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

  نیویورک تایمز نقل کرده است خیار دارای خواص زیر میباشد.  

 

1.     دارای ویتامینهایی است که روزانه ما بدن نیازداریم. مانند میتامینهای ب یک ، دو، سه، پنج، شش، اسید فولیک، ویتامین سی، کلسیم، آهن، منیزیم، فسفر و پتاسیم و روی

  2.     اگر بعد از ظهر خسته هستی بجای اینکه نوشیدنیهای کافیئن دار بنوشی یک خیار بخور.آنها دارای ویتامینهای بی و هیدروکربور هستند که شما را سرحال آورده و چند ساعت نگه میدارد.

 

 

3.     اگر آینه حمام بخار میکند آنرا به آینه بمالید تا از بخار کردن جلو گیری کند.

  4.     اگر حشرات و حیوانات باغچه شما را نابود میکنند یک بشقاب آلومینیومی خیار لایه لایه برش خورده را بگذارید تا همه آنها را فرار دهد.

 مواد خیار با آلومینیوم ترکیب شده و بویی را ایجاد میکند که همه حشرات و... را فراری میدهد. ولی انسان آنرا حس نمیکند.

  5.     اگر روی پوست خود ناهمواری دارید و میخواهیدکه از شر آن قبل از رفتن به استخر خلاص شوید خیار برش خورده را به آن محل ها روی پوست خود بمالید. مواد فتوشیمیایی خیار باعث میشود که کلوژنهای پوست جمع شود و چاله چوله ها از بین بروند. روی چروکها نیز بسیار موثر است.  

 

6.     اگر میخواهید بر گرسنگی عصر فائق آئید خیار بخورید.

  7.     یک ملاقات مهم دارید ولی فرصت واکس زدن ندارید خیار را بمالید روی کفش آنرا براق نموده در مقابل نفوذ آب نیز مقاوم میشود.

  8.     اگر روغن ندارید، و لولاها سرو صدا میکنند آنرا به آن بمالید روان شوند.  

 

9.   اگر دچار استرس هستید، یک خیار را خرد کرده و در آب جوش بگذارید، مواد شیمیایی آن باعث آرامش شما میشود.

  10.   بعد از غذا آدامس ندارید و میخواهید به یک ملاقات تجاری بروید، یک برش از خیار را برای سی ثانیه به سقف دهان بفشرید، بوی بد دهان با کشته شدن باکتریهای بد بو از بین میرود.  

11.    اگر یک روش سبز برای تمیز کردن وسایل استیل میخواهید، با خیار آنها را تمیز کنید.

  12.    اگر در حال نوشتن اشتباه کردید از آن میتوانید بعنوان    پا ک کن (از قسمت بیرونی آن) استفاده کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 4:2  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

( پیدایش انسان )
 
روزی دختر کوچولویی از مادرش پرسید: مامان؟ نژاد انسان ها از کجا اومد؟
مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژاد انسان ها به وجود اومد
دو روز بعد دخترک همین سوال رو از پدرش پرسید.
پدرش پاسخ داد: خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد
دختر کوچولو که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت: مامان؟ تو گفتی خدا انسان ها رو آفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم!
مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات در مورد خانواده ی خودش


درس اول :
یک خانم هنگام چسباندن تمبر برای پست کردن یک نامه بطور رایج از زبانش استفاده کرد که گویا زبان اون خانم با لبه ی تمبر یک زخم خیلی کوچک پیدا می کند. چند روز بعد اون خانم متوجه تورمی در زبان خود می شود و به دکتر مراجعه می کند، پس از معاینه دکتر خاطر نشان می کند که هیچ مشکلی وجود ندارد و هیچ چیز غیر عادی مشاهده نکرده است. اما چند روز بعد تورم زبان خانم بیشتر و بیشتر می شود و بسیار دردناک به طوری که غذا خوردن وی دچار مشکل می شود. وی دوباره به دکتر مراجعه میکند و این بار پس از عکس برداری برای انجام یک عمل کوچک راهی بیمارستان می شود جالب اینجا است که پس از شکاف کوچکی که دکتر روی زبان وی بوجود می آورد، سوسکی کوچک به آرامی از درون زبان وی به بیرون می خزد. دکتر متوجه می شود که تعدادی تخم سوسک درون زبان این خانم بارور شده است. بدینصورت که پس از لیس زدن تمبر تعدادی تخم سوسک از طریق زخمی که لبه ی تمبر بر زبان او ایجاد کرده بود وارد زبانش شده و چون بافت زبان بافتی گرم و مرطوب است محلی مناسب برای رشد سوسکها به وجود آورده بود!

از زبان اندی هوم بشنوید : من سالها پیش در یک شرکت تولید تمبر کار می کردم و گفته شده بود که هرگز به تمبر زبان نزنم و آن زمان نمی دانستم که دلیلش چیست پس از مدتی هنگام انتقال 2500 تمبر به انبار رفتم تعداد زیادی سوسک آنجا دیدم. نکته قابل توجه این که سوسکها از چسب پشت تمبرها تغذیه می کنند.

نتیجه اخلاقی : هرگز برای مرطوب کردن پشت تمبر از زبانتان کمک نگیرید!

 


درس دوم :
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد

نتیجه اخلاقی : یکی از خواسته هاتون از خدا همیشه این باشه که ایکاش سایه ی فقر و نداری تو زندگی هیچ بنی بشری نباشه!

 


درس سوم :
مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده ۴۵ ساله اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی كنار پنجره‌شان نشست.
پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ.
پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟ پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه.
بعد از مدت کوتاهی پیرمرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟ عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ!
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود:
امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم ...

نتیجه اخلاقی : قدر قلب پرمهر همه پدران، مادران و تمام کسانیکه به گردنمان حقی دارند بدانیم و ناآگاهانه آنها را نرنجانیم!

 


درس چهارم :
در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابر این پدر پابلو، یا همان کشیش بازنشسته تصمیم گرفت کمی‌ برای حاظرین صحبت کند.
او پشت میکروفون قرار گرفت و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد ...

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفون قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بودم که برای اعتراف مراجعه کردم!

نتیجه اخلاقی : وقت شناسی شما شاید موجب فاش نشدن اسرارتان گردد!

 


درس پنجم :
پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد.
وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت.
اما در مدتی که در آن خانه کار می کرد متوجه شد که پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است.
او در حین کار با پیرمرد صحبت می کرد و کم کم با او ارتباط دوستانه ای برقرار کرد.
در این مدت او به معلولیت جسمی پیرمرد اشاره ای نکرد.
پس از پایان سفیدکاری وقتی که کارگر صورت حساب را به همسر او داد، پیرزن متوجه شد که هزینه ای که در آن نوشته شده خیلی کمتر از مبلغی است که قبلا توافق کرده بودند.
پیر زن از کارگر پرسید که: شما چرا این همه تخفیف به ما می دهید؟
کارگر جواب داد: من وقتی با شوهر شما صحبت می کردم خیلی خوشحال می شدم و از نحوه برخورد او با زندگی متوجه شدم که وضعیت من آنقدر که فکر می کردم بد نیست.
پس نتیجه گرفتم که کار و زندگی من چندان هم سخت نیست. به همین دلیل به شما تخفیف دادم تا از او تشکر کرده باشم.
پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواری کارگر منقلب شد و اشکش جاری شد. زیرا او می دید که آن کارگر فقط یک دست داشت!

نتیجه اخلاقی : سعی کنیم در هر زمان از حس اعتمادبخشی و رعایت حال دیگران غافل نشویم!

 


درس ششم :
كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.
پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.
مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها بایستد.
روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...

نتیجه اخلاقی : مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود!

 


درس هفتم :
پاشاه بزرگ یونان، اسکندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، اسکندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرماندهان ارتش را فرا خواند و گفت:
من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.

فرماند هان ارتش در حالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند. اسکندر گفت:
اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.
ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.
سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.

مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند. اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت.
فرمانده ی مورد علاقه اسکندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت گفت:
پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟

در پاسخ به این پرسش، اسکندرنفس عمیقی کشید و گفت:
من می خواهم دنیا را آگاه سازم از سه درسی که تازه یاد گرفته ام. می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد. آنها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند. بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.
دومین خواسته ام در مورد پوشاندن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.
و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم.

آخرین گفتار اسکندر: بدنم را دفن کنید، هیچ مقبره ای برایم نسازید، دستانم را بگذارید بیرون باشد تا اینکه دنیا بداند شخصی که چیزهای خیلی زیادی بدست آورد هیچ چیزی در دستانش نداشت زمانی که داشت از دنیا می رفت!

نتیجه اخلاقی : چه خوب است که از تاریخ پند بگیریم و اندرزهایش را بکار بندیم!

 


درس هشتم :
مرد جوانی به نزد "ذوالنون مصری" آمد و شروع كرد به بدگویی از صوفیان.
ذوالنون انگشتری را از انگشتش بیرون آورد و به مرد داد و گفت: این انگشتر را به بازار دست فروشان ببر و ببین قیمت آن چقدر است؟
مرد انگشتر را به بازار دستفروشان برد ولی هیچ كس حاضر نشد بیشتر از یك سكه نقره برای آن بپردازد.
مرد دوباره نزد ذوالنون آمد و جریان را برای او تعریف كرد.
ذوالنون در جواب به مرد گفت: حالا انگشتر را به بازار جواهر فروشان ببر و ببین آنجا قیمت آن چقدر است.
در بازار جواهر فروشان انگشتر را به قیمت هزار سكه طلا می خریدند!

مرد شگفت زده نزد ذوالنون بازگشت و او را از قیمت پیشنهادی بازار جواهرفروشان مطلع ساخت.
پس ذوالنون به او گفت: دانش و اطلاعات تو از صوفیان به اندازه اطلاعات فروشندگان بازار دست فروشان از این انگشتر جواهر است.
قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری!

نتیجه اخلاقی : هرگز ناآگاهانه قضاوت نكنیم، چراکه قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری!

 


درس نهم :
یكی از نمایندگان فروش شركت كوكاكولا، مایوس و ناامید از خاورمیانه بازگشت.
دوستی از وی پرسید: چرا در كشورهای عربی موفق نشدی؟

وی جواب داد: هنگامی كه من به آنجا رسیدم مطمئن بودم كه می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشكلی كه داشتم این بود كه من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم كه پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی كردم:

پوستر اول مردی را نشان می داد كه خسته و كوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.
پوستر دوم مردی كه در حال نوشیدن كوكا كولا بود را نشان می داد.
پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.
پوستر ها را بترتیب در همه جاهایی که در معرض دید بود چسباندم.

دوستش از وی پرسید: آیا این روش به كار آمد؟
وی جواب داد: متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند ...

نتیجه اخلاقی: همیشه مخاطب خود را بشناسید و در ارزیابی های خودتون، فرهنگ، رسوم و حتی زبان آنها را در نظر بگیرید!

 


درس دهم :
وقتی کودکی هفت ساله بودم، پدر بزرگم مرا به برکه ای در یک مزرعه برد و به من گفت: سنگی را به داخل آب بینداز و به دایره هایی که توسط این سنگ ایجاد شده نگاه کن. سپس از من خواست که خودم را به جای آن سنگ تصور کنم. او گفت: "تو می توانی تعداد زیادی از جلوه ها و نمودها را در زندگیت خلق کنی اما امـواجی که از این جلوه ها پدیـد می آید، صلح و آرامش موجود در تمام مخلوقات تو را بر هم خواهد زد. به خاطر داشته باش که تو در برابر هر آنچه در دایره زندگیت قرار می دهی مسوولی و این دایره به نوبه خود با بسیاری از دایره های دیگر ارتباط خواهد داشت. نیازمند خواهی بود تا در مسیری زندگی کنی که اجازه دهد، خوبی و منفعت ناشی از دایره ات، صلح و آرامش را به دیگران منتقل کند. آن جلوه هایی که از عصبانیت و حسادت ناشی می شود، همان احساسات را به دیگر ذایره ها خواهد فرستاد. تو در برابر هر دوی آن ها مسوولی."
این نخستین بار بود که دریافتم هر شخص قادر است صلح و یا ناسازگاری درونی خلق کند که در جهان پیرامونش جریان یابد. اگر وجودمان سرشار از نزاع، نفرت، تردید و خشم باشد، هرگز نمی توانیم صلح را در جهان برقرار سازیم. ما احساسات و افکاری را که در درون نگاه داشته ایم از خود ساطع می کنیم، چه در مورد آن ها صحبت کنیم چه سکوت اختیار کنیم. هرآنچه در درون خویش داریم به جهان پیرامون ما سرایت می کند و خلق زیبایی یا ناسازگاری با تمامی دوایر دیگر زندگی مرتبط می باشد.

نتیجه اخلاقی : این تمثیل جاودانی را همیشه به خاطر بسپاریم که به هر چیزی توجه کنیم، رشد و توسعه می یابد، از افکارمان تا اعمالمان!

 


درس یازدهم :
پشت درب اطاق عمل نگرانی موج میزد. بالاخره دكتر وارد شد، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی ...
پزشک جراح در حالی كه قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه باید حامل خبر بدی براتون باشم، تنها امیدی كه در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه."
"این عمل، كاملا در مرحله أزمایش، ریسكی و خطرناكه ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره، بیمه كل هزینه عمل را پرداخت میكنه ولی هزینه مغز رو خودتون باید پرداخت كنین."
اعضاء خانواده در سكوت مطلق به گفته های دكتر گوش می كردند، بعد از مدتی بالاخره یكیشون پرسید :"خب، قیمت یه مغز چنده؟"
دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ برای مغز یك زن و 200$ برای مغز یك مرد."
موقعیت ناجوری بود، خانمهای داخل اتاق سعی می كردند نخندند و نگاهشون با آقایان داخل اتاق تلاقی نكنه، بعضی ها هم با خودشون پوزخند می زدند !
بالاخره یكی طاقت نیاورد و سوالی كه پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید كه : "چرا مغز خانمها گرونتره؟"
دكتر با معصومیت بچه گانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد كه : "این قیمت استاندارد مغزه!"
ولی مغز آقایان چون استفاده میشه، خب دست دومه و طبیعتا ارزونتر!"

نتیجه اخلاقی : این مطلب رو برای تمام آقایان باهوشی كه به یه لبخند جانانه نیاز دارن بفرستین


ساعت مچی

مرد جوان: ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده؟
پیرمرد: معلومه که نه!
- چرا آقا... مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین؟!
- یه چیزایی کم میشه و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه
- ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری؟!
- ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر می کنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه؟
- خوب... آره امکان داره
- امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیش تر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی
- خوب... آره این هم امکان داره
- یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور و ورا رد می شدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم و بعد این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده
- آره ممکنه...
- بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم از دختر من خوشت بیاد
- لبخندی بر لب مرد جوان نشست
- در این زمان هست که تو هی می خوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش می خوای باهات قرار بذاره و یا این که با هم برین سینما!
- مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد
- دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و همیشه چشم انتظارته که بیای و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست می کنی که باهات ازدواج کنه
- مرد جوان همچنان نیش لبخندش بازتر شد
- یه روزی هر دوتاتون میاین پیش من و به عشقتون اعتراف می کنین و از من واسه عروسیتون اجازه می خواین
- اوه بله... حتما و تبسمی عاشقانه بر لبانش نشست

- پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت: من هیچ وقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مثل تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه... می فهمی؟!
و پیرمرد با عصبانیت از مرد جوان دور شد ...

نتیجه اخلاقی : درسته با مـوبــایــلت راحت زندگی می کنی ولی ساعت مچی بینوا هم شاید یه روزی برات شانس بیاره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 1:44  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:
 بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ماحیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم.پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است... .
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم...
شتر مادر: بپرس عزیزم.
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟
نتیجه گیری:
مهارت ها، علوم، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است
که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید... پس همیشه از خود بپرسید:
الان شما در کجا قرار دارید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 0:46  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

ویژگیهای جمعیت

الف: جمعیت و پراکندی آن
جمعیت استان بوشهر که در مساحتی حدود ۲۳۱۶۷ کیلومتر مربع زندگی می کنند در سرشماری ۱۳۷۵ خورشیدی ۷۴۳۶۷۵ نفر بوده که از این تعداد ۹/۵۰ درصد در نقاط شهری و ۱/۴۹ درصد در نقاط روستایی سکونت داشته و کمتر از یک دهم درصد آنان غیر ساکن بوده اند.
ب: ساخت جنسی و سنی
در این استان در مقابل هر ۱۰۰ زن ۱۰۴ نفر مرد وجود داشته است. این نسبت در بین اطفال کمتر از یک ساله برابر ۱۰۵ و در بین بزرگسالان (۶۵ساله و بیشتر) برابر ۱۰۷ بوده است.

ج : وضع زناشویی
در مهر ماه ۱۳۶۵ ش در بین جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر نقاط شهری استان بوشهر ۱/۵۶ درصد از مردان و ۴/۶۵ درصد از زنان ، حداقل یک بار ازدواج کرده بودند . این نسبت در نقاط روستایی برای مردان ۳/۵۶ درصد و برای زنان ۶/۶۳ درصد بوده است. نسبت افراد هرگز ازدواج نکرده در جمعیت ده ساله و بیشتر در نقاط شهری ، برای مردان ۹/۴۱ درصد و برای زنان ۱/۳۳ درصد و درنقاط روستایی ، برای مردان ۳/۴۲ درصد و برای زنان ۱/۳۵ درصد بوده است.

د: مهاجرت

منطقه بوشهر به لحاظ موقعیت سوق الجیشی و وجود شرکتهای بزرگ نفتی و اجرای طرحهای صنعتی بزرگ مانند نیروگاه اتمی ، کشتی سازی ، نیروی انسانی فعال استانهای مجاور و مناطق دیگر را به خود جذب کرده است. در داخل منطقه نیز جا به جایی جمعیت افزایش یافته است. زیرا به علت کمبود امکانات کشاورزی ، خصوصاً کمبود آب اراضی مورد نیاز و عدم امکانات رفاهی و پائین بودن سطح درآمد کشاورزان مهاجرت روستائیان به مراکز و شهرهای استان صورت گرفته است. به علت نزدیک بودن این استان به شیخ نشینهای خلیج فارس عده ای از اهالی منطقه برای کار و امرار معاش به کشورهای واقع در کرانه جنوبی خلیج فارس و دریای عمان مهاجرت کرده اند.

نژاد :
با توجه به کشفیات باستانشناسی و مدارک مکتوب تاریخی ، معلوم گردیده است که ایران من جمله استان بوشهر از آغاز رهگذر و محل سکونت نژادها و ملل گوناگونی بوده است ، زبانها و گویشهای مختلفی در این منطقه تکلم می شد . خصوصیات جسمانی متفاوتی در این سرزمین به هم آمیخته است .پیش از ورود و استقرار آریائیان در بوشهر ، نژادهادی بومی دراین منطقه می زیسته اند و مدارکی که از عصرحجر ، کاکولیتیک و برنز (مفرغ ) قدیم باقی مانده است بر این قضیه گــواهی می دهد که علاوه بر نژاد مدیترانه ای نژادهای دیگر مانند : دراویدی ، سیاه پوست ،سامی ، عیلامی ، عرب درسرزمین بوشهر سکونت داشته اند و فرهنگهای متفاوتی درآنجا به هم اختلاط یافته است.

جغرافیای سیاسی :
استان بوشهر با مساحتی در حدود ۲۳۱۶۷ کیلومتر مربع بین ۲۷ درجه و ۱۴ دقیقه تا ۳۰ درجه و۱۶ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۶&nh2sp; دقیقه تا ۵۲ درجه و ۵۸ دقیقه طول شرقـــی از نصف النهار گرینویچ در جنوب ایران واقع گردیده است . این اسنان از شمال به استان خوزستان و قسمتی از استان کهلیکویه و بویراحمد ، از جنوب و مغرب به خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان و از شرق به استان فارس محدود می گردد .استان بوشهر دارای ۸ شهرستان به نام های :

بوشهر (مرکز استان ) ، تنگستان ، دشتستان ، دشـتی ، دیر ، کنـگان و گنـاوه و دارای ۱۷ بخـش و ۳۶ دهستــان می باشد و طبق آخریـن سرشـماری (۱۳۷۵ خورشیدی) جمعیت کل استان به ۷۴۳۶۷۵ نفر می رسد

آب و هوا :
عوامل متعددی از جمله کمی ارتفاع قرار گرفتن در محدوده عرض های جغرافیایی پایین ، مجاورت با دریا، وزش بادهای گرم جنوب غربی و بادهای گرم و مرطوب دریایی و عبور پاییزی زمستانی سیکلون های سودانی و مدیترانه ای از عوامل عمده تعیین کننده وضعیت اقلیمی منطقه می باشند.

این منطقه به دلیل نزدیکی به خط استوا و کمی ارتفاع به طور کلی دارای آب و هوای گرم ( نوع بیایان کناری ) است که در داخل استان گرم و خشک و در سواحل گرم و نمناک است. حداکثر مطلق دمای استان ۵/۵۲ درجه سانتیگراد و حداقل مطلق درجه حرارت به ۱- درجه سانتیگراد می رسد میانگین دمای سالانه بوشهر ۷/۲۵ درجه سانتیگراد است . تغییرات فصلی درجه حرارت نیز تابع تغییر تابش خورشید در طول سال است اختلاف درجه حرارت در ماه های زمستان و تابستان نسبتا” زیاد و حدود ۲/۱۹ درجه سانتیگراد است بین فصول زمستان و پاییز و بهار و تابستان اختلاف کم تری مشاهده می شود.

میانگین بارش سالانه استان بوشهر ۲۲۰ میلیمتر است این بارندگی ها در فصول پاییز و زمستان روی می دهد، به طور کلی استان بوشهر ۶ ماه از سال گرم، دو ماه تقریبا” معتدل تا سرد و حدود چهار ماه از سال معتدل تا گرم می باشد. نم موجود در ساحل دما را تا حدودی متعادل می کند اما در صد رطوبت در برخی از ماه ها چنان بالا می رود که به حد اشباع می رسد. در این حالت هوا از فعل انفعالات می افتد و یک هوا دم کرده و کم تحرکی به وجود می آورد که اصطلاحا” به آن شرجی می گویند.

چشمه ها :
در این استان تعدادی چشمه های گوگردی و آب شیرین وجود دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از :

۱- چشمه های گوگردی دامنه های شرقی دشت برازجان ( چشمه آب گرم دالکی ) که آب آن ها دارای ترکیبات گوگردی است . این چشمه ها به رودخانه دالکی می ریزند.

۲- چشمه های آب گرم منطقه اهرم از جمله چشمه آب گرم آقا میراحمد که به علت عمق زیاد برای معالجه بیماری های پوستی بسیار مورد توجه است.

۳- چشمه آب اباد اهرم

۴- چشمه های آب شیرین ناحیه خائیز اهرم که تعداد آن ها نسبتا” زیاد بوده و دارای کیفیت بسیار خوبی هستند، چشمه زیبای بنیان پر آب ترین چشمه این ناحیه می باشد.

۵- چشمه های منطقه فاریاب که از به هم پیوستن آب ان ها رود فاریاب و آبشار زیبای فاریاب تشکیل می شود مهم ترین چشمه این منطقه چشمه تنگ فاریاب سات که اهالی روستای فاریاب برای آبیاری باغ های خود از ان استفاده می کنند .

علاوه بر چشمه های فوق چشمه کوچک تر و کم آب تر در نواحی دشتستان و جم و ریز وجود دارد همچنین در نزدیکی روستای زیراه سعد آباد آثار یک رشته قنات قدیمی که به صورت یک آبشار حداکثر دو متری در دره حاصلخیز و زیبا که خود ایجاد کرده سقوط می کند . همراه با پوشش گیاهی آن منظره زیبایی را به وجود آورده است.

جنگل ها و مراتع :
وسعت پوشش جنگلی استان بوشهر ۳۳۴۲۰۰ هکتاراست که ۹۴/۱۸ در صد از کل وسعت منابع طبیعی استان را تشکیل می دهد. با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی حاکم بر منطقه در حال حاضر جنگل های استان عموما” جنبه حفاظت شده داشته و اصولا” مورد بهره برداری قرار نمی گیرند.

مراتع :
وسعت کل مراتع استان بوشهر در حدود ۱/۱ میلیون هکتار می باشد که شامل مراتع دشتی و کوهستانی است. قریب ۶۰۰ هزار هکتار از این مراتع در حاشیه خلیج فارس قرار دارد که به علت شوری شدید خاک و وجود گیاهان نامرغوب ( از لحاظ تعذیه دام ) قابلیت استفاده چندانی ندارند ولی در فصول زمستان و اوایل بهار چشم اندازی خیره کننده در بسیاری از نقاط استان ایجاد می کنند.

بقیه مراتع استان که حدود ۱/۱ میلیون هکتار می باشد از نظر عوارض طبیعی به دو قسمت تقسیم می گردد. یکی مراتع دشتی حاشیه خلیج فارس تا ارتفاع ۷۰ متر که دارای شیب کم و بسیار یک نواخت می باشد. در بخش ساحلی، به دلیل بالا بودن سطح سآب های زیرزمینی گیاهان شور پسند سالسولا پوشش عمده را تشکیل می دهد و به تدریج که به طرف ارتفاعات کم پیش می رویم گیاهان دیگری مانند اتریپلکس و سالکورنیا جای گزین می گردند. ناحیه شمالی و شرقی استان از ارتفاع تقریبی ۷۰ بالاتر که دارای آب و هوای ملایم تر می باشد، از تنوع گیاهی بهرتی برخوردار است پوشش گیاهی این مراتع را عمدتا” گیاهان علفی با گونه غالب بهمن و انواع لگم های گرمسیری از قبیل یونجه، شبدر، ماشک گل خوشه ای نوعی اسپرس و غیره همراه با گونه های بوته ای خانواده بقولات مانند:

گون، اتنگرس و نوعی درمنه و گونه های درختی و درختچه ای مانند : کنار، بنه، بادام کوهی و کلخنگ تشکیل می دهد.

چشم اندازهای کوهپایه ای :
در استان بوشهر رویش گیاه همزمان است با فصل مرطوب ( فصل بارندگی ) به همین جهت در کوهپایه های منطقه دشتستان، تنگستان دشتی و جم و ریز در فصول پاییز، زمستان و اوایل بهار پهنه های وسیعی از گل های رنگارنگ و مراتع سرسبز و زیبایی به وجود می آید که در نوع خود بی نظیر است این مناظر را می توان در مسیر جاده اهرم، برازجان ن کوهپایه های خورموج، پشتکوه، اطراف زیارت و محدوده کوهستانی شهرستان گناوه با کهکیلویه مشاهده کرد.

بادهای محلی :
در واقع قسمتی از همان توفان های خلیج فارس هستند که در اثر اختلاف فشار بین بیابان عربستان و ارتفاعات جنوب ایران ( زاگرس) در ایران در فصول مختلف پدید می آید این بادها تقریبا” در تمام سواحل خلیج فارس می وزند و درنقاط مختلف فارس دارای اسامی متفاوت هستند بنا به مقتضیات زمانی یعنی فصول وقوع آنان و تصور ذهنی دریانوردی در خلیج فارس انجام می شده و خطرات ناشی از آن به نام های گوناگون معروف است که مهم ترین آنان ها عبارتند از :

لیمو ( یا لحیمر ) لچیزب، باد شمال، باد سهیلی ، باد غبوب، باد تریه، باد سبعه، باد پیرزن و … وقوع بیشتر این بادها در فصل پاییز و زمستان است.

در استان بوشهر تعدادی رودخانه های دائمی و فصلی وجود دارد علاوه بر آب های سطحی تعدادی چشمه های گوگردی و آب شیرین در اطراف برازجان و اهرم وجود دارد که برخی از آن عبارتند از چشمه های گوگردی دامنه های شرقی دشت برازجان ( اطراف دالکی ) چشمه های آب گرم منطقه اهرم، چشمه های آب شیرین خائیز که تعداد آن ها نسبتا” زیاد و دارای کیفیت بسیار خوبی هستند ، چشمه های منطقه فاریاب که از به هم پیوستن آن ها رود فاریاب تشکیل می شود و مهم ترین چشمه این منطقه چشمه تنگ فاریاب است.

جغرافیای اقتصادی :

وضعیت و جایگاه صنعت استان :
از مهمترین شاخصه هایی که می تواند جایگاه صنعت استان را در مجموع صنعت کشـــــــــــــور مشخص نماید تعداد کارگاههای بزرگ صنعتی ، میزان استغادل سرمایه گذاری >، ارزش افزوده و بهــره وری نیروی کار است که طی دهه های گذشته وضعیت این شاخص ها در سطح استان به شرح ذیل بوده است نرخ رشد اشتغال در بخش صنعت استان در دو مقطع ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ برابر ۵/۲۸ و ۴/۱۰۱ درصد در سال ۱۳۶۵ به طور قابل توجهی بیش از متوسط کل کشور می باشند و سهم اشتغال بخش صنعت از ۹/۴ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۱/۶ درصد در سال ۱۳۷۵ افزایش یافته است . تعداد کارگاههای بزرگ صنعتی استان طی سال های ۷۳ ـ ۱۳۵۵ در حدود ۶ برابر افزایش یافته و میزان اشتغال در این واحد نیز نزدیک به ۵/۴ برابر افزایش یافته است سهم تعداد کارگاههای بزرگ صنعتی استان از کل کشور طی دوره فوق دائماً رو به افزایش بوده است .

ارزش افزوده کارگاههای بزرگ صنعتی استان به قیمت جاری طـــــــی سال های ۷۳ ـ ۱۳۵۳به طور متوسط سالیانه در حدود ۲۶ درصد رشد داشته است. کمبود شدید تأسیسات زیر بنایی ، تسهیلات و تجهیزات شهری . خدمات آموزشی. بهداشت و درمان . کمبود نیروی انسانی متخصص و از همهمهمتر دوری از مراکز تصمیم گیری کشور و نقش ناچیز آن در سلسله مراتب در قبل و بعد از انقلاب اسلامی موجبات توسعه یافتگی مور نظر یا انتظار صنعت را در استان فراهم نیاورده است. علی رغم عوامل فوق مهمترین دلیل عقب ماندگی بخش صنعت در استان ، سهم بسیار پائین وناچیز سرمایه گذاری بخش عمومی در استان است . بیش از نیمی از اشتغال زایی بخش صنعت در کشور از طریق شرکت های دولتی انجام شده است در حالتی که ظرفیت اشتغال زایی بخش عمومی در استان بوشهر نزدیکبه ۴درصد بوده است . علی رغم بهبود نسبی گسترش صنعت خصوصاً صنایع کوچک در استان طی دو دهه اخیر تغییر محسوسی در سهم شاخص های بخش صنعت استان از کل کشور ایجاد نشده است . که البته با در نظر گرفتن سهم ناچییز بخش عمومی در اشتغال و ارزش افزوده و سرمایه گذاری، عقب ماندگی بخش صنعت استان کاملاً طبیعی به نظرمی رسد . با توجه به قابلیت هایی که در پی می آید سرمایه گذاری هر چه بیشتر بخش عمومی و خصوصی را در بخش صنعت استان اقتضا می نماید.

روند تغییرات سیرتوسعه صنعتی :
صنعت در استان بوشهر در آغاز راه جوان است و بر اساس آمارهای موجود قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد ۱۷ واحد صنعتی با سرمایه گذاری یک میلیارد ریال در استان راه اندازی شده که منجر به اشتغال ۱۳۶۳ نفر گردیده است ، عمده اشتغال صنعتی استان در قبل از پیروزی انقلاب واستقرار نظام جمهوری اسلامی مربوط به شرکت های صنعتی دریایی ایران (صدرا)‌ و کارخانه اعتمادیه بوشهر و مابقی مربوط به چند واحد یخ سازی و چند واحد گچ بری سنتی می باشد.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ده سال ۱۳۶۷ ـ ۱۳۵۸ تعداد ۱۴۳ واحد صنعتی با سرمایه گذاری ۱۰ میلیارد ریال به بهره برداری رسیده که منجر به اشتغال ۱۶۸۹ نفر گردیده است غالب واحدهای به بهره برداری رسیده طی این دوره زمانی ، واحدهای تولیدی درب و پنجره سازی آهنی و آلومینیمی ، بلوک و موزائیک ، مصنوعات چوبی و گچ بزی سنتی بوده است .

از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ۱۳۶۷ غالباُ تعداد ۲۴۸ فقره موافقت اصولی جواز تأسیس ) با پیش بینی سرمایه گذاری ۵۸ میلیارد ریال و پیش بینی اشتغال ۱۳۳ نفر صادر گردیده که در سال های بعد به ثمر نشسته و تبدیل به واحدهای صنعتی دایر گردیده اند . در طی برنامه اول توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور همزمان با آغاز دوران سازندگی و بهدنبال شکل گیری نسبی صنعت در استان بوشهر صنعت در این دوره سرعت بیشتری یافته به طوری که در طی برنامه ۱۲۴ واحد تولیدی با سرمایه گذاری ۴/۳۶ میلیارد ریال به بهره برداری رسیده اند که منجبر به اشتغال ۲۰۳۹ نفر گردیده است . بیشترین سرماهی گذاری صنعتی در این دوره متوجه صنایع غذایی مرتبط با صنایع شیلاتی (شامل بسته بندی خرما و فراورده های جانبی آن ) بوده است . طی این برنامه تعداد ۴۳۸ فقره جواز تأسیس با سرمایه گذاری ثابت ۲/۵۸۴ ملیلیارد ریال صادر گردیده است .

طی برنامه دوم توسعه ، تعداد ۱۵۳ واحد تولیدی با سرمایه گذاری ۱۶۵/۱۵۰ میلیارد ریال به بهره برداری رسیده که منجر به اشتغال ۳۰۷۸ نفر گردیده است . ۸/۲۱ درصد اشتغال ایجاد شدهدر بخش صنایع نساجی و جرم ، ۹/۱۹ درصد در بخش صنایع غذایی و دارویی ۹/۱۸ درصد در بخش صنایع خودرو و نیز محرکه ۱۵ دوره تعداد ۴۹۴ فقره جواز تأسیس با سرمایه گذاری ثابت ۱۱/۱۲۴۸ میلیارد ریال و پیش بینی تعداد کل جواز تأسیس صادره در سال ۱۳۷۸ ، ۱۵۳ واحد تعداد پروانه بهره برداری ۴۵ فقره ، میزان سرمایه گذاری انجام شده ۳۲۷۵۹ میلیون ریال و تعداد اشتغال ۴۷۱ نفر بوده است . گرایش سرمایه گذاری بخش خصوص در استان بوشهر در سال ۱۳۷۸ بیشتربه سمت صنایع غذایی ، کانی غیر فلزی و سلولزی و شیمیایی بوده است . بیش از ۸۰% تعداد واحدها نزدیک به ۹۳درصد سرمایه گذاری پیش بینی شده و بیش از ۸۳ درصد اشتغال پیش بینی شده واحدهایی که در سال ۱۳۷۸ جواز تأسیس گرفته اند مربوط به ۳نوع صنعت مذکور بوده است . تعداد واحدهای فعال استان تا پایایان آبان ماه سال ۱۳۷۹ . ۲۶۴ واحد با مجموع سرمایه گذاری ۱۷۰۰۲۵ میلیون ریال و اشتغال ۵۵۶۴ نفر افزایش یافته است .

عمده واحدهای فعال استان به تفکیک توزیع میزان سرمایه گذاری انجام شده در شهرستان ها عبارتند از :
۵۱ درصد در شهرستان کنگان ، ۲/۴ درصد شهرستان دیر ، ۲/۳ درصد در شهرستان دشتی ۲/۱ درصد در شهرستان تنگستان و ۶ درصد در شهرستان گناوه .توزیع میزالن سرمایه گذاری انجام شده بر حسب نوع صنعت عبارتند از ۵/۲۵ درصد صنایع غذایی و دارویی ، ۲۲ درصد صنایع شیمیایی ، ۹۰/۱۲ درصد صنایع کانی غیر فلزی ، ۲/۱۱ درصد صنایع خودرو و نیروی محرکه ، ۸۵/۱۰ درصد نساجی و چرم ، ۷/۹ درصد صنایع سلولزی ، ۲/۵ درصد صنایع فلزی ، ۶/۲ درصد صنایع ماشین سازی و تجهیزات ۴% درصد صنایع ریخته گری و ۳% درصد در صنایع برق و الکترونیک مهم ترین محصولات تولیدی شرکت های صنعتی فعال استان بوشهر شامل انواع ماکارونی ، آرد ، بستـه بندی ، خرما ، عمل آوری ماهی و میگو ، کسر و تن ماهی ، کیک و کلوچه ، محصولات جانبی خرما ، تولیدات انواع تور ماهی گیری ، چرم مصنوعی ، رنگ و رزین ، نایلون و نایلکس ، دستمال کاغذی ، پوشک کامل بچه ، نوار بهداشتی و گونی ، حصیر ،‌انواع قطعــــات فایبر گلاس ، قایق فایبر گلاس ، تولید و تعمیر کشتی&nh2sp; ، ساخت سکو ، تولید انواع شوینده ها ، تولید خوراک میگو می باشد که عمدتاً در دو شهرستان بوشهر ودشتستان قرار دارند . عمده ترین محصولات صادراتی واحدهای تولیدی استان نیز شامل حصیر پلاستیکی ، کنسر و تن ماهی ، میگو منجمد شده ، نوار بهداشتی ، دستمال کاغذی ، نایلون و کیسه فریزر ، متانول ، انواع میگو پرورشی و دریایی با سر و بدن ، گونیهای پلاستیکی و شن شکتر و غیره می باشد.

در سال ۱۳۷۸ مقدار و ارزش از میان کل صادرات کالاهای غیر نفتی به ترتیب سهمی معادل ۱۵/۱ ، ۵/۲ درصد را دارا بوده است .کنسرو ماهی با اختصاص ۶/۴۳ درصد و حصیر پلاستیکی با ۴۰/۱ درصد به ترتیب بیشترین و کم ترین سهم از مجموع کل صادرات را بخود اختصاص داده اند. آمار صادرات کالاهای صنعتی نشان میدهد که به لحاظ قابلیت های استان در بخش پیلات می توان با راه اندازی و بهره برداری صنایع تبدیل و فن آوری در صنایع پسلاتی ارزش افزوده بالایی را در این بخش ایجاد نمود.

وضع موجود محورهای توسعه صنعتی :
موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی استان علی رغم ایجاد برخی محدودیت ها در توسعه بخش صنعت در استان ظرفیت های بالقوه ای را در برخی زمینه ها خصوصاً آن جا که به شرایط طبیعی استان مربوط می شود ایجاد کرده است . با توجه به وجود طولانی ترین ساحل در کشور و کشت گسترده غیلات در استان طی سال های اخیر بیشترین سرمایه گذاری در صنایع غذایی مرتبط با صنایع شیلاتی و غیلاتی صورت گرفته است . واحدهای عمل آوری میگو به واسط ارز آوری و سود مناسبی که دارند توسعه فوق العاده ای داشته و توسعه مزارع پرورش میگو در استان که هر ساله از بازدهی بیشتری نیز برخوردار می شوند چشم انداز توسعه هر چه بیشتر واحدهای عمل آوری را در استان طی سال های آینده بهتر نموده است . بیشترین میزان سرمایه گذاری ریالی پس از بخش صنایع غذایی به منسوجات و کانی های غیر فلزی اختصاص داشته است . امکان تأمین مواد اولیه ساخت منسوجات به دلیل گسترش واحدهای پتروشیمی در کشور و نیاز استان و سایر استان های ساحلی به صنایع مرتبط با دریا سرمایه گذاری در تولید تور ، نخ تابیده و طناب پلاستیکی را افزایش داده است .
هنرهای سنتی :
هنرهای سنتی استان بوشهربه دلیل دوربودن از مرکز وهمچنین نبودن مواداولیه در منطقه، معدود و تنها شامل رشته های زیر است:

حصیر بافی ،عبابافی ، منبت ، گره سازی( گره سازی امروزدیگر رایج نیست ) گلیم ،گبه،قالی و جاجیم و رشته های گلیم و گبه به دلیل اینکه از بازارخوبی بهره مند است فعـــالمی باشد ، اماعبا بافی رو به فراموشی است. سفال گری به دلیل نبودن بودجه کافی در دسترس هنرمندان و دور بودن از مرکز از کیفیت خوبی برخوردارنیست .هنرهای سنتی در این منطقه انگشت شمار است، اما در بیشتر روستاهای شهرستانهای دشتی ، دشتستان گناوه، کنگان و دیر به گبه بافی مشغولند.در گبه بافی ، روستای شول شهرستان گناوه از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا قدمت بیشتری درگبه بافی دارد.گبه های شول به کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی اروپا صادر می شود.نقشه هایگبه های صادراتی توسط شرکت ها سفارش داده می شود و نقش هایی است که مورد پســند بازار اروپا است و ریشه در گبه بافی محلی ندارد.

اما بعضی از بافندگان که نقشهای اصیل را نسل به نسل به خاطر سپرده ا ند و این گبــــــــــــه هادر خانه هاشان دیده میشود . درقدیم پشم ها و نخهای گبه رنگ نمی شد وبه رنگ طبیعـــــــــیخود پشم می بافتند و به آن گبه خود رنگ می گفتند.جاجیم بافی در استان بوشهر به گبه و قالی از بازار اقتصادی خوبی برخوردار نیست اما هنرمندان آنرا برای خودشان می بافند و همینطور اهالی برای جهزیه به فرزندانشان از هنرمندان خریداری می کنند .حصیربافی در منطقه : دستاوردهای هنرمند حصیربافی در اکثر خانه های بوشهر دیده می شود ، اما از قیمت کمی برخوردار است و جواب نیاز هنرمندان رانمی دهد و هنرمندان به ناچار برای کسب وامرار معاش مجبورند به کار دیگری مشغول شوند .عبا بافی : به دلیل اینکه تعداد استادکارها اندک است رو به انقراض است و اکثر هنرمندان آن افراد مسن هستند و نیروهای جوان مایل به فراگیری این صنعت نیست .سفالگری : این رشته در این منطقه بیشتر است و نوآوری در آن مشاهده نمی شود و اکثر همت کارگاه های سفالگری صرف ساختن قلیان می شود ، زیرا هنـرمندان با این دستاوردها امــرار مـعاش می کنند وجز این درآمد دیگری ندارند و غالبا بدلیل اینکه بودجه ندارند ، دست ساخت های آنان نیز تنوع خاصی ندارد ،در صورتی که همه آنان مشتاقند تاآنچه راکه درذهن دارند درکوره هاشان مشاهده کنند و خلاقیت خویش را در این دستاوردها به معرض نمایش بگذارند .

گبه و قالی :
شاخص ترین محصول صنایع دستی استان بوشهر نوعی فرش بنام گبه است . علاوه برآن بافت انواع قالی و قالیچه در تقاط مختلف روستایی در میان عشایر ساکن در روستاها رایج می باشد .در استان بوشهر بافندگان به دو قشر تقسیم می شوند . یک عده بافندگانی هستند که مواد اولیه را به سرمایه خوشان تهیه می کنند و می فروشند که از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردارند . قشر دیگر به صورت دستمزدی کار می کنند و مواد اولیه را از سایر منابع تحویل می گیرند . سابقه تاریخی : در هر جاکه دام وجود داشته است ، انسان به کاربرد پشم گوسفند پی برده و بعدها بافت گبه و گلیم درهمان مناطق معمول شده است ، روستای شول قدمت دیرینه در گبه بافی دارد. بعد از آن سرمک ، رود فاریاب ، ده کهنه و غیره

مشخصات یک گبه مرغوب :
۱-دار محکم باشد .

۲-چله کشی به خوبی انجام شده باشد .

۳-گره باید محکم زده شود .

۴-شانه به خوبی زده شود .

۵-نخی را که بعد از گره زدن می بافند ، به اصطلاح زنجیری ، که درروستای شول به آن تپ کو می گویند به خوبی بافته شود و روی آن شانه زده شود .

نقوش و رنگهای گبه :
در این منطقه طرح ها بیشتر الهام گرفته از طبیعت است که در محل زندگی آنان وجود دارد ، مانند نقش بز ، پرنده و درخت که در قالی و گبه ها دیده می شود . ممکن است به صورت طرح بندی باشد ، یعنی یک قطعه از طرح در سر تا سر فرش چه در طول چه در عرض تکرار شده باشد . طرح هندسی هم در بافته ها یشان دیده می شود گبه های این مناطق صادراتی هستند و برای کشورهای اروپایی سفارش می گیرند . گبــه های امروزی با استفاده از طـرح ها و نقش های که به بافندگان داده می شود آماده می شود و طرح ها اصالت دیرین را ندارند . در گذشته همه گبه ها به رنگ خود پشم بافته می شد و رنگ دیگری نداشت .

نقش های گبه در روستای شول:

۱-نقش دو لوزی سماور

۲-نقش وسط چنگ

۳-ماه و آفتاب

۴-نقش حسین خانی

۵-نقش کنگره ای

۶-چنگ

۷-قلیونی (محل اتصال دو لوزی را قلیونی می گویند)

۸-نقش چنار

۹-بغل خوسی

۱۰- نقش ساده شده حیوان مانند نقش آهو که به آن شکال می گویند .

نقش های موجود در روستای کلمه :

۱-ناظم

۲-گل حاشیه و چهار شاخه

۳-سراب

۴-نقش بلبل

۵-نقش تجریه ی حیوان

۶-نقش کبک روی کوه

۷-نقوش شطرنجی

گلیم :
گلیم یکی از بافت های داری است که دراکثر نقاط کشورمان بافت آن رایج است . روستای شنبه از توابع شهرستان دشتی و روستای سرمک از توابع شهرستان دشتی بخش جم و ریز از توابع شهرستان کنگان و بسیاری از روستاهای استان بوشهربه گلیم بافی مشغولند . نقوش گلیم غالبا هندسی است ، اما در بعضی از مناطق مانند روستای سرخره (دشتستان) گلیم نقش دار ندارند و به صورت راه راه می بافند . رنگ گلیم متنوع است و به رنگهای مختلف می بافند .گاهی اوقات پشم را با رنگ گیاهی رنگ میکنند . مثلاً از پوست گردو رنگ قهوه ای می گیرند و از گل درخت گز رنگ قرمز می گیرند.

نقوش روستای شنبه :
نقوشی حوضی ،چنگ ، تهرانی کوچک ، تهرانی بزرگ ، کشکولی ، دانه بیگی نقش خراسانی.نقوش روستای سرمک آقاجاری ، نیم خانه ، انگلیسی ، نصف حوض ، بحرونی ، خشت.تگین : نوعی گلیم است که این محصول مخصوص پختن نان است یعنی وسایل و ردنه زدن خمیر را بر روی تگین می گذرند و بر روی آن می نشینند و نان درست می کنند.

عبا بافی :
عبا بافی از رشته های صنعت نساجی است که روزگاری در ایران و به ویژه در مناطق روستایی دارای گستردگی فراوانی بوده است . این صنعت در پاره ای از نقاط استان بوشهر مانند روستاهای تنگ ارم ، بنار آزادگان، زیارت ، سعدآباد ، بردخون ، کردوان سفلی و علیا و حومه شهر اهرم رایج بوده که علاوه بر تأمین نیازهای روستاهای استان به کشورهای حوزه خلیج فارس نیز صادر شده است . در حال حاضر (زمستان ۱۳۷۵) ارزش تولیدات عبا در سال بیش از۰۰۰/۲۱۶/۰۰۰ ریال می باشد و تنها در سال گذشته مبلغ ۰۰۰/۱۰۸ مارک درآمد ارزی برای کشور داشته است .

نقوش و رنگها :
در این بافت نقشی وجود ندارد . به صورت ساده بافته می شود رنگ قهوه ای ، کرم رنگ . به ندرت مشکی است .

جاجیم :
جاجیم جزء فرآورده هایی است که به کمک دستگاه بافندگی چهار ورودی بافته می شود . نوع دستگاه آن در مناطق مختف با هم تفاوت دارد. مثلاً در منطقه سرخره روستای شهرستان دشتستان با دار قالی جاجیم می بافند و تفاوت آن با دار قالی این است که به آن چهار ورد اضافه می کنند.در منطقه ممریز روستای شهرستان دشتی دستگاه جاجیم بافی مختص به جاجیم است . در منطقه عیسوند دستگاه بافندگی جاجیم مانند دستگاه بافندگی عبا است .

نقوش و رنگها :

نقوش جاجیم بیشتر به صورت راه راه یا چهار خانه است و بعد از بافت روی آن را هم به سلیقه خود تزئین می کنند و به رنگهای مختلف بافته می شود.

حصیر بافی :
حصیر بافی یکی از قدیمی ترین صنایع دستی و شاید کهن ترین آنهاست که به عنوان منشأ نساجی شناخته می شود و در بسیاری از کشورهای جهان به ویژه آن دسته از ممالکی که به مـــواد اولیه مورد نیاز این رشته دسترسی دارند مرسوم و متداول بوده است .امروزه در مناطق مختلف کشورمان که دسترسی به برگ درخت خرما ، ساقه گندم ، نی و ترکه وجود دارد ، محصولات این رشته به صورت حصیر بافی ، سبد بافی ، مروار بافی ، ترکه بافی ، چم بافی و چیغ بافی رایج است . در استان بوشهر به دلیل فراوانی برگ و الیاف خرما و گیاهان خودرو شبیه ساقه گنــــــدم که در اصطلاح محلی خاکه نامیده می شود. از دیر باز تولید انواع محصولات حصیری به منظور استفاده محلی و فروش در سایر بازارها در حد گسترده ای رایج بوده است و امروزه به دلیل جایگرینی محصولات کارخانه ای وعدم ثبات بازار فروش این محصولات از تولید آنها کاسته شده است و بیشتر به منظور مصرف داخلی روستائیان تهیه می گردد. تعداد صنعتگران شاغل در این رشته در استان بوشهر بالغ بر ۸۰۰ خانوار می باشد . ارزش تولیدات حصیری در سطح استان تنها در سال گذشته بالغ بر ۰۰۰/۰۰۰/۶۴ ریال بوده است . در روستــاهای تابعه گناوه ، دشتستان ، دشتی ، تنگستان و کنگان حصیر بافی رایج است . نقوش و رنگها : برای رنگ کردن برگ نخل جوهر رنگی از عطاری تهیه می کنند که نام آن بقم است .
بقم به چند رنـــــــگ وجود دارد و به رنگهای سبز ، آبی ، بنفش و نارنجی . بقم را با زرد چوبه مخلوط می کنند تا رنگ آن جلای بهتری داشته باشد و روشنتر شود و برای اینکه رنگ تیره تر یا روشنتر شود مقدار زردچوبه را کم یا زیادتر می کنند.نقش ها در حصیر یا سبد و دیگر محصولات ذهنی بافته می شود و به صورت لوزی های کنگره دار و هندسی بافته می شود.محصولات: مهمترین محصول حصیری استان بوشهر که هم از نظر اقتصاد خود مصرفی دارای اهمیت ویژه ای می باشد و هم در گذشته در امارت متحده عربی دارای بازار مناسبی بود. نوع فرش حصیری به نام تک است که معمولاً به عرض ده سانتی متر بافته می شود و سپس به اندازه عرض مورد نظر قطعات ده سانتی حصیری در کنار یکدیگر دوخته می شود. از این محصول به منظور پوشش سقف کپرهای روستایی نیز استفاده می شود زیرا به دلیل نوع بافتنش به راحتی آب باران را از خود عبور می دهد. محصول دیگر به نام مغرف که نوعی زنبیل کوچک است .تویزه محصول دیگری است که دارای قابی دایره ای شکل است و بیشتر به عنوان جای نان مورد استفاده قرار می گیرد.تلی محصول دیگری که ظرف مناسبی برای نگهداری گندم ، جو و سایر حبوبات و غلات است .

سپک : ظرفی سینی مانند است و برای پاک کردن گندم مورد استفاده قرار می گیرد.

کنده :جای نگهداری میوه است .

چاکان: سبدی برای جمع آوری خرما است و به عنوان کفه ترازو و نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

بادبزن : که در انواع مختلف کوچک و بزرگ و ریز و درشت با تزئین و نوار دوزی رنگی بافته می شود.

طناب : که برای بالا رفتن از درخت خرما یا بالا کشیدن دلو آب از چاه مورد استفاده قرار می گیرد.

کلاه حصیری: در اندازه های مختلف و به صورت ساده یا رنگی بافته می شود.

سفالگری :
به دلیل اهمیت حیاتی آب در منطقه کم آب و محروم بوشهر ، ساخت وسایلی که بتواند نقشی در خنک کردن و خنک نگهداشتن آب داشته باشد از دیر باز مرسوم بوده و کارگاههای سفالگری کنگان و برازجان در جوار تهیه و تولید وسایل خنک کننده آب که در اصطلاح محلی به آن حبانه می گویند به ساخت سایر فرآورده های سفالین از قبیل کوزه آب ، کوزه قلیان ، سر قلیان ، کشک ساب و غیره مشغول بوده اند که این محصولات غالباً بدون لعاب به بازار عرضه می شده اند.در حال حاضر علاوه برکارگاههای سفالگری کنگان و برازجان در شهرستان دشتی و بندر دیلم نیزکارگاههای سفالگری وجود دارد.

نقوش و رنگها :
بیشتر سفال ها به رنگ قهوه ای ـ حنایی و سبز دیده می شود و نقش ها به صورت گل و برگ کنده کاری به صورت مارپیچ و نقش های لوزی وجود دارد.

منبت :
منبت سازی یا منبت کاری عبارت است از برجسته کاری روی چوب به نقوش مورد نظر و برای منبت دو روش عمده به کار می رود : در روش اول چوب یکپارچه به وسیله مغار و سوهان برجسته می شود(تراش زمینههای ) ودر روش دم قطعات چوب جداگانه بوسیله مغار سوهان تراش شده و سپس کنار هم مطابق با طرح چیده می شودند (زمینه معمولاً چوبی است ) منبت کاری در زمان قاجاریه در شهر بوشهر به اوج رسیده بود و قبل از آن هم ممکن است که وجود داشته اما آثاری به جای نمانده است .

نقوش و رنگها :
بیشتر نقش ها طبیعت ، گل و مرغ، نقوش تجریدی حیوانات و نقوش اسلیمی مشاهده می شود و از رنگ خود چوب استفاده می شود.

گره چینی :
گره چینی عبارت است از اتصال قطعات چوبی بوسیله اتصالات چوبی به نحوی که نقش گره ای در آن مشاهده شود. برای گره چینی که اغلب مشبک و همراه با شیشه (ولی چند تکه ) ساخته می شود نیاز به یک طرح گره ای است که بر اساس آن قطعات چوبی را به طول و ضخامت مورد نظر بریده و سپس بسته به جای آن از نوع اتصال مناسب آن استفاده می کنند . در گره چینی اتصالات زیادی به کار می رود و ممکن است بر خلاف و سایل زیر ساختی در یک اتصال آن از چندین قطعه چوب استفاده شود و یک اتصال چندین چوب را به هم متصل کند. امروزه دیگر گره چینی در بوشهر رایج نیست اما در دوره قاجاریه بسیار مورد استفاده و رواج داشته ولی امروزه هنرمندان تنها به مرمت آن مشغولند.

نقوش و رنگها :
در کار گره کاری نقش ها به شرح ذیل می باشد۱ـ پنج شمس مربع ۲ـ هفت بند قوسی ۳ـ شش بند قوسی ۴ـ هشت قول ۵ـ چهار قول ۶ـ هشت شمس مربع ۷ـ هلال خورسیدی ۸ـ هلال کمانی ۹ـ هلال تیز

موسیقی سنتی :
انواع سازها در استان بوشهر :

سازهای بادی شامل :
۱ـ نی انبان ۲ـ نی جفتی ۳ـ نی تکی

سازهای پوستی شامل :
۱ـ دمام ۲ـ دایره و همراه کننده سازها سنج و بوق است .
نی انبان از دو قسمت تشکیل شده : ۱ـ دسته که از چوب ساج ساخته شده است . در دسته نی انبان دو نی وجود دارد که هر کدام شش سوراخ دارند و با دست می تواند هفت نت را اجرا کند.

۲ـ پوست نی جفتی: بلند تر از دسته یا نی ،‌نی انبان است و فاصله بین سوراخ هایش بیشتر است . در نی جفتی دیگر پوست وجود ندارد و هوای داخل نی را با دهان کنترل می کنند ، در صورتی که در نی انبان هوای داخل را با هوایی که در داخل پوست است کنترل می کنند.از دمام ، بوق و سنج در مراسم عزاداری ، عاشورا و وفات حضرت علی (ع ) و غیره استفاده می کنند.از نی جفتی و نی انبان در مراسم جشن و سرور استفاده می کنند.

بوق:از شاخ قوچ است این شاخ از هند وارد می شود و هر چه پیچش آن بیشتر باشد مرغوبتراست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 0:21  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

 
 دبير هيات واليبال استان بوشهر خواستار حمايت مسوولان و شرکت ها يي که ازلحاظ مالي داراي پشتوانه هستند از اين رشته ورزشي شد.
ابوالفضل صادقي در گفت وگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي در گناوه افزود: دراين استان پتانسيل ، استعدادها و علاقه مندان زيادي به اين رشته ورزشي وجود دارد که بمنصه ظهور نرسيده اند و اگر به آنها بها داده شود اين استان در زمينه ورزش واليبال به جايگاه مطلوب مي رسد.
وي با بيان اينکه استان بوشهر با امکانات و پتانسيل هاي موجود شايستگي حضور در مسابقات سوپر ليگ کشور را دارد، اظهارداشت: درحاليکه از شهرهاي ديگراستانها در ليگ کشوري نماينده وجود دارد اما اين استان نماينده اي در ليگ کشوري ندارد و ضروري است مسوولان با حمايت و مساعدت هاي لازم اين ورزش را تقويت کنند.
دبير هيات واليبال استان بوشهر يادآورشد: در رقابت هاي کشوري نيز نمايندگاني از شهر بوشهر و جم وجود داشتند که بدليل مشکلات مالي از حضور دراين مسابقاها بازماند.
وي مصوبه دولت در زمينه اختصاص يک درصد از اعتبارات دستگاههاي دولتي به امر ورزش را در توسعه ورزش مناطق مختلف از جمله استان بوشهر اثرگذار دانست و گفت: اگر اين مصوبه عملي شود تحول عظيم و شگرفي در ورزش ايجاد خواهدشد.
وي افزود: به رغم اين مشکلات ، متوليان و دست اندرکاران ورزش واليبال استان از هيچ تلاشي کوتاهي نکرده و تا حد توان در پيشرفت و توسعه اين رشته ورزشي گام برمي دارند.
صادقي ادامه داد: دراين راستا سرکشي و بازديد از هيات هاي واليبال در همه شهرستانها و بخش هاي استان بوشهر و برگزاري کلاس هاي مربيگري و داوري در دستور کار قرارگرفته است.
وي همچنين برگزاري مسابقات واليبال ساحلي وتيمهاي سازمان مسکن وشهرسازي استانهاي کشور در استان بوشهررا که قراراست در ماه جاري در اين استان برگزارشود از برنامه هاي هيات واليبال اين استان اعلام کرد و گفت: برگزاري مسابقات پيشکسوتان واليبال کشور نيز در برنامه اين هيات قراردارد.
دبير هيات واليبال استان بوشهراطلاع رساني از وضعيت ورزش را يکي از راههاي توسعه ورزش واليبال دراين استان عنوان کرد و گفت: رسانه ها در اين ارتباط رسالت سنگين و مهمي ايفا مي کنند و با اطلاع رساني مناسب از مشکلات و همچنين برگزاري مسابقات مي توانند کمک شاياني به توسعه و حمايت از اين ورزش دراستان کنند.
وي همچنين از صداوسيماي استان بوشهر در زمينه بازتاب ندادن حضور تيم هاي نوجوانان، جوانان و اميد در مسابقات کشوري اظهار گله مندي کرد وافزود: به رغم اينکه براي اعزام اين تيم ها تلاش هاي فراوان و بالاترين و بهترين امکانات فراهم شد، هيچگونه بازتابي در صداوسيما نيافت.
وي از مسوولان اين رسانه مهم و ملي خواست تا در زمينه اطلاع رساني و بازتاب رويدادها وفعاليت هاي ورزش واليبال اين استان تلاش کنند.
شهرستان گناوه در شمال استان بوشهر قراردارد.ک/3
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۸۸ساعت 13:33  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

بر نامه مرحله نيمه نهايي مسابقات ليگ واليبال استان اعلام شد

 از سوي هيات واليبال استان بر نامه مر حله نيمه نهايي مسابقات ليگ واليبال استان كه بصورت متمركز در شهر ستان بوشهر بر گزار مي شود اعلام شد. طبق بر نامه در تاريخ 13/11/88 در سالن دو هزار نفري فجر تيم سا يپاي برازجان به مصاف گازجم راس ساعت 15 خواهد رفت و  تيم هيات واليبال بوشهر در ساعت 17 به مصاف تيم هيات واليبال دير خواهد رفت.

ديدار رده بندي و فينال نيز در تاريخ 14/11/88 در سالن دو هزار نفري فجر بوشهر بر گزار مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۸۸ساعت 13:26  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  |