محمد صفدران -  Mohammad Safdaran | اسفند ۱۳۸۷
فعال حوزه‌‌ی استاندارسازی، بهره‌وری و توسعه‌ی پایدار

بافت قدیم و قدیمی بوشهر

مجموعه ای از کوچه های پیچ در پیچ که همگی از یک میدان یا میدانچه آغاز و به میدان یا میدانچه دیگر منتهی می شوند و آنگاه پس از عبور از میدان های متعدد به ساحل دریا می رسند. این شبکه غیر هندسی اما منظم، کمترین خنکای ملایمترین نسیم های دریا را به داخل شهر منطقل می کنند تا با عبور از کرکره های شناشیرها و میله های پنجره ها خنکی مطبوعی را به پنجدری ها و هشتی ها و بالاخانه ها وارد نمایند؛ خنه های یک، دو و به ندرت سه طبقه، با سقفهای بلند، ستون های ضخیم و ایوان های بادرو، پله های متعدد، راهروها و ایوان ها با طاقهای هلالی یا کتابی همراه با آفتاب گردان های چوبی، درهای بزرگ نقش دار از چوب ساج و صنوبر، پنجره های ظریف و زیبا و هلالی رنگارنگ نیمدایره به شکل تشعشع خورشید، دیواره های بلاند از سنگ و ساروج که غالباً خرمنی از گلهای کاغذی سرخ و بنفش و سفید و زرد بر دوش آن ها آرامیده است و سرانجام درهای ورودی حیاط ها با نقش و نگارهای خیره کننده، گل  میخ ها، لنگر و کوبه های برنجی دوگانه « مردانه و زنانه» که با اُبهّت و عظمت با دو لنگه چرخنده بر روی لوله ها، راه را به سوی دالان یا دهلیز می گشایند، همه و همه بافت قدیمی و دیدنی شهر ساحلی بوشهر را تشکیل می دند. بدیهی است اگر مرمت و نوسازی این بنا های بی نظیر و دلپذیر که با دست غدّار گذر زمان و بی عنایتی انسان، می روند تا به مخروبه های غم انگیز و ملال آور تبدیل شوند با دلسوزی و عنایت به آنچه زیبایی دل انگیز و خیره کننده ای جلوه گر می شوند که پهلو به پهلوی زیباترین بنادر دنیا می زنند.

ارتفاع بوشهر از سطح دریا بین 3 تا 5 متر و در دو ساحل شمالی و جنوبی حتی بین نیم تا یک متر متفاوت است. شهر بوشهر به صورت یک مثلث مختلف الضلاع در دل آب پیشروی کرده است. سه طرف آن دریا است و از یک سوی به خشکی راه دارد و همین سوی خشکی است که بندر را به وسیله جاده سراسری به سایر منطق کشور وصل میکند.

مصالح ساختمانی:

مصالح اولیه بافت ساختمان های بوشهر سنگ، ساروج و گچ است.

سنگ: از مواد صدفی فشرده و بسیار محکم و خنک تشکیل شده که به صورت لایه های انبوه از آغاز دوران چهارم زمین شناسی در دل زمین فراهم آمده و تا سال های اخیر، هنرمندان سنگ بر شکافتن زمین در محلها سنگ درآرها استخراج می کردند و به صورت شمش، نیم شمش، خرده یا مکعب مستطیل های بلند برای در پوش چاه های فاضلاب در می آوردند. این سنگ ها به وسیله چهارپایان به شهر و محله های مختلف حمل می شدند و به مصارف ساختمانی می رسیدند و دوام سنگ بی نهایت است و مانند خشت یا آجر خراب شدنی نیست چنان که سنگهای مصرف سده دویست یا سیصد سال پیش امروز هم می توانند در ساختمان سازی برای سیصد سال دیگر به کار گرفته شوند.

ساروج: گل پخته ی کوبده ی قوام آمده ای بود که تا حدود سی سال پیش در محله های اطراف بوشهر به ویژه «پودر» و «شکری» تهیه می شد برای ساختن ساروج ابتدا خاک را گل کرده می گذاشتند خشک و ورقه ورقه شود، آنگاه ورقه های خشک شده را به صورت گنبدی روی هم می چیدند به طوری که میان آن خالی بود و داخل این گنبد مانند را از خار و خاشاک و فضولات حیوان پر میکردند و آتش میزدند و مدت بین هفت تا ده روز این گلها پخته میشد. در این ایام بوی بد سوختن فضولات و خار و خاشاک، تمام محله های اطراف و حتی داخل شهر را فرا می گرفت. این گل سفید که بعد از پختن به رنگ مسی یا قرمز کمرنگ در می آمد به خانه های مشتریان حمل می شد و یک دسته کارگر، از سر شب تا سحر گاه دور خرمن شده ی آن را می گرفت و با چوب های مخصوص که آن را با طبل، یا طبله، کچ کوب یا علّامی می گفتند میکوبیدند پس از اذان صبح و ادای فریضه ، صاحب خانه، کارگران را با نان و حلوای آردی و شیر و چای پذیرایی می کرد سپس استاد بنا ساروج را با آهک مخلوط می نمود و به هم می زد و قوام می آورد و روز با ساختن آب انبار،، روکش دیوارها و  پی ها و ستون های ساختمان از آنها استفاده می شد، به این نوع وسیله ی ساختمانی ساروج سرخو « سرخ » می گفتند در مقابل ساروج سیاهو « سیاه » یا سیمان. عمر ساختمان ها و آب انبار های ساروجی به 150 تا 200 سال می رسد و اگر آب انبارهای زیر زمینی قدیمی را تخریب نکنند عمری بسیار طولانی خواهند یافت.

ساروج ماده ی شناخته شده ای در تمام نقاط ایران است، در ساختمان ها و بقایای بناهای عصر هخامنشی و ساسانی ملاط ها و روکش هایی از ساروج دیده می شود، در بعضی از شهرهای ایران مثل کرمانشاه، آن را «چارو» در زبان عربی آن را «صَهروج» گویند. در بندر دیلم، گچ را «چاری» می نامند.

گچ: تا حدود سی چهل سال پیش، کارخانه ها و کارگاه های تولید گچ به شکل امروز در سطح استان بوشهر وجود نداشت و معمولاً تهیه آن در کوره های سنتی و تقریباً گوچک انجام می گرفت. این کوره ها به صورت یک اتاقک مدور به قطر بین 3 تا 5 متر و گاهی بیشتر و ارتفاع 2 تا 3 متر با یک راه ورودی کوتاه در پایین تعبیه می شد. سنگ سفیدی به نام « تسک » Tesk که معمولاً خاک سفید به هم فشرده و محکم بود در کوره می چیدند و درون آن را آتش می افروختند پس از سه یا چهار شبانه روز این تسک ها می پختند و بعد از سرد شدن می کوبیدند و نرم شده آن را جهت مصارف معماری به خانه ها حمل میکردند، وسیله حمل گچ هم به ملات مختلف چهارپا بود که با قرار دادن بارهای گچ که آ« را «بُخ» Bokh می گفتند دسته دسته به همراه یک یا دو نفر کوچه و خیابان ها را می گشتند و با همهمه ی زنگهای در گردن خود بار را به مقصد می رساندند. تهیه این نوع گچ که سفید مایل به خاکستری ملایم و بسیار محکم بود در بیشتر نقاط استان معمول بود و امروز از کارخانه ها و کارگاه ها بهترین گچ سفید و مرغوب در شهر ستانهای دشتستان ، کنگان و دشتی به عمل می آید.

 چَندَل: پوشش سقف خانه های بوشهر از تیر چوبی بسیار محکمی به نام چندل و بوریا تشکیل می شد. چندل را معمولاً از آفریقا و هندوستان می آوردند و ضد موریانه بود، هنگام کار گذاشتن چندل در بالای دیوار یا ستون، دو سر آن را قیر اندود می کردند و سپس با رنگ قرمز که مخصوص همین کار بود و آن را رنگ چندل می گفتند که در واقع همان گِل سرخ است. رنگ میزدند. این چوب بین صد تا صد و پنجاه سال عمر می کند و هنوز در ساختمان های بسیار قدیمی این تیرها دیده می شود. مرحوم دهخدا در لغت نامه چندل را بدین گونه توضیح داده است: (درختی است بومی آفریقای خاوری و زنگبار. این درخت از واردات ایران است چون موریانه آن را نمی خورد در ساختمان ها بسیار به کار می برند. درخت چندل در آب شور و شیرین می روید و ازدیاد آن به آسانی صورت می گیرد، بدین ترتیب که میوه ی درخت، مانند نیزه ای بر درخت می روید و چون به زمین می افتدذ در خاک فرو می نشیند و به زودی سبز میشود. می گویند این درخت را در سالهای 1305 تا 1307 سلیمان نام ناخدای یکی از کشتی های بادی از زنگبار به ایران آورده و یکی از کارگزارهای بوشهر، دویست نهال آن را در کنار مرداب (دریا) بوشهر میکارد و بیشه ی کوچکی را به وجود می آورد که رفته رفته بزرگ شده و جنگلی تشکیل می دهد ولی پس از چندی به دستور یکی از فرمانداران بوشهر آن را می سوزانند. کارگزار دوباره یکصد نهال آن را می آورد و بیشه تازه ای می سازد ولی این یکی هم به سرنوشت اولی دچار می شود. چوب چندل تیر ساختمانی خوبی میدهد که در برابر رطوبت به خوبی ایستادگی می کند. در آفریقا از آن تراورس می سازند، زغال آن هم خوب است. وزن مخصوص چوب خشک چندل 100/1 تا 200/1 می باشد. پوست آن مازوج فراوان دارد، این درخت به بلندی 10 تا 20 متر و به قطر 50/0 متر می رسد، دارای ریشه های هوایی است که شاخه ها به سمت زمین سرازیر می شوند) (دهخدا (لغت نامه) شماره 41 ص 235 منقول از کتاب جنگل شناسی دکتر کریم ساعی ج 1) چندل در عربی صندل؛ در سانسکریت «چندانا»، در ارمنی «چندن» و در فارسی چندان، چندن و چندل گویند، صندل معرب چندل است که همان چوب خوشبوی معروف است. (دکتر معین (حاشیه برهان قاطع) ج 2 ص 664)

در شعر فارسی واژه چندن، چندل و صندل به فراوانی دیده می شود، چندل های بسیار ستبر و ضخیم را « چندل حمّال » می گفتند که بر روی سقف سالن ها و بالای ایوان ها می انداختند و چندلهایی نازکتر را روی آنها می چیدند.

پس از چیده شدن تیر یا چندل به فاصله های مساوی، بالای آن را بوریا، یا تخته قرار می دادند، بالای بوریا انبوهی از شاخ و برگ خشک درخت نخل به نام « سطحه » می ریختند و سپس پشت بام را « اندود » یا گل اندود می کردند. گل را « شل » می گفتند و دو نوع بود ، شل پنبه ای که ساده و سبک بود و مناسب اندود نبود و شل « درشکف »  «Doroshkaf» که از معدن یا شل درآرهای بیرون شهر استخراج می شد. این گل که بسیار سفت و چسبنده بود و به مدت یک هفته با آب فراوان گل میکردند و هنگامی که کاملاً آماده می شد با کاه مخلوط میکردند و به وسیله سطل، یا زنبیل حلبی به کمک کارگران با کمک قرقره (بکرک) به بالای بام منطقل می شد و استاد بنا پشت بام را اندود می نمود، این شل وقتی خشک می شد سالها دوام می آورد و سقف اتاق ها را از باران و چکه حفظ می نمود، البته با اولین باران مقداری ای این گل از ناودان های طولانی از پشت بام تا پایین وارد آب انبار می شد و لازم می بود که هر چند سال یک بار آب انبار را بروبند و لای و لجن آن را تخلیه و آن را برای ورود آب باران تمیز سال بعد آماده نمایند. ناودان های عمودی مستطیلی سراسری را « شیفه » می گفتند.

اجزای ساختمان در بافت درون و بیرون شهری

در بنیان و پیدایی یک بنای دو یا سه طبقه، حتی یک طبقه در بافت و معماری بوشهر، هماهنگی و قرینه سازی درها، پنجره ها، هلال ها، ستون ها و ایوان ها، نمای بیرون و داخلی جاذبه های چوب، شیشه، فلز و سنگ، ردیف چندل ها، ارتفاع درها و ... همه و همه مورد توجه قرار می گرفته است. در بررسی اجزای مختلف عمارت، می توان به ترتیب از درب « دروازه ورودی» در، نیمدر «پنجره» هلال، کمد دیرواری «آرمالی» سقف، کف، ارسی، اجزای فلزی و شیشه ای و سایر قطعات چوبی یاد کرد.

درب: (در بزرگ ورودی). برای ورود به خانه از در بزرگ چوبی متصل به دالان باید گذشت. این درب دو لنگه عظیم و سنگین به وسیله چهار یا شش لولا در دو طرف بر روی پاشنه می چرخد و درچهار چوب ضخیم و محکم خود جا میگیرد یا جا به جا میشود. ضخامت چوب چهار چوب ها بین ده تا پانزده سانتی متر و ضخامت چوب در بین پنج تا ده سانتی متر است. چهار چوب یا ساده است یا دارای نقش و نگار گل و بوته و در قسمت بالا و پایین نقش های بسیار جالب به صورت دال و هفت و هشت، کنده کاری شده است. یک تیر عمودی سرتاسری ار بالا و پایین دو لنگه در را از هم متمایز می سازد، روی درها معمولاً فاقد نقش و نگار است اما به وسیله سه یا چهار ردیف گل میخ های برنجی یا آهنی کاملاً زیبا و ظریف تزیین می شوند. تیر عمودی وسط دو در نیز از کنده کاری و گل میخ های ظریف تر و کوچکتر آراسته می شود. لنگر فلزی معمولاً برنجی، مقفّل می شود. دو عدد کوبه برنجی یا آهنی « تَک تَک » که بر روی پایه ظریفی قرار گرفته اند روی دو لنگه در استوار می شوند به طوری که اگر کسی در کوچه روبروی در بایستد و بخواهد در را بکوبد، محاذی یا برابر دست راست کوبه مردانه و در برابر دست چپ کوبه زنانه قرار دارند، کوبه مردانه دارای صدای بم و کوبه زنانه دارای صدای زیر و ظریف است. صاحب خانه با شنیدن صدای کوبه متوجه می شود که مهمان رسیده مرد است یا زن. امروز زنگ اخبار و اف اف و سایر خبردهندگان صوتی و تصویری جای کوبه ها را گرفته اند. درب ورودی از داخل دارای « کلون » است. کلون عبارت است از یک چوب نسبتاً طولانی مکعب مستطیل که در دو جا کلونی دو لنگه درها قرار می گیرد و درب را از داخل می بندند. بعضی از در ها دارای دو دستگاه کلون هستند که به فاصله بیست تا سی سانتی متر در بالا و پایین قرار دارند. گاهی یکی از کلون ها که بیشتر کلون بالای است، دندانه دار و مضرّس می باشد تا به وسیله سوراخی که بر روی درب تعبیه شده است از بیرون، آن را با کلید، قفل کنند. گاهی این روزنه ها با اندازه ای بزرگند که با فرو بردن انگشت می توان کلون را جا به جا کرد و در را باز نمود. عمر این درها نیز بیش از صد تا صد و پنجاه سال می رسد. بر بالای پیشانی در آیات الهی یا شعری به عنوان تبرک و دفع چشم زخم می نوشتند، مثلاً : گشوده یاد بر دولت همیشه این درگاه        به حق اشهد اَن لا اله الّا الله. سنه 1337 هـ . ق که هنوز بر سر در ساختمان بنیاد ایران شناسی یا ساختمان مرحوم دکتر سید جعفر طبیب دیده می شود.

در – نیمدر: درهای اتاق ها، همچنین نیمدرها یا پنجره ها از چوب ساج ساخته می شوند. ارتفاع در بین 2 تا 5/2 متر و ارتفاع پنجره بین 1 تا 5/1 متر در نظر گرفته می شد. گاهی پنجره های با ارتفاع بیشتر به سوی ایوان یا کوچه تعبیه می شدند. در بالای در یا پنجره هلال قرار می گرفت که بوسیله نجارهای ماهر از چوب و شیشه ها الوان درست می شد. هر لنگه در یا پنجره از دو قسمت تشکیل شده، الوارهای اطراف ضخیم تر و تخته های وسط نازکترند که انها را « تُنُک » به معنی نازک می گویند. در و پنجره نیز بر روی لولا حرکت می کنند. بر روی در یا پنجره، گل میخ دیده نمی شود و کاملاً ساده اند، گاهی به جای تخته نازک یا تُنُک وسط، شیشه و معمولاً شیشه های رنگی کار گذاشته می شد. در و پنجره از داخل دارای دو عدد چفت یکی در بالا و یکی در پایین هستند که آن را « هوک » می نامیدند، هوک یک واژه انگلیسی است. هوک ها به صورت کشوی در محلی که در چهارچوب بالا و پایین تعبیه شده اند قرار می گیرند. پنجره ها به وسیله میله های آهنی که از بالا به پایین در چهارچوب نشسته اند محافظت میشوند. در به کار گیری رنگ شیشه های هلال ها و کتیبه ها، ذوق و سلیقه حرف اول را می زند. در بعضی از خانه های قدیمی در بالای هلال، طاقچه مانندی قرار دارد که آن هم به وسیله شیشه های رنگی و مشبّک مسدود شده است. شیشه های بی رنگ باعث ورود نور و شیشه های رنگی مختلف الالوان هلال ها و کتیبه ها مانع ورود پشه و مگس به داخل اتاق ها می شوند، می گویند رنگهای مختلف شیشه ها باعث می شونتد تا حشرات هنگام ورود به اتق تعادل خود را از دست بدهند و قدرت پرواز از آنها گرفته شود، در نتیجه ناخودآگاه؛ از ورود آنها به اتاق جلوگیری می گردد.

چوب ساج : ساج که در بوشهر « سای » یا چوب سای تلفظ می شود. معرّب واژه « ساگ « است که به هندی آن را ساگون و ساکهو گویند ( گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی تألیف دکتر غلامحسین رنگچی ص 180) ، درختی است بسیار بزرگ و بیشتر در هندوستان می روید و طبیعت آن سرد و خشک است. این درخت بسیار بزرگ و مرغوب و مقاوم است و در ساختن کشتی ها به کار می رود، گفته اند کشتی نوح از صنوبر ساخته شد و صنوبر نوعی ساج است. (گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی تألیف دکتر غلامحسین رنگچی ص 181).

 در شعر فارسی کلمه ساج بسیار دیده می شود (گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی تألیف دکتر غلامحسین رنگچی) . چوب ساج را آبنوس هم گفته اند. چوبش در عمارات به کار برند و آن را بقای عظیم است و تا دو هزار سال بماند ( لغت نامه دهخدا ص 27 شماره 54 ) البته چوب آبنوس از چوب ساج سیاه تر است.

ناصر خسرو در سفر نامه گفته است : در کعبه در است از چوب ساج به مصرع « دو بنگه ». ستون ها که در خانه است و در زیر سقف زده اند همه چوبین است چهار سو تراشیده از چوب ساج. ( سفرنامه ناصرخسرو صص 130- 131 )  ناصر خسرو هنگام حرکت از عبّادان (آبادان) به سوی مهروبان (غرب بندر دیلم) فانوس دریایی را که «خشاب» می گفته اند دیده و در باره آن چنین توضیح داده است:

پرسیدم که آن چیست گفتند: خشاب. چهار چوب است عظیم از ساج که چون هیئت منجنیق نهاده اند، مربعی که قاعده ی آن فراخ باشد و بالای آن تنگ و علّو « بلندی» آن چهل گز باشد (سفرنامه ناصرخسرو ص 162) .

در طب قدیم برای چوب ساج چند خواص دارویی نیز برشمرده اند، چنانچه که مؤلف کتاب اختیارات بدیعی که بین سالهای 729 تا 803 هـ . ق نوشته شده ، گفته است : درختی است بزرگ در هندوستان، چوب وی صلب بوده و سیاه، طبیعت آن سرد و خشک بود، چون بسوزانند و در آب مامیتا « نوعی گیاه که هم در آب  می روید و هم در خشکی و گل آن زرد است» اندازند و پس از آن مستحق (خرد) کنند و بپزند و در چشم کشند قوت دهد حدقه را و ورم پلکها را مانع بود و چون چوب وی حل کنند با آب سرد و در سر مالند، صُداع (سردرد) گرم را زایل کند. همچنین بر ورمهای صفراوی، دَمَوی مالیدن بگذارند. و فشاره ی (فشرده) پوب وی پون بیاشامند، کرم از شکم بیرون آید (اختیارات بدیعی ص 216) و مؤلف مخزن الادویه گفته است ثمر و میوه ساج که به قدر پسته است می جوشانند (درباره چوب ساج و خواص آن ر.ک.لغت نامه دهخدا، اختیارات بدیعی علی بن حسین انصاری شیرازی، مخزن الدویه فرهنگ داروهای کتاب البنیه عن حقایق الادویه، تالیف دکتر منوچهر امیری) و می خورند. ساختن در و پنجره ها از چوب ساج، نه تنها به سبب استحکام و مقاومت آنها بوده بلکه ناخودآگاه یا آگاهانه از بوی خوش و اثر روح نوازی آن هم لذت می برده اند.

هِلال: نیم دایره ای است که بالای طاقی درها، پنجره ها، یا درب ورودی قرار می گیرد، هلال هایی که بر بالای طاقی درب حیاط قرار میدهند بزرگ و فاقد شیشه است و فقط میله های فلزی از مرکز نیمدایره به بسوی بدنه ی بیرونی آن کشیده می شوند قطر این هلال ها به اندازه عرض دالان یا عرض دو لنگه در است، گاهی در نیمدایره کوچک مرکز تصویر شیر، آیه ای از قرآن یا گل و بوته ای رسم می شود.

هلال های درها و پنجره ها نیز به شکل نیمدایره اند با این تفاوت که شبکه های بسیار ظریف چوبی آنها را شیشه های الوان پر میکنند. این شیشه ها نیز از نیمدایره اصلی تبعیت می کنند یعنی به صورت نیمدایره بر روی هم قرار می گیرند یک ردیف سفید یک ردیف قرمز یک ردیف زرد، سبز، آبی و رنگهای دیگر. این هلال های رنگی علاوه بر زیبایی و چشم نوازی، به سبب گونه گونی رنگها باعث گیجی و پریشانی پشه و مگس می شوند و بدین ترتیب از ورود پشه ها و مگس ها جلوگیری می کنند.

گاهی این هلال های رنگی به صورت دایره با قرص کامل خورشید در می آیند و آن موقعی است که دیواری به عرض اطاق یا راهرو را شیشه های رنگی فراگیرد و شکل ارسی پیدا کند، در این صورت این دایره عظیم چوب وشیشه در وسط این دیوار حایل شیشه ای قرار می گیرد.

هلال های در و پنجره به شکل شعاع خورشیدند که نور را از مرکز به اطراف می رسانند و دایره بزرگ شیشه ای به منزله قرص خورشید است.

نیمدری ها مسدود از شیشه نیز که بالای درها و پنجره ها قرار می گیرند و به نام پیشانی یا کتیبه خوانده می شوند با چوب های چهار خانه و شیشه های الوان مزین می شوند.

اتاق ها و اماکن دیگر: پنج دری، سه دری، دو دری، صندوقخانه، پشتک، سالن، طارمه، ارسی، پله، راه پله، سر پله، آشپزخانه، شتاشیر «بالکن چوبی» ، نرده، هلال، باغچه، بام، گل و گیاه و ... مجموعه یک واحد ساختمانی را تشکیل میدهند. اتاق بزرگ که معمولاً پنجدری است محل پذیرایی مهمانان است و مرکز اصلی محل سکونت به شمار می رود. پنجدری یک اتق بزرگ است که اگر درها و پنجره های روبروی هم آن باز باشند هوا در آن کاملاً مطبوع و دلارام خواهد بود. پنجدری که مهمانان در آن پذیرایی می شوند «مجلسی» هم می نامند، در چهاردری، سه دری و دودری، تعداد درها متانسب با نام اتاق است. مثلاً چهاردری دارای چهار در و پنجره است. صندوقخانه را پستو (Pastu) هم می گویند. پشتک (Postak) نیز انباری یا اتاق کوچکی است که در پشت با یا در بدنه دیوار کنار سر پله تعبیه می شده که آن را هم محل نگهداری وسایل اضافی و غیر دم دستی بوده است.

ارسی(Orsi) : ارسی اتاق آینه کاری و گچبری شده است، با در و پنجره های مشبک و شیشه ای رنگارنگ. ارسی به وسیله یک دیوار شیشه ای بسیار زیبا و رنگارنگ از اتق دیگر جدا شده است و یک در مشبک متحرک به طور کشوی از بالا به پایین و بالعکس حرکت میکند و ورود بین دو اتاق و اُرسی را آسان می سازد. اتاق ارسی دارای کمدها، در و پنجره ها و قفسه های کنده کاری شده و مزین به شیشه های رنگارنگ است. ارسی یک واژه روسی است که به معنی در بزرگ مشبّک و دارای شیشه های الوانی است که از بالا به پایین و از چپ به راست و بالعکس حرکت می کند و با استفاده از معنی جزء به کل  به اتاق آینه کاری که دارای این گونه درها است گفته می شود « ف . معین» در بوشهر تعداد خانه های ارسی دار اندک و محدود است، بر روی هم این اتاق آینه کاری وشیشه کاری و ساخت آن اگر تقلیدی از معماری و آینه کاری روسی باشد می توان آن را «اوروسی» یا اتاق روسی نامید.

شناشیر: در زبان عربی شناشیل. بالکن طولانی چوبی کرکره ای است که در طباقت فوقانی، مشرف به کوچه یا حیاط نصب می شد، طول شناشیر به اندازه طول اتاقها و یا کل جبهه بیرونی و درونی بوده که کف آن از چوب است و آن را با فرش یا حصیر یا زیلو مفروش می سازند. ارتفاع آن 5/1 تا 2 متر و در قسمت بالایی فاقد کرکره و سقف روی شناشیر قرار می گیرد شبکه های کرکره با فاصله های کم طوری قرار می گیرند که عابران کوچه قادر به دیدن شناشیر و اتق نیستند.

خاصیت شناشیر: شناشیر را برای استفاده بیشتر از فضا نصب می کنند و طبیعی است که برای خانه های بسیار بزرگ بجز عمارت حاج رئیس اتجار که شناشیر های طولانی داشته است در بقیه عمارات شناشیر دیده نمی شود. خاصیت دیگر شناشیر آن است که هوا را سریعتر به داخل عمارت منتقل می کند و سوم اینکه زیبایی و جلوه خاصی هم به ساختمان می دهد.

کمد: طاقچه های در دار دیواری که برای نگهداری ظروف چینی، بلور و اشیاء عتیقه و قدیمی به کار می رود، کمد گنجینه، درو، گویند و چنانچه این کمد ها دیواری نبوده و قابل جا به جایی باشند «آرمالی» Armali می گفته اند، آرمالی ار کلمه «آرمال» عربی گرفته شده است ارمال چوب خوشبوی است که از یمن و هند می آورده اند، لکن گاهی این کمد های چوبی از جنس ساج، گردو یا چوب فوفل و صنوبر هم می ساخته اند. داخل گنجینه و ارمالی قفسه بندی می شد و قسمت اصلی در را شیشه فرا می گرقت به طوری که وسایب داخل کمد در دید بینندگان و مهمانان قرار داشت. چوب کمد و ارمالی با نقش های گوناگون و ظریف کنده کاری و تزیین می شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:42  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

بوشهر جدید

شهر فعلی بوشهر که چهار محل قدیمی در ان قرار دارد در موقعیت 51 درجه و 10 دقیقه تا 50 درجه و 40 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 17 دقیقه تا 27 درجه و 17 دقیقه عرض شمالی در رأس شبه جزیره ای صدفی مرجانی واقع شده است. حدود این قسمت که امروز گسترش یافته است در آغاز فعالیت از پوزه شبه جزیره «باسیدون – باسیتون» آغاز و به دیوار شهر منتهی می شد. فکر بنای دیوار، از شیخ ناصر آل مذکور و ساخت آن توسط فرزند او شیخ نصر اول آغاز شد و بعدها توسط حسینقلی خان نظام السلطنه مافی «سعدالملک» که یک بار در سال 1274 ق و بار دیگر در سال 1308 ق نائب الحکومه و در سال 1309 ق . حاکم بوشهر بود (ر.ک فرهنگنامه بوشهر) به اتمام رسید. این دیوار از محل دارالحکومه بوشهر یا عمارت چهار برج از ساحل «شمالی» شرقی و جایی که امروز اداره گمرک قرار دارد شروع می شد و با یک چرخش قوسی به صورت نیم دایره از دهانه خیابان نادر «دروازه» امروز می گذشت و کمی پایین تر از آب انبار قوام که در سال 1274 ق / 1234ش توسط میرزا علی اکبر قوام الملک شیرازی ساخته شده بود به ساحل غربی «جنوبی» به دریا می پیوشت. در محل پیوستن این دیوار به دریا «برج بحری» قرار داشت که عبارت بود از برجی که یک فانوس برای هدایت کشتی ها بر روی آن قرار داشت. غیر از ایم برج، یازده برج و جمعاً دوازده برج و قلعه در امتداد دیوار وجود داشت. دو دروازه ورودی برای عبور و مرور در دیوار تعبیه شده بود که بیشتر از یک دروازه آمد و رفت انجام می گرفت. این دروازه در محلی قرار داشت که امروز دهانه ورودی دروازه یا خیابان نادر محاذی بازار صفا قرار دارد. دارالحکومه چهار برج در زمان ناصرالدین شاه، مقرّ حکومت حاکمان بوشهر بود و زمانی که میرزا احمد خان دریابیگی عمارت امیریه را در زمان مظفرالدین شاه ساخت، دارالحکومه به آنجا منتقل شد.

کاروان هایی که از شیراز یا شهرها و روستا های دیرگ به بوشهر می آمدند، پس از عبور از برج مقام که مدتی به باغ مقام شهرت داشت در محلی که امروز دروازه ورود به بوشهر و انتهای جاده سراسری است و دریافت اجازه ورود و پرداخت عوارض کالاهای همراه به سوی شهر راه می افتادند.

اگر به هنگام شب می رسیدند لازم بود بیرون دروازه اطراق کنند و تا صبح که دروازه شهر باز می شد پشت دیوار بمانند و سپس وارد شهر شوند. دیوار و برج های دیگر نیز به فرمان محمد شاه قاجار در ساحل غربی «جنوبی» ساخته شده بود که برای جلوگیری از نفوإ انگلیسی ها ایجاد گردیده بود.

بنای شهر بوشهر

نادر شاه افشار (1148-1160 هـ . ق ) که به ساختن بنادر و تأسیس نیروی دریایی و حفظ قدرت ایران علاقه مند بود به فکر ایجاد نیروی دریایی مقتدر در خلیج فارس افتاد. نادر قبل از آن در شمال ایران در شهر لنگرود به تأسیس کشتی سازی به سرپرستی یک مهندس انگلیسی به نام «جان التن» اقدام کرده بود. التن بعدها با لقب جمال بیگ، دریا سالار کشتی های نادر شاه در دریا و سواحل شمال شد و مأموریت حفظ و امنیت دریا وساحل را بر عهده گرفت. نادر شاه همچنین جان التن را مأمور تأسیس کشتی سازی در بوشهر نمود. اما این تأسیسات و کارگاه کشتی سازی به سبب دوری راه از خلیج فارس تا جنگلهای شمال که چوب مورد نیاز کارگاه را تأمین می کرد و مشکل حمل الوار و چوب ها که بر روی دوش آدم یا به وسیله چهارپا یا گاری حمل می شد و صعب العبور بودن راه های کوهستانی موفقیت چندانی حاصل نکرد.

از طرفی ایجاد پایگاه دریایی در شمال نیز موجب خشم روس ها گردید و آنها به کار شکنی های فراوان دست زدند، اما جان التن مصممانه کار خود را دنبال کرد و حتی پس از قتل ناجوانمردانه نادر در 1160 هـ . به کار خود ادامه داد و کارگاه را تعطیل نکرد ولی مخالفان ایده ها و افکار بلند نادر و التن، به دنبال تحریکات روس ها در شورش و بلوایی که در سال 1271 هـ ق یازده سال پس از مرگ نادر در لنگرود برپا کردند، جان التن را نیز به قتل رساندند ( پرسی سایکس (تاریخ ایران) ترجمه فخر داعی گیلانی تهران 1362 چ 4 ج 2 ص 425) و دفتر افکار ایران دوستانه نادر همیشه بسته شد.

اولین خاندان حکومتی بوشهر، خاندان آل مذکور از طایفه ابومهیری بود. این خاندان در اواخر حکومت صفوی از عربستان وارد ایران شده، در بوشهر مسکن گزیده بود. قبل از آن که خاندان آل مذکور در سال 1155 هـ ق به فرمان نادر به حکومت برسد نادر فرمان حکمرانی را برای لطیف خان دریابیگی صادر کرده بود، نادر برای کوتاه کردن دست اعراب از سواحل ایران و حفظ امنیت منطقه، تأسیس نیروی دریایی مقتدری را آرزو می کرد و پیش از این گه فرمان تأسیس کارگاه را برای جان التن صادر کند، طی فرمانی دیگر عبداللطیف خان را با لقب دریابیگی به حکومت کل سواحل و بنادر جنوب و دشتستان و شولستان منصوب کرد( 1148 ق ) و به او مأموریت داد تا ناوگان دریایی خلیج فارس را تشکیل دهد. لطیف خان بندر بوشهر را که سابقه دریانوردی عصر ایلامی و هخامنشی و ساسانی حوزه ریشهر داشت برای مرکز ناوگان انتخاب کرد. آن گاه برای خرید کشتی به کمپانی هند شرقی مستقر در بندر عباس مراجعه نمود اما نتیجه ای نگرفت. پس مصمم شد یک کشتی به نام «پاتنا» و کشتی دیگر به نام«روپال» از دو نفر انگلیسی خریداری کند. این امر نیز سبب خشم کمپانی های هند شرقی انگلیس و هند شرقی هلند گردید، اما لطیف خان به این موضوع اهمیتی نداد و در همان سال 1148 ق دو فروند کشتی دیگر نیز از شیخ رشید، حاکم با سعید و خریداری و ناگان نادر بر روی هم صاحب چهار فروند کشتی شد. محمد تقی خان، بگلر بیگی فارس نیز برای خرید کشتی و تکمیل نیروی دریایی نادر تلاشهایی به کار برد اما موفق نشد. لطیف خان بعدها موفق شد موافقت کمپانی های یاد شده را جلب کند تا بتواند دو فروند ناو چهارصد تنی را از بندر «سورات» هندوستان برای نادر خریداری نماید. همچنین ناو موسوم به « نارتمبرلند» را از یک نفر انگلیسی خریداری نمود. لطیف خان با این ناوگان مجهز در سال 1150 ق . به بحرین تاخت و این جزیره را که در سال 1135 ق / 1717 م . به دست شیخ جبّاره نصوری اول افتاده بود فتح کرد. چنان که بعداً گفته خواهد شد از این خاندان نصوری طاهری برای همیشه به ایران مهاجرت کرد و در بندر کنگان، طاهری، عسلویه و گاوبندی مستقر شد.

همچنین لطیف خان در سال 1152 هـ ق با لشکر کشی به مسقط، شکست سختی به امام سیف بن سلطان ثانیداد و دست خوارج اعراب حوله ( حوله به معنی طایفه و عشیره نیست بلکه اعراب به عربهای ایرانی سواحل جنوبی خلیج فارس حوله یا حؤلی می گفتند که از کلمه حؤل و حوش گرفته شده و حوله و حولی به مفهوم مهجر است(شیخ جبار نصوری)) را از بنادر و جزایر خلیج فارس کوتاه شاخت. سیف بن سلطان ثانی امام مسقط در عمان و همان کسی بود که سالها بر بحرین تسلط داشد و در سال 1135 هـ . ق. به فرمان جباره اول آل نصور بحرین را از قلمرو او خارج کرد و بر آن تسلط یافت و یرانجام در سال 1150 ق به فرمان نادر توسط لطیف خان جزیره بحرین از دست شیخ جباره متنزع گردید و پس از سال ها جدایی مجدداً ضمیمه ایران شد.

لطیف خان با تمام شجاعت، دلاوری و هوشیاری که داشت توانست خلیج فارس را به یک منطقه آرام و امن مبدل سازد اما رسم معمول که همیشه خادمان و خدمتگزاران راستین مورد بی مهری و بی عنایت قرار می گیرند، لطیف خان نیز محسود محمد تقی خان بیگلر بیگی فارس که از پیشرفتها و محبوبیتهای لطیف به هراس افتاده بود قرار گرفت و سرانجام به دستور وی این مرد دلاور و بی باک در عمام مسموم شد

خاندان آل مذکور ابومهیری که سالها قبل از جلوس نادر در بوشهر مقیم شده بود و قدرت این منطقه را در دست داشت در سال 1155ق . / 1114 ش / 1735 م یعنی هفت سال بعد از جلوس و پنج سال قبل از مرگ نادر و به فرمان این پادشاه، حکومت بوشهر را رسماً در دست گرفت. شیخ ناصر ابومهیری پشر شیخ مذکور که حکومت بوشهر به او محول شد، قبلاً به دستور نادر طرح جدید بوشهر را که پیش از آن یک بندر کوچک صیادی بیس نبود ریخت و حکوت بوشهر را در سال 1155 ق رسماً عهده دار شد.

شیخ ناصر، شیخ نصر اول، شیخ سعدون برادر شیخ نصر و فرزند شیخ ناصر، همچنین شیخ عبدالرسول و شیخ نصر دوم از افراد سرشناس و حکام بوشهر از این خاندان بودند. در زمان حکومت خاندان آل مذکور، بوشهر توسعه یافت، دیوار شهر و دروازه های آن ساخته شد، دارالحکومه تأسیس و در ساختمان چهار برج مستقر گردید. قدرت نظامی و دریایی این منطقه گسترش یافت و امور بازرگانی و تجارت دریایی رونق گرفت. کمپانی هند شرقی انگلیس و بعضی از نمایندگی های تجاری و سیاسی کشورهای دیگر در بوشهر افتتاح شدند.

اما دوره حکومت این خاندان خالی از حوادث و رویدادهای سهمناک برای بوشهر نبود. حمله تیمور میرزا حسام الدوله نائب الایاله فارس به سبب دشمنی و انتقام از شیخ عبدالرسول آل مذکور به کمک سه تن از رؤسا و خوانین منطقه یعنی رئیس باقر تنگستانی فرزند رئیس حسین تنگستانی، سالم خان برازجانی و میرزا جعفر خان خورموجی و غارت دو روزه بوشهر؛ حمله اعراب طایفه بنی عتوب به بوشهر، اولین حمله انگلیسی ها به بوشهر و حمله میرزا مهدی خان به بوشهر به دستور محمد علی خان ناظم الملک که پیشکار معزّالدوله بهرام میرزا در شیراز بود، از جمله حوادثی هستند که در زمان این خاندان روی داد همچنین تصرف جزیره خاگ توسط هلند ها و ماجرای میرمهنا بندر ریگی  در زمان حکومت آل مذکور به مقوع پیوسته است. در زمان کریم خان زند (1163-1193 هـ . ق) که به روابط تجاری ایران با انگلیسی علاقه مند بود قراردادی بین شیخ سعدان حاکم بوشهر و «ویلیام پرایس» نماینده دولت انگلیس در 10 ماده به امضاء رسید و به حضور کریم خان به شیراز فرستانده شد. کریم خان ضمن موافقت، چهار ماده نیز به آن افزود که قدرت و نفوذ انگلیس ها و دخالت آنها را در کار دولت ایران محدود می ساخت. در سال 1177 ق کارگزاری کمپانی هند شرقی انگلیسی در بوشهر تأسیس شد اما کریم خان در سال 1182 مواد قرارداد ده ماده ای انگلیس را لغو نمود و آنها به عنوان اعتراض بوشهر را ترک کردند و به بصره رفتند و دفتر کمپانی را تعطیل و به سوی بمبئی حرکت کردند لکن کریم خان این عمل آنها براشفته شد و ناوگان ایران را مأمور تعقیب آنان نمود. در برخوردی که بین ناوگان ایران و کشتی های انگلیسی در گرفت دو تن از کارمندان کمپانی هند شرقی کشته شدند و آنها مجدداً در سال 1188 ق /1775 م به بوشهر بازگشتند و دفتر شرکت را در این شهر تأسیس نمودند.

این کمپانی ظاهراً برای امور تجارت و بازرگانی تأسیس شدده بود اما در حقیقت یک پایگاه سیاسی نظامی و یم مرکز استعماری و اشاعه خواسته های دولت انگلستان به شمار می رفت.

در کنار کمپانی هند شرقی انگلیس، حضور فعالانه و فجایع وحشناک شرکت های هند شرقی هلند و هند شرقی فرانسه نیز قابل ذکر میباشند. ضمناً باید گفت دولت های ضعیف و متزلزل اواخر صفوی و تزلزل و عیاشی های سلسله قاجار قدرت بجلوگیری از این فجایع را نداشتند. حتی بعضی از شیوخ محلی به سبب بی توجهی دولتها ناچار بودند از این قدرتهای استعمار تمکین کنند اما این بیگانگان هیچگاه از ضربات مهیب و پر آسیب مرزداران و ساحل نشینان جنوب در امان نبودند. علاوه بر این، خطرات دیگر مثل خشکسالی، بیماری، گرما و نامطلوبی آب و هوا و سختی های طبیعی دیگر نبز آرامش و آسایش را از بیگانگان و متجاوزان سلب می کرده است هر چند که همه امکانات راحتی و آسایش زندگی برای خود فراهم کرده بودند.

بوشهر در دوره قاجار سه بار مورد تهاجم نیروهای انگلیس به بهانه های مختلف قرار گرفته است. بهانه هایی مثل محاصره هرات توسط نیروهایی ایرانی، دسترسی انگلیسی ها به هندوستان و افغانستان و تسلط یافتن بر آبهای ایران و حضور جاسوسان آلمانی در منطقه خلیج فارس در زمان جنگ بین المللی اول. شرح این بهانه جویی ها و تهاجمات و تلاشها و مبارزات و نبردهای خونین مردم جنوب با مهجمان، در گفته ها و نوشته های بسیار آمده و حتی تکرار شده است و در اینجا توضیح مجدد آنها ضروری نیست. کنسولگری انگلیس در بوشهر فعال مایشاء بود و در زمان انگلیسی ها در خلیج فارس ژنرال ها و نمایندگان آنها خود را قدرت بلامنازع  و حامی منافع انگلستان یا به قول خودشان بریتانیای کبیرمی دانستند و برای دولت ایران و مسؤولان محلی تعیین تکلیف می کردندو کسانی مانند «لرد کرزن» ، «پرسی سایکس» و « جان مالکوم» آبهای خلیج فارس و بنادر، جزایر و سواحل آنم را ملک کوروثی انگلیس می دانستند اما به تدریج با قدرت یافتن حکومت مرکزی ایران، قدرت ظاهری استعمارگران انگلیسی در این مناطق رو به ضعف رفت ، با این حال هیچ گاه از فتنه جویی و فتنه انگیزی خود باز نایستادند. با این که بوشهر از یک سابقه طولانی تجاری و آبادانی برخوردار است اما پیشرفتهای فرهنگی، صنعتی، تجاری  وعمرانی آن در قرن اخیر شمسی از سر گرفته شده است. این استان تا سال 1349 تابع استان فارس بود و ادارات آن زیر نظر ادارات فارس در شیراز قرار داشت. پس از آن که در تاریخ 07/09/1349 به فرمانداری کل تبدیل شد. سازندگی و آبادانی که مدتی به روکود گرائیده بود دوباره آغاز گردید و سرعت گرفت. مدتی همراه با بندر عباس و با عنوان استان ساحلی فعالیت می کرد و سرانجام در تارخ 09/07/1352 به عنوان استانی مستقل زیر نام «استان بوشهر» در آمد و به سرعت رو به آبادانی گذاشت، شهرها و آبادای ها گسترش یافت، شبکه راه سراسری بوشهر به شیراز که از کوه و کتل ها و پیچهای ترسناک و جاده های خاکی صعب العبور می گذشت به راه جدید آسفالته تبدیل شد و در فاصله سالهای دهه 40 تا 1355 پایان یافت. ظرفیت باراندازها و فضای اسکله های بندر گسترش یافت و کوششهای بسیار در جهت توسعه شبکه های مخابراتی، آب، برق و سایر امکانات شهری به عمل آمد از سال 1357 و بعد از انقلاب اسلامی نیز تا امروز این گسترش و توسعه ادامه دارد. با توسعه راه های اسفالته روستایی و اتصال این مناطق به مناطق شهری، روستاهای منطقه از انزوا و فراموشی بیرون آمدند. توسعه مدارس و گسترش فضا های آموزشی و فزونی دانشکده ها و دانشگاه ها و ازدیاد جمعیت دانشجویی و در خوان و تحولات عمرانی و ساختمانی و فعالیت های فرهنگی، هنری، اقتصادی و ورزشی و .. این استان را در مسیر تحول و توسعه قرار داده اند. با این حال هنوز هم محرومیتهای نهفته و دردها و کمبودها و نارسایی های نگفته بسیار است که به عهده مسؤولان گردانندگان استان و پایتخت نشینان است که تا این کمبودها و محرومیتها در جهات مختلف، اثرات سوء نگذاشته و فاجعه بار نشده اند چشم دل سر باز کنند و آنچه نادیدنی است ببینند و آنها را علاج کنند، در حال حاضر فعالیتهای ساختمانی، عمرانی و صنعتی در استان بوشهر با سرعت و شدت آغاز شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 10:15  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

ساسانیان

رونق و اعتبار منطقه بوشهر در عصر دولت ساسانی بسیار درخشان بوده است، طبق نوشته کارنامه اردشیر بابکان این پادشاه که بنیان گذار سلسله ساسانی بوده است. پس از رسیدن به کرانه ی خلیج فارس دستور داد شهری بسازند و آتشکده ای را برپا سازند و آنجا را «بوخت اردشیر» یعنی رها شده اردشیر نامید. دولت ساسانی نیز برای حفظ قدرت دریایی و گسترش نفوذ خود بر ممالک و سرزمینهای مجاور خلیج فارس، این منطقه و دریای مکران (عمان) بنیان گذاری شد که تا امروز نیز نام بسیاری از شهرها و بندرهای مجاور این دو دریا که از نام سلاطین ساسانی گرفته شده اند هنوز برقرارند، جزیره هرمز، تنگه هرمز،(به گفته «وادلا» هرمز به معنی خور و خلیج است و اعراب تنگه هرمز را مُضیِقه هرمز می گویند(عبدالحسین کنین) مرحوم عباس اقبال هرمز را هرموج و خورموغ گفته است(بحرین و جزایر خلیج فارس)) بندر چیرو «شیرویه» ریشهر «راواردشیر» بوخت اردشیر «بوشهر» و نامهای دیگر، بازمانده از عصر ساسانی است. آثار و بناهای یادگار دوره ساسانی که امروز بقایای آنها به صورت پراکنده در بعضی از نقاط استان بوشهر دیده می شوند نیز نشانهایی از توجه این سلسله به منطقه بوشهر می باشند. این آثار را می توان شامل بندرها مثل بندر سیراف، بندر مهروبان و بندر نابند و بندر ریشهر دانست یا شمال آب بندها، استخرها، و قنات هایی به حساب آورد که در بندر دیلم، نزدیک قریه عامری و یا بندر سیراف «طاهری» و یا در نزدیکی برازجان واقعند. ناگفته نماند که ساسانیان نیز مانند هخامنشیان، از امپراطوران بزرگ دریانوردی روزگار خود به شمار می رفتند و قدرت دریایی این سلسله تا یمن و مصر و عراق و شام و سواحل افریقا رسیده بود. بدون شک، هم سلسله هخاتمنشی و هم سلسله ساسانی هر دو از قدرتهای دریایی آن زمان به شمار می رفتند و بعید نیست که لشکر کشی های دریایی کمبوجیه و داریوش هخامنشی به مصر از طریق خلیج فارس و سواحل منطقه بوشهر بوده باشد، همچنین قدرت نفوذ ساسانیان به یمن و مصر و سواحل آفریقا قطعاً از طریق این دریا صورت گرفته است. بنابراین می توان گفت که توجه هخامنشیان و ساسانیان  به این نواحی برای حفظ قدرت دریایی و عملیات نظامی دریایی بوده و از این رهگذر، عمران و آبادی این مناطق نیز مدّ نظر قرار گرفته است.( ر.ک وزیر کشان تالیف نگارنده(امپراطوران دریانوردی دنیای قدیم) ص 189) در مورد بنای ریشهر و بوشهر به دست اردشیر، مؤسس سلسله ساسانی نه تنها کارنامه اردشیر بابکان گواه بر این مدعا است بلکه شاهنامه فردوسی نیز در این مورد گزارش کرده است. در کارنامه اردشیر بابکان می خوانیم که « چونش دریا بدید اندر یزدان سپاسداری انگارد و آنجا روستایی «بوخت اردشیر» نام نهاد و به آنجا آتش بهرام بر دریا فرمود نشاستن» (کارنامه اردشیر بابکان به کوشش دکتر بهرام فره وشی، تهران دانشگاه 1354 صص 46-46)

هنگامی که اردشیر ار سپاهیان اردوان گریخت و به سوی مرزهای جنوبی کشور رسید و دریای عظیم پارس را از نظر گزرانید فرمان داد تا شهری را در کنار دریا بنا کنند.

وزین سو به دریای رسید اردشیر

به یزدان چنین گفت کای دستگیر

تو کردی مرا ایمن از بد کنش

که هرگز مبنیاد نیکی تنش

به نزدیک دریا یکی شارسان

پی افکند و شد شارسان کارسان

دل شاه ز اندیشه آزاد شد

سوی آذرم رام خرداد شد

(شاهنامه فردوسی، ژول مول ج 5 ص 147)

و این شارسان همان است که در کارنامه اردشیر بابکان به نام «بوخت اردشیر» یا رهایی یافته اردشیر، آمده است(شاهنامه شناسی، بنیاد شاهنامه فردوسی به کوشش مجتبی مینوی 1357، ج 1 ص 330). پس اردشیر بعد از رهایی از دشمنان ،

به سر نهاد آن دل افروز تاج

به بغداد بنشست بر تخت عاج

(شاهنامه ج 5 ص 167)

در عصر ساسانی تمام مرزهای ایارن از جمله مرزهای دریایی جنوب ایران مشخص شد و سرتاسر دریای پر رفت و آمد پارس به شاهنشاهی ایران ساسانی بازگشت. اثار و ابنیه بسیار از دوره ساسانیان در نواحی مختلف استان بوشهر از جمله در دشتستانف مُنمد، بندر دیلم، گناوه و سایر مناطق وجود داشته که بقایای آنها تا امروز نیز موجود است، همچنین آثار این سلسله در کرانه های دریای عمان «مکران» نیز موجود می باشد.

بعد از اسلام

منطقه خلیج فارس و به ویژه بوشهر و بنادر اطراف آن مورد توجه دولت های بعد از اسلام در ایران نیز بوده است. صفاریان که برای رسیدن به بغداد ناچار بودند از این نواحی بگذرند، خلیج فارس را مورد نظر قرار دادند و اگرچه عمر دولت صفاری آنچنان طولانی نبود اما ناصر خسرو در سفرنامه، یعقوب لیث تا بندر دیلم و مهروبان را در تصرف داشت چنان که نام او بر منبر مسجد جامع مهروبان نوشته شده بود. «و در مسجد آدینه مهروبان بر منبر نام یعقوب لیث دیدم پرسیدم از یکی که چگونه بوده است؟ گفت: که یعقوب لیث تا این شهر گرفته بود ولیکن دیگر هیچ امیر خراسان را از آن قوت نبوده است» ( ناصر خسرو (سفرنامه) به کوشش ذبیح اله صفا ، شاهکارها تهران امیرکبیر 1358 ص 43).

دولتهای سامانی و غزنوی به سبب دوری راه حراسان و ماوراءالنهر تا خلیج فارس، چنان که باید کمتر گذرشان به این منطقه افتاده خاصه آنکه سامانیان بیشتر به رتق فتق امور ماوراءالنهر و خراسان مشغول بودند. محمود و مسعود غزنوی نیز به لشکر کشی به شمال خراسان و شرق ایران و هندوستان سرگرم بودند. اما حکومت دیلمیان مخصوصاً در عصر عضدالدوله که قلمرو حکومتش تا فارس و خوزستان و نواحی عراق می رسید بیش از همه به این منطقه نظر داشت. آثار بازمانده از عضدالدوله دیلمی در بندر سیراف «طاهری» قابل توجه است. این پادشاه، بارها به کرانه خلیج فارس و سیراف سفر کرده و از یادگارهای او یکی فیلخانه ی عضدی است در سیراف و دیگری بندرگان یا کشتی بندان نابند «ناوبند». علاوه بر این عضدالدوله و جانشینان وی تمام قسمتهای فارس و خوزستان را در قلمرو خود داشتند و آخرین بازماندگان دیلمی، در بندر دیلم و مهروبان حکومت می کردند و چنان که در قسمت بندر دیلم گفته خواهد شد، نام این بندر از نام سلسله دیلمی گرفته شده است. سلجوقیان و خوارزمشاهیان اگر چه در حوزه فرمانروائیشان از خلیج فارس دور بود لکن بواسطه تسکیل حکومت مرکزی که داشتند، این منطقه را از نظر دور نمی داشتند. مغولان نیز حوزه اقتدار خود را تا کرانه های خلیج فارس رساندند. آنها از طریق کرمان به نواحی دریای عمان و میناب که همان هرمز قدیم است دست یافتند و از طریق اصفهان و بهبهان و به دریای فارس رسیدند و ویرانی هایی در این مناطق بر جای گذاشتند از جمله میرانی بندر مهروبان که به دست مغولان انجام گرفته است.

اتباکان فارس که مدت 143 سال از 543 تا 686 هـ .ق بر فارس و بنادر و جزایر خلیج فارس حکمت کردند و سعدی در عصر این امیران می زیست، علاقه و توجه خاصی به این مناطق داشتند و آثاری فراوان در این سواحل و جزایر مخصوصاً در جزیره کیش به وجود آوردند.

دولتهای بعدی نیز به این منطقه نظر داشتند، در عصر صفوی و افشاریه این علاقه و امعان نظر بیشتر شد. در دوره صفویان، بندر ریگ تقریباً دروازه ورودی مسافران و سیاحان و بازرگانان به خاک ایران بود به طوری که تعدادی از سیاحان و جهانگردان در خاطرات سفر خود از این بند یاد کرده اند. بوشهر در زمان نادر شاه افشار مرکز ثقل امور دریایی و حمل و نقل های نظامی بود و همان گونه که قبلاً مذکور افتاد، نادر شاه که به عظمت و اقتدار دریایی ایران علاقه داشت. پس فرمان طرح نقشه بوشهر، دستور تأسیس کارگاه کشتی سازی را در این بندر صادر نمود و این کارگاه به موفقیتهایی هم نائل شد لکن به دلایلی که گفته خواهد شد این طرح بعداً بها شکست رو به رو گردید. نادر می خواستکه بندر بوشهر علاوه بر این که یک قطب تجاری است به یک مرکز نظامی و نیروی دریایی نیز تبدیل شود. لشکرکشیهایی به قطیف و عمان و بحرین از این نقطه آغاز شد ولی با قتل اندوهبار نادر، همه هدف های بلند پروازانه او نقش بر آب شد. عصر کریم خان زند دوره نفوذ بیشتر بیگانگان در خلیج فارس بود. هلندیان و انگلیسی ها با رقابت های تجاری، خطرات و حوادث بسیار را در این منطقه به وجود آوردند. و در همین دوره است که هلندیان جزیره خارگ را به عنوان مسعمره هلند تسخیر کردند و مبارزات مردم جنوب به سرداری میرمهنای بند ریگی پدید آمد و هلندیان که قدرت بلا منازع خلیج فارس بودند توسط میرمهنا از خارگ و دریای فارس رانده شدند. انگلیسی ها نیز بارها از میرمهنا شکست خوردند که خود مستلزم نوشت کتابی جداگانه است. دولت قاجار چندان توجهی به این منطقه نداشت. لکن بوشهر سالهای بسیار مرکز ثقل تجارت بود و باروی کار آمدن بندر خرمشهر، شهر تاریخی و تجاری بوشهر از رونق اقتاد و در سالهای اخیر می رود تا دوباره رونق ار دست رفته خود را بازیابد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 10:10  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

هخامنشیان

پس از به قدرت رسیدن کورش و تشکیل دولت ایرانی هخامنشی، توسعه قلمرو حکومت، در نظر این سلسله از اهمیت بسیار برخوردار بود. با اینکه پادشاهان بزرگ هخامنشی هدفشان توسعه قدرت در سرزمینهای دور مثل مصر و یونان و مقدونیه و شمال و مغرب مرزهای کشور بود اما به دلیل فیزیکی مرکز حکومت - پارس- به خلیج فارس و دریای مکران «عمان» توجه خاصی نیز به این دریا مبذول می داشتند، شاهان هخامنشی خود را پادشاه پارس و انشان «ایلام» می خواندند، داریوش اول (522 -486 ق.م) در کتیبه ی خود گفته است: «به لطف اهورامزدا خدای یگانه ممالکی را که من خارج از پارس گرفته ام اینها هستند، ماد، ایلام، بلخ، سغد، خوارزم و و و ...) (کتیبه بیستون)

هخامنشیان که به عمران و آبادی کشور، علاقه بسیار داشتند، علاوه بر مرمت و تجدید بنای شهر شوش که به دست آشوریان ویران شده بود، به تأسیس معابد بزرگ مثل تخت جمشید و بیستون و بنای شهرهای حوزه قلمرو خود مثل همدان و پاسارگاد، پارسه گاد «اردوی پارسیان» و تجدید و مرمت شهرهای ویران شده ایلام پرداختند. در حوزه ریشهر (بوشهر) به ساختن بنا ها و پایگاه های نظامی و دریائی همت گماشتند. توجه به خلیج فارس و موقعیت دریائی و نظامی این دریای پر رفت و آمد پیوسته از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. کورش فرمانروای بزرگ هخامنشی که بر نیمی از سرزمینهای دنیای آن روز فرمانروایی میکرد، و بر خلاف تاراجگران آشور و بابل به هر شهر و کشور که قدم می گذاشت فرمان میداد تا با مردم آنجا به مهربانی و عطوفت رفتار کنند. در زمانی که آشوریان، شهرها و کشورهای مفتوحه و مغلوب را آتش میزدند و آنجا را از آدمیزاد خالی می کردند، کوروش هیچ شهری را آتش نزد، هیچ کشوری را غارت نکرد و به ویرانی و چپاول هیچ نقطه ای نپرداخت. کشیدن راه شاهی از شوش با سارد، پیوستن شوش به همدان با یک جاده سنگ فرش که دارای 110 توقفگاه بوده، ساختن بناها و استراحتگاه های بین راه و علامتهای نشان دهنده مسیر و میزان مسافت راهها همه از ابتکارات کوروش و پس از وی، داریوش بوده است، کاخ های شاهی یا نظامی نیز در این مسیرها وجود داشته که همه از لحاظ سوق الجیشی و هم از لحاظ استراحت گاه مسیر شاهان هخامنشی، حائز اهمیت بوده اند.

یکی از کاخ های مشهور کوروش که در سال 1350 توسط هیأت باستانشناسی ایران به سپرستی آقای دکتر علی اکبر سرافراز از زیر خاک بیرون آمد، کاخ زمستانی کوروش است که در یک کیلومتری جنوب برازجان در پانصد متری جاده آسفالته براجان بوشهر قرار دارد. این کاخ  که یا به عنوان یک قصر ساحلی و یا به عنوان یک پایگاه نظامی مشرف بر خلیج فارس از آن استفاده می شد ه بنایی بوده است با 12 ستون از سنگ سیاه و سفید و از آثار کشف شده پیداست که ناتمام مانده است. باستانشناسان احتمال داده اند که این کاخ در زنجیره مجموعه ای عظیم و گسترده از بناهائی بوده که از محل «تُل مُرّ» تا «تل پهن» و از آنها تا «بردک سیاه» در دشتستان ادامه داشته اند که فقط قسمت کوجکی از آن زیر خاک بیرون آمده و بعداً هم به فراموشی سپرده شده است. این ستون ها با معماری ستون های تخت جمشید و شوش و پاسارگاد قابل مقایسه است. (درباره این کاخ در بخش شهرستان دشتستان مفصلاً بحث خواهد شد.)

علاوه بر این کاخ هخامنشی آثار دیگر این دوره در محل «بردک سیاه» در نزدیکی سعدآباد و در 12 کیلومتری برازجان کشف شده که هنر معماری عصر کوروش را می رساند. همچنین در منطقه «دورودگاه» آثار ستون های سنگی و تپه های باستانی هخامنشی قرار دارند. بدیهی است که با کنکاش و جستجو و کاوش های باستانشناسی به آثار معتبر دیگر هخامنشی در منطقه بوشهر و برازجان می توان دست یافت. از این ساختمان علاوه بر این که به عنوان یک معبد در زنجیره معابد هخامنشی «برازجان، تخت جمشید، کرمانشاه، همدان» استفاده می شده است به منظور بهره برداری نظامی نیز مورد استفاده قرار می گرفته اند، بدون شک این منطقه یک مرکز ستراپ نشین یا پایگاه نظامی حافظ خلیج فارس محسوب می شده که حوزه آن، کاخ شاهی نیز برای توقف های کوتاه و موقت شاهان هخامنشی در فصل زمستان جهت رسیدگی به امور خلیج فارس و سرزمینهای همجوار بنا شده است.

سلوکی ها

مورخان گفته اند اکه اسکندر مقدونی(جلوس336فوت323ق.م)  هفتاد شهر در سرزمینهای مفتوحه خیش بنا نهاد «ولی محتملاً این رقم دور از اغراق نمی باشد زیرا آن چه اسکندر بنا کرد در واقع شهر نبود بلکه بیشتر قریه گونه هایی بودند برای اسکان سپاهیان مقدونی و یا مهاجرنشینهائی واقع در قلمرو پادشاهی که بعدها به دریافت عنوان و حق «پولیس» یا «شهر-دولت» نایل گشتند. این شهرها از لحاظ سیاسی تابع حکام و جانشینانی که از طرف اسکندر ، منصوب می گشتند بوده اند، هدف سیاسی اسکندر در ساختن شهرها بیشتر نظامی بود نه اقتصادی و دولتی، سرداران و جانشینان و وارثان امپراطوری و سلاطین یونانی «دیادوخها» سیاست مزبور را دنبال و با شدت و نظم بیشتری تعقیب کردند و شهرهای یاد شده تکیه گاه نیروممند دستگاه دولتی آنان بود. لازم به ذکر است که هزاران بازرگان و پیشه ور یونانی به امید نفع و انجام معاملات سودمند در ممالک شرقی، به دنبال لشکر اسکندر در حرکت بوده اند که بیشتر آنان در شهرهای جدید سکونت احتیار کرده و رسته های نوی از فعهالیت صنعتی و بازرگانی را در آن بلاد پدید آوردند. بدین ترتیب زبان و هنر یونانی در مشرق زمین گسترش یافت»(م.م – دیاکونوف(اشکانیان) ترجمه کریم کشاورز، تهران،پیام-1350 ص 7-8) به دنبال آین پیش آمد، طبیعی بود که شهرهای تأسیس شده یا گسترش یافته نیز نامهای یونانی بگیرند.

پس از مرگ اسکندر در سال 323 ق.م سرزمینهای مفتوحه او از جمله سرزمین ایران به دست جانشینان او یعنی سلوکی ها افتاد. مؤسس سلسله سلوکی «سلوکوس اول» سردار مقتدر اسکندر در سال 312 ق.م این سلسله را تأسیس کرد که بعد از او تا سال 50 ق.م دوام یافت. سلوکوس برای جلب رضایت و پشتیبانی ایرانیان با یک نجیب زاده ایرانی به نام اِپامه(EPAMA) ازدواج کرد و به اصطلاح حکومت سلوکی را با خون ایرانی و یونانی تشکیل داد و در حقیقت وارث شاهنشاهی عظیم و درخشان هخامنشی شد.

او شهر سلوکیه را در ساحل دجله و انطاکیه را در سوریه به عنوان پایتختهای سیاسی و اداری خود بنا نهاد. اگر چه با در گذشت سلوکوس، کشور دچار هرج و مرج ناشی از اختلافات جانشینان متعدد او شد اما بر روی هم در مدت 250 سال حکومت سلوکیان به توسعه ابنیه و آثار و ساختن و مرمت شهرها اقدام شد. این سلسله با این که می خواست مانند سلسله هخامنشی، حکومت خود را ملی و مردمی جلوه دهد اما چون عنصری غریبه و غیر ایرانی بود، نمی توانست اعتماد مردم ایران را به خود جلب کند. بنابراین پادشاهان این سلسله، از یونانیان و مقدونیان برای اداره امور در بخش وسیعی از کارهای نظامی، اداری، بازرگانی و زراعی استفاده کردند و گروه های زیادی از آنان را در شهرهای ایران سکنی دادند.

این امر سبب شد که یونانیان و مقدونیان به علت نامساعد بودن وضع اقتصادی کشورشان دسته دسته به قلمرو حکومت سلوکیان – سوریه، بابل، ایران – سرازیر شوند و به همین جهت تأسیس شهرهای جدید و توسعه شهرهای قدیمی اجتناب ناپذیر می شد. این سلسله، سیاست شهرسازی اسکندر را دنبال کرد، اقامتگاه ها و مؤسسات بسیار در طول جاده های بزرگ نظامی  که از سلوکیه در ساحل دجله تا بلخ در شرق ایران ادامه داشت تأسیس کردند، در طول جاده کهن هخامنشی که از کرمانمشاه و همدان می گذشت، دینور و کرمانشاه به وجود آمدند. هگمتانه « همدان» را نیز تعمیر کردند، شهر نهوند «لائودیسه» در غرب شهر ری «راگای» را در مرکز تأسیس و تکمیل کردند، شهر «نسا» در پارت و شهرهای دیگری در این منطقه یعنی خراسان ساخته شدند.

درساحل خلیج فارس نیز نه شهر بنا کردند که می توان گفت مهمترین آنها شهری بود که در منطقه بوشهر امروز به نام «یوناخا» تأسیس کردند که در حقیقت این شهر جانشین «لیان» ایلامی بود و ایسیدروس مورخ خارکسی قرن اول میلادی نیز از این شهر نام برده است. این شهر از جمله نه شهری بود که سلوکی ها در پارس مخصواً در سواحل خلیج فارس بنما کرده بودند، بیشتر ای شهرهای سلوکی دارای قلعه هائی بودند که ساکنان یونانی شهرها در هنگام خطر به آنها پناه می بردند زیرا سراسر دوران حکومت سلوکی با جنگهای فراوان با پارتها، رومی ها و غیره گذشت. آنها برای توسعه قدرت خود به رومی ها اتکا داشتند اما گاهی رومی ها آن چنان نفوذی در سرزمین های حوزه سلوکی ها می یافتنند که دیگر از آنجا خارج نمی شدند. توسعه و نفوذ زبان یونانی عصر سلوکی که تداوم عصر هلنی گری اسکندر و جانشینیان وی بود چندین قرن ادامه یافت به طوری که هم در عصر سلوک یها هم در زمان پارتها در بیشتر مکاتبات اداری از زبان یونانی استفاده می شد و حتی بعضی از سکه های شاهان پارتی به خط یونانی و پارتی مزین است لکن پارتی ها بعداً زبان پارتی را نیز وارد مکاتبات ایرانی کردند و الواح و کتیبه ها به دو زبان یونانی و پارتی می نوشتند هر چند که امروزه آثار قابل توجهی از پارتیان بر جای نمانده است. با این که سلوکیان در ترویج سنن یونانی در ایران شدت عمل به خرج می داند اما این شهرهای یونانی نشین تدریجاً ماهیت و موقعیت خود را از دست دادند و به خلق و خوی ایرانی نزدیک شدند. سلوکیان کوشیدند تا آداب و رسوم یونانی را وارد زندگی ایرانیان سازند و با این که سالهای بسیار، این اهداف را تعقیب کردند و با مزاوجت های فراوان یونانیان با ایرانیان قصد داشتند که نفوذ عنصر یونانی را در آئین  ها و سنت ها و زبان ایران قوت بخشند لکن آئین ها و رسوم و زبان و هنر ایرانی در مقابل آنان تحلیل نرفت. به هر حال سلوکیان به هنر و تجارت و تأسیس و مرمت شهرها و توسعه جاده ها و حفر قنوات و ساختن آب انبارها علاقه بسیار داشتند، عصر آنان چنان که پروفسور «گیرشمن» گفته است، عصری درخشان از لحاظ تمدن و صنعت بوده است، توجه زیادی به توسعه و پر کردن خزانه ی معابد در کنگاور و کرمانشاه و شوش کردند به طورری که معبد آنان در همه مناطق از ذخایر پر باری سرشار بودند اما در موقع لزوم جهت مصارف نظامی یا اقتصادی، معابد پادشاه غارت می شدند.

سلوکیانف شاهان خود را خدا می دانستند چنان که یک از پادشاهان سلوکی اعلام نمود که پدر در گذشته اش، خدا بوده و مردم را به پرستش او وادار ساخت. در معبدی که ربه النوع ناهید-آناهیتا- الهه آب یا «نانایا» وجود داشت، شاه به منزله ی شوهر ربه النوع به شمار میرفت و از او طلب جهیز می رکد و به همین جهت اموال به غارت برده معبد را به عنوان جهیز عروس به شمار می آورد و آنها را حق خود می دانست. سلوکیها تدریجاً تحت نفوذ پارتها که یک سلسله ایرانی الاصل بود منقرض شدند.

شهرهای سلوکی طبق نوشته مورخان، از نقشه خاصی برخوردار بود، «طبق نقشه مزبور، شهر دارای دو خیابان اصلی شمالی  جنوبی و شرقی غربی بود که یکدیگر را قطع کرده زوایای قائمه تشکیل می داند و کوچه ها و خیابانها جنبی، موازی با خیابان های اصلی و یا عمود بر آنها بودند و بخش ها و یا بلوک های مربعی از منازل بدین طریق ایجاد می شده است.

ساتراپ نشین های ایرانی عهد سلوکیه نیز از این قاعده مستثنی نبودند. در آنجا هم «پولیس» های (شهرهای) جدید ایجاد شده بود مانند «انطاکیه» در پارس(این انطاکیه غیر از انطاکیه ترکیه بوده بلکه در پارس و ظاهراً در کنار خلیج فارس بنا شده بود.) و «لائودیکیا» در ماد «نهاوند» در سوزیان خوزستان «علیمائید» سه شهر دیگر به نام سلوکیه وجود داشته، یکی سلوکیه برکنار رودخانه «اؤله» (کرخه) یکی دیگر بر «هدیفونت» و سومی در کرانه خلیج فارس» (دیاکونوف(اشکانینان) ص 24)

معمولاً شهرهای ساخته شده توسط سلوکیان، سیاست سکونت یونانیان و مقدونیان در این شهرها را دنبال می کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:53  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

عیلام (ایلام)

(در تمام کتابهای تاریخی این واژه را عیلام نوشته اند تا با ایلام امروز اشتباه نشود در این کتاب سعی میشود تا این نام «ایلام» نوشته شود که منظور همان عیلام مورخان است. در تورات هم عیلام آمده است.)

سه هزار سال پیش از میلاد مسیحف همزمان با پیدایش تمدئنهای باستانی در سرزمین جلگه ای بین النهرین یعنی سومر و آکاد یا بابل و آشور تمدن روشن و درخشان دیگری در دشت بلند شوش یا سوزیانا پدید آمد که قرنها رقیب سر سخت و بلمنازع تمدنهای یاد شده بود و سرانجام هم پس از یک عمر طولانی به دست آشور منقرض شد. این تمدن گسترده، تمدن ایلام بود که در زبان بابلی و سومری «اِلام» یا «آلماتو» بود به معنی سرزمین بلند و کوهستانی در مقابل دشت های پست و فرو دینه ی بین النهرین.

اگر قدیمی ترین سند درباره ذکر نام ایلام بخواهیم، این سند همان تورات یا کتاب عهد عتیق یا عهد قدیم است که در سفر پیدایش باب 14 آیات یک تا چهار و پنج تا نه از ایلام و پادشاه آن«کَدُر لاعُمَر» سخن گفته است اما به اختصار.

(و واقع شد در ایام اَمرافل ملک شنعار و اَربوک ملک الاسار و کَدُرلاعُمَر ملک عیلام و مدّعان ملک امت ها که ایشان با بارعِ ملک سوم سدوم و برشاع ملک عَموره و ... این همه(جنگ) در وادی سَدّیم که بحرالمِلح باشد با هم پیوستند دوازده سال کَدُرلاعُمَر را بندگی کردند و در سال سیزدهم بر وی شوریدند در سال چهارم کَدُرلاعُمَر با ملوکی که با وی بودند آمده رفائیان را عشتروت قَرنین و زوزیان را درهام و ایمیان را در شاوه شکست دادند.)(کتاب مقدس عهد عتیق سفر پیدایش باب 14 آیات 1 تا 6 ص 17)

ایلامیان در ربع اول هزاره سوم قبل از میلاد سلسله ای را تشکیل دادند که بخش وسیعی از دشتها و کوه ها و سواحل خلیج فارس را در بر می گرفت. چنان که از تورات نقل شد قدرت این سلسله های ایلامی تا نواحی فلسطین و شام می رسید و حتی لشکر کشی کَدُرلاعُمَر و چهار پادشاه دیگر و گرفتن اموال سدوم و عموره و اسارت لوط برادرزاده حضرت ابراهیم و مبارزه ابراهیم با پادشاهان و شکست دادن کَدُرلاعُمَر و نجات دادن لوط و باز پس گرفتن اموال، در قسمتهای دیگر باب 14دهم سفر پیدایش کتاب تورات آمده است.(ر.ک همان، پیدایش باب 14 آیات 8 تا 24). ایلامیان قسمتهایی از لرستان، تمام خوزستان، مناطقی از فارس و تقریباً سواحل خلیج فارس و مناطق بوشهر ( لیان) را زیر سیطره ی خود داشتند. مردم ایلام برای حفظ موقعیت و بقای خود جنگهای بی شمار با سلسله های آشور و بابل داشتند.

سارگن اول بنیان گذار حکومت سارگنی آشور ، دوبار ایلامی ها را شکست داد. اما این شکستها باعث نابودی و زوال دولت ایلام نشد و هر بار پس از شکست با کوشش بسیار برای اقتدار مجدد ایلام برمی خاستند و ویرانی ها را از نو آباد می کردند. یکی از پادشاهان با تدبیر ایلام که به ابادی و عمران ایلام همت گماشت مردی بود به نام «پوزور، این شوشی ناک» که به سازندگی ایلام پرداخت و شهر شوش یا (سوزیانا) را به عنوان یک مرکز پیشرفته و ثروتمند درآورد. در هزاره دوم ق. م سلسله جدید دیگری از ایلام ظهور کرد که در واقع سلسله ای ملی بود. پدشاهان این سلسله، خود را پیامبر، خدا، پدر و شاه برای «انشان» و شوش، می خواندند.

در این سلسله خدای (این شوشی ناک) و همسرش ربه النوع (شالا) مورد پرستش بودند و شاهان این سلسله، ناتم خود را با ترکیبی از نام خدا می گرفتند مانند «شیلهاک این شوشی ناک» که در شوش و بوشهر، معابد بزرگی را جهت پرستش «انشوشی ناک« بنا کرد. آئین شوشی ناک بر ائین پرستش «مردوک» در بابل برتری داشت.

ایلامیان در حمله به بابل به پیشرفت هایی نائل شدند و یکی از امرای ایلام در شهر (لارسا) سلسله جدیدی را بنیاد نهاد. (حمورابی) سلطان مقتدر بابل و نخستین قانون گذار روی زمین(ر.ک تاریخ اورشلیم تالیف نگارنده) توانست از نفوذ و پیشرفت ایلامی ها جلوگیری کند. آنان با تمام کوشش خود نتوانستند در مقابل قدرت (حمورابی) پایداری کنند و محکوم به شکست و اضحلال شدند اما یک قرن بعد مجدداً دولتی قوی به پادشاهی(کوتیر ناخونته) را به وجود آموردند که قرنها به درخشش حکومت ایلام تحقق بخشید و دوباره نام ایلام بر سر زبان ها اقتاد.

عصر طلائی ایلام که هزاره دوم تا هزاره اول ق.م را شمال میشود، از مجود حکمرانان ملی و مقتدری همچون «شوتروک ناخونته» 1207 – 1171 ق.م قدرت ایلام اوج گرفت، معابد بسیار در شهرهای مختلف ساخته شد و رقبای خطرناک از میان رفتند. پسرش «موتیر ناخونته» بعد از یک جنگ طولانی و موفقیت آمیز در بابل، مجسمه «مردوک» خدای ملی بابل را به شوش آورد.

در عصر «شیلهاک اینشوشی ناک» (1165-1151 ق. م ) فتوحات ایلام به نقاط دور دست رسید. آشور شکست خورد و بابل محاصره شد.

بین النهرین و دره دجله و بیشتر سواحل خلیج فارس و سلسله جبال زاگرس به تصرف ایلام درآمد. قدرت شاهنشاهی ایلام در مغرب و جنوب گسترش یافت، زبان و خط ایلامی رونق گرفت و شهرهای جدید بنا گردید.

معابد بسیار ساخته شد و هنر و معماری این عصر توسعه یافت و افکار ضدّ بیگانه و ملی رواج گرفت و «شیلهاک...» به عنوان خدای ملی یا سمبل ملیّت ایلام درآمد. این پادشاه علاوه بر ساختن معابد متعدد در شه ها، معبد بزرگ «ریشهر» در منطقه بوشهر امروز را به احترام خدای ایلام «شوشی ناک» و به یاد روح همسر خود بنا نهاد. این معبد در محل «تل پی تل» یا تپه کنار تپه در منطقه بوشهر(ریشهر) بین سبزآباد و امازاده قرار داشت که تپه عظیم آن تا امروز نیز موجود است. در سال 1342 ش ، هنگام خاک برداری از این تپه، بیش از 2و هزار آجر پخته و خشت نبشته کشف شد که متأسفانه از این آثار گرانبها به عنوان زیر سازی آسفالت فرودگاه بوشهر استفاده و تنها چند عدد از آنها به آمریکا فرستاده شد  و پس از مطالعه و بررسی خشت های مزبور، مسخص گردید که در این منطقه معبد و کتاب خانه بزرگی دائر بوده است و از همین خشت نوشته ها هم نام «لیان» که نام باستانی این منطقه بوده است به دست آمد،(توللی،فریدون، رئیس باستانشناسی فارس(چهارمین کنگره تحقیقات ایرانی) به کوشش دکتر محمد حسین اسکندری-شیراز دانشگاه 1353 صص 53-54) ضمناً در این نواحی، اشیای مفرغی، سفال های رنگی و منقوو آثار دیگر دوره شوتروک ناخونته به دست آمده است که باید در موزه های دنیا از آنها بازدید کرد.

در سال 1146 ق.م یعنی در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد حکومت جدیدی در بابل به پادشاهی «بخت نصر» (بخت نصر BOKHT NASR یا بخت نضر با همین تلفظ درست است این شخص غیر از بخت نصر یا نبوکد نصر معروف است که 604 تا 562 ق.م سلطنت کرد و خانه خدا را در اورشلیم غارت و ویران نمود. ر.ک تاریخ اورشلیم)اول تشکیل شد که رقیب جدیدی برای ایلام محسوب میشد. در جنگ هایی که بین این دو سلسله به وجود آمد ایلام شکست خورد و بخت نصر شوش را متصرف و مجسمه (مردوک) خدای بابل را که قرنها در شوش بود به بابل بازگرداند. جنگهای بین آشور و ایلام نیز متناوباً و در طول چندین قرن ادامه داشت که زمانی ایلام پیروز بود و زمانی دگر آشور.

آشوربانی پال «668 – 633 ق. م » آخرین پادشاه قدرتمند آشور، فرزند اَسَرحدون و نوه سناخریب، شورشهای ایلام را فرو نشاند و پادشاهی به نام «تام مارتیو» را به سلطنت رساند اما این شخص به زودی معزول شد و شورشهای علیه اشور شدت گرفت. اشور بانی پال به ایلام تاخت، شوش را غارت کرد و معابد و خانه های مردم توسط سپاه آشور چپاول شد و استخوانهای پادشاهان و مردم سرشناس را از خاک بیرون آورده، به نینوا فرستاند، آشور بانی پال در کتیبه خود گفته« من از شهرهای ایلام آن اندازه ویران کردم که برای گذشتن از آنها، یک ماه و بیست و پنج روز وقت لازم است. همه جا برای بایر کردن زمین نمک و خار افشاندم. شاهزادگان و خواهران شاهان و اعضای خاندان سلطنتی را از پیر و جوان، با رؤسا و حکام و اشراف و صنعتگران، همه را با خود به اسیری بردم. مردم آن سرزمین، از زن و مرد را با اسب و قاطر و الاغ و گله های چهارپایان کوچک و بزرگ که شمار آنها از دسته های ملخ فزونتر بود به غنیمت گرفتم، خاک شوش و «ماداکتو» و «هلتماش» و شهرهای دیگر را به آشور کشیدم. در ظرف مدت یک ماه، تمام ایلام را به تصرف درآوردم، بانگ آدمیزاد و اثر پای گله ها و چهرپایان و نغمه ی شادی را از مزارع برانداختم و همه جه چراگاه خران و آهوان و جانوران وحشی گوناگون ساختم» (ویل دورانت، مشرق گاهواره تمدن ص 215) آخرین پادشاه ایلام «خوم بان کالداش» و نیز پادشاه سابق ایلام «تام ماریتو» را به ارابه آشوربانی پال بستند و آنها را مجبور کردند که ارابه را تا نینوا  بکشند. «جانشین خوم بان کالداش» یعنی «توم مان» که در مقابل آشوریان دلیرانه مقاومت کرده بود اسیر کرده، سر بریدند و سر بریده او را به نینوا فرستادند و در مجلس جشن بر درخت آویزان کردند. آشور بانی پال همچنین فرمان داد همه سپاهیان ایلام را از دم تیغ بگذرانند و سرداران و دلیران لشکر را زنده زنده پوست بکنند و بدنشان را قطعه قطعه کنند و هر قطعه را به گوشه ای از کشور آشور بفرستند.

در روایات افسانه ای ایران، اشور بانی پال که از جانب غرب به ایران و ایلام حمله کرد با ضحاک جادم که از غرب آمده بود مقایسه شده است.( ر.ک وزیر کشان تالیف نگارنده) سرانجام آشوربانی پال در سال 648 ق.م دولت ایلام را منقرض و شهرهای آن را با قساوت، از سکنه خالی ساخت و ایلام در سال 645 ق.م تحت سیطره و قلمرو آشور قرار گرفت. ایلامیان در پدید آوردن تمدن در عصر خود گامی فراتر از ملل همجوار داشتند، در عصر این سلسله هنر و ادبیات و علوم توسعه یافت، کتاب خانه های معتبری در منطقه بوشهر«ریشهر»، بحرین، و شهرهای دیگر از قبیل،هایدالو(خرم آباد امروز) مادکاتو و شوش ایجاد کردند و معماری و کشاورزی و سفالگری و فلزکاری به پیشرفت های بسیاری رسید.

در کاوشهای علمی تپه «چغاگاوانه» شاه آباد غرب و اسلام آباد امروز که توسط هیأت باستانشناسی ایران به سپرستی آقای محمود کردوانی اثار فراوانی از دوره ایلام کشف شده نشان می دهد که تمدن ایلام در این منطقه نیز نفوذ داشته است، از جمله آثار کشف شده، مجسمه هایی است که ربه النوع «کریرشه» همسر خدای «گال» که مورد پرستش قوم ایلام و دارای احترام فراوان بوده است. «هومبان نیمنا» پادشاه سلسله «ایگه هالکی» ایلام«1300-1250 ق.م» در شهر «لیان» (بوشهر امروزی) معبدی برای الهه «کریرشه» بنا کرد و در کتیبه ای نوشت: «معبدی که من ساختم وقف همسر خدای بزرگ است. من شاه خوب، شاه ایلام هستم، شاه ایران و شوش. من خوب و برگزیده ام و «اینشوشی ناک» پادشاه ایلام را به من سپرده است.»

آقای کردوانی نوشته اند(در زمان سلطنت «اونتاش هوبان» یا «اونتاش گال» پسر «هومبان نیمنا»، الهه «کریرشه» به تفاق «اینشوشی ناک» و «گال» خدایان ثلاثه ای را تشکیل می دادند. پیکر این الهه در حالی نشان داده می شود که برهنه بوده و پستان های خود را به دست گرفته است. «کریرشه» قرن ها مورد پرستش بوده و آئین او تحت عنوان «نانایه» تا عصر پارتها ادامه یافت و ما پیکره های سفالین متعددی می یابیم که ربه النوع مذکور را در گورستان پارتی نشان میدهد در اینجا مسأله ای مطرح می شود که آیا این ربه النوع ما در قدیم، مظهر فراوانی و تولید، همان نیست که به صورت ربه النوع «آناهیتا» درآمده است؟ بدیهی است احترام و پرستش الهه «کریرشه» در ایلام زائیده نفوذ زن در این اجتماع است. در لوحه های گلی و کتیبه های ایلام، نام مادر، خواهر یا دختر پادشاهانی که حکومت داشته اند به کرات نوشته شده، وارث سلطنت نیز به وسیله مادر انتخاب می شد.

وارث های سلطنت برادران پادشاه و از سلسله نسب مادری بودند. رابزه خانوادگی در ایلام به طور کلی بر محور برادر شاهی که بازمانده از بقایای مادرشاهی است استوار بود. بنابراین در چنین اجتماعی، الهه «کریرشه» که مظهر باروری و خیر و برکت بود. ارج و قرب فراوان داشته است. به نظر میرسد که تاریخ تمدن های مکشوفه تپه «چغاگاونه» در شاه آباد غرب(اسلام آباد غرب) مصادف با عصر طلائی ایلام یعنی اواخر سلطنت «شرتروکند» و اوایل سلسله ایلام جدید می باشد.) (کردانی، محمد ( کاوشهای علمی چغادگاوانه) باستانشناسی و هنر ایران از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر اداره کل باستانشناسی و فرهنگ عامه شماره هفتم و هشتم تابستان و پائیز 1350 ص 36)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:38  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

 بوشهر

تغییر یافته کلمه «بوخت اردشیر» (Bukht Ar Dashir) است (کارنامه اردشیر بابکان صص 47-46) به معنی شهر رهایی، شهر نجات و شهری که اردشیر در آن رهایی یافت. بوشهر جای گزین و جانشین بندر باستانی و پر اهمیت ریشهر است که امروز آثار و بقایای آن در جنوب شبه جزیره بوشهر و در کنار محله ریشهر دیده می شوند. بوشهر از جمله شهرهای شش گانه یا هشت گانه است که به امر اردشیر بابکان (ج 226.م ) در فارس، خوزستان و اطراف خلیج فارس ساخته شدند. هر چند که در تایید این مطلب نمی توان با عجله قضاوت کرد، اما مورخان گفته اند که اردشیر پس از رسیدن به حکومت فرمان داد تا شهرهای بزرگی را در فارس و جنوب عراق بنا نمایند. طبق نوشته تاریخ طبری و اظهار نظر جغرافی نویسان و مورخان متاخر، این شهرها عبارت بودند از «اردشیر خرّه» یا شهر گور که همان فیروزآباد امروز است. «رام شیر» رامهرمز امروز، «ریو اردشیر» یا « راو اردشیر» که ریشهر یا بوشهر امروز است، «هرمز اردشیر» یا سوق الهواز در خوزستان، «به اردشیر» در غرب مداین در عراق امروز،«پسااردشیر» در بحرین«استاباذ» یا استرآباد» (این آسترآباد غیر از اِسترآباد با نام قدیم گرگان است.) که همان کرخ میشان است در عراق و «بود اردشیر» در نزدیکی موصل (پیکو لوسکایا(شهرهای ایران ترجمه عنایت الله رضا ص 223) . اگرچه بنای شهر بوشهر را به اردشیر بابکان (226-241 م ) نخستین پادشاه ساسانی نسبت داده اند اما قدمت سکونت در این منطقه به عصر امپراتوری عیلام(ایلام) می رسد که نام این شهر «لیان» به معنی آفتاب درخشان بوده است. واژه لیان به همین معنی بعدها در شعر و نثر فارسی آمده است.

ایسیدروس، اهل خارکس(خارکس: در انتهای خلیج فارس و احتمالاً درجای آبادان امروز قرار داشته است. بعضی از مورخان جای خارکس را در حوالی ری و بعضی نیز آن را در یونان دانسته اند. لاکن صحیح تر آن است که جای خارکس در رأس خلیج فارس بنامیم.ایسیدروس خارکسی جغرافی دان اواخر قرن اول قبل از میلاد بوده است از آثار او «شرح جهان» مسافرت دوروپات و پاسگاه های پارتیان می باشد.) از شهری به نام «یوناخا» یعنی شهر یونانی یاد کرده و محققان احتمال داده اند که ممکن است یوناخا همان شهر ریشهر و بوشهر باشد که زمان سلوکیان(جانشینان اسکندر) ساخته شده است.(ر. ک دائره المعارف فارسی ج 1 ص 1152 ج 3 ص3376). چنانچه این شهر و این منطقه بازمانده ایلامیان باشد، در دوره ساسانیان به رونق و اعتبار فراوان رسیده، اردشیر از نو آن را بنا نموده است. بنابراین بوشهر تغییر یافته واژه بوخت اردشیر است به همین سبب حرف «هـ» آن مکسور و بدل حرف«ی» اردشیر می باشد و حرف«هـ» مفتوح نمی باشد. اعراب آن را «البوشهر» نامیده اند که مخفف آن «ابوشهر» است و بعضی گوان کرده اند که ابوشهر به معنی پدر شهرها است در صورتی که چنین نیست. اعراب همچنین  ریشهر را «زیصهر» تلفظ کرده اند. ریشهر که در صفهات بعد مفصلاً از آن یاد خواهد شد شاهد دوره های سه گانه تمدن ایلام(اِلام یا اِلامتو) یعنی هزاره سوم تا هزاره اول قبل از میلاد بوده نیز کشفیات باستان شناسی چنین بر می آید که این سرزمین، قرن ها گذر گاه یا محل توقف اقوام و تمدن های گوناگون بوده است.

اقوام مختلف

توقف و سکوننت اقوام مختلف عیلامی(ایلامی)، بابلی، آشوری، یونانی و عبور و مرور ملتهای گوناگون دیگر از ابراه خلیج فارس و سکونت موقّت در سواحل و جزایر آن موجد تحول و حضور تمدن های متفاوت در این نواحی بوده است. کشف گورهای ایلامی  و خشت نوشته های بسیار از تمدن این قوم در منطقه بوشهر، نشان دهنده وجود تمدن و آبادانی در این نواحی در عصر باستان می باشد. اما اگر به سیرو دگرگونی و ساختار حیات اقتصادی، سیاسی و نظامی نظر افکنیم متوجه میشویم که سباقه هجوم ها و تجاوزات ملیتهای مختلف و سابقه توقف بیگانگان اروپایی در شهر بوشهر و سایر نواحی خلیج فارس نیز به زمانی طولانیمی رسد. هرچند بعید می نماید که نخستین تاخت و تاز بیگانگان به این نواحی مربوط به یونانیان باشد اما موزخان گفته اند که اولین حرکت سیاسی نظامی در خلیج فارس مربوط به قدرت نمایی«نئارکوس» دریاسالار مقتدر اسکندر مقدونی(332 تا 323 ق.م).

نئارکوس در سال 325 ق. م همراه با عده ای از دریانوردان متهور و بی باک خود جهت تهیه یک گزارش دریای به فرمان اسکندر از هند تا دجله را در نوردید(اعتمادالسلطنه محمد حسین(مرآت البلدان) ج 1 ص 468) هر چند این نکته قابل تردید است و بعضی از صاحب نظران معتقدند که سفر اسکندر به ایران و هند یک دروغ تاریخی است و اگر به ایران هم آمده باشد سفر او در خوزستان به پایان رسیده و منظور از هند، همان هندیجان ایران است در جنوب خوزستان.(حامی، مهندس احمد)سفر جنگی اسکندر مقدونی به هند یک دروغ بزرگ است) تهران بی نا.)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:34  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

بندر زیبای بوشهر

زبایی واژه ای است زیبا که آدمی می تواند به آن چه که دلش می پسندد و با ذوق و سلیقه اش سازگار است اطلاق کند، خواه این زیبایی در وجود انسانی دیگر باشد یا در موجودات دیگر، اشیای طبیعت، مناظر و مرایا، معماری شهرها و ...

متفکران و زیباشناسان، توصیفات و معانی بسیاری برار کلمه زیبایی ارائه کرده اند که بیان توصیفات آنان در این جا مورد نظر نیست.

در میان تمام مقالات یا اکثر نوشته هایی که تا کنون درباره بوشهر خوانده یا نوشته شده یا سخنرانی هایی که در این مورد شنیده ام یا ایراد شده است، همه جا سخن از خرابی و محرومیت و بی عناتی نسبت به این بندر کهنسال و عقب ماندگی ها، کمبودها و مظلومیت های این استان بی مثال بوده است. آیا تاکنون به زیبیی و دلنوازی این بندر فکر کرده ایم و یا سخنی از سر زوق گفته ایم و به خاطر انگیزی این دلبر دلارام اندیشیده ایم؟ چرا وقتی از یک بوشهری که در گوشه ی بهشت آسایی از جهان با آرامش و آسایش زندگی می کند سئوال کنیم اینجا بهتر است یا بوشهر، فوراً جواب میدهد اینجا که من زندگی می کنم خوب است (اما قربان خاک پاک و شور بوشهر، قربان سبخ های بوشهر) این خاک شور و سبخ های تیره و گرمای کسل کننده چه مزیتی بر دیگر جاها دارد، این سئوالی که از خود آن غریبان دل شده باید پرسید. کسانی که مدتی در این شهر زیسته و به عنوان مامور یا مهاجر یا مسافر، زمانی از عمر خود را در این بندر یا در این استان گذرانده اند تا سالهای بعد از خاطره های شیرین و برخورد های صمیمانه مردم این دیار تعریف می کنند.البته این قاعده استثنایی هم دارد و ممکن است کسی دل آزردگی هایی هم از این منطقه دیده باشد و استثنا هم در هر زمینه و در هر جای اجتناب ناپذیر است. بسیار دیده شده کسی که مثلاً سال ها پیش به بوشهر آمده و مدتی در اینجا زیسته تا سالها بعد از خاطره ها و رویدادهای زمان توقف خود در بوشهر، هر چند که سخت هم بوده به شیرینی یاد می کند. هر غریبه ای که از راه دور یا نزدیک به بوشهر آمده یا چندی مقیم آن بوده، هرگز از آن دل بر نکنده و پس از بازگشت به دیار خود تا سالها بعد با خاطرات خوش زمان توقف عشق ورزیده و از آنها یاد نموده است. به راستی مگر آب شور و گل نمناک و شرجی و گرما و گرانی هم خاطره انگیزند؟

نمی دانم وقتی که با هواپیما به بوشهر وارد و یا خارج می شوید، این مثلث حیرت آنگیز یعنی شبه جزیره بوشهر را از بالا دیده اید؟ چه روز و چه شب، در روز زبانه ای می بینید که مثل یک عطوفت خاکستری قهو ای با ناز و غرور در دل سبز آبی دل نواز دریا جای گرفته است و اگر شب هنگام آن را از بالا ببینید، مجموعه ای از نوازش های نور را ملاحظه می کنید که نیلگونی و تاریکی شب دریا را آرام و پر ابهام ساخته است.

اگر از کشتی و از میان دریا به ساحل و بندر بنگرید باز هم مجموعه ای از زیبایی و دل آرامی را به چشم در می یابید، این مطلب را بارها از زبان و کتاب سیاحان و جهانگردانی که در گذشته از طریق دریا وارد بوشهر شده و مدت کوتاهی در این مکان زیسته تا به سایر نقاط و طنمان بروند نیز بسیار خوانده ایم. صد البته وقتی وارد شهر شده اند، پاره ای از مسائل شهری و نظافت کوچه ها، آنها را آزرده است. بعضی از سیاحان هنگامی که از طریق دریا وارد بوشهر شده اند، از دیدن منظره ی آن از دور تعریف کرده و یا بدگویی و انتقاد نموده اند. همان کسانی که در دریا منظره ی پشت بامهای بوشهر را زرد و کثیف دیده اند(ر . ک هرمان نوردون-زیر آسمان ایران- ص21) و از آن به بدی توصیف کرده اند، هنگام یا پس از ورود به بوشهر و دیدن مهربانی و مهمان نوازی مردم، چاره ای ندیده اند که از این بندر و منطقه تعریف فراوان بنمایند. «اوزن فلاندن» سیاح دانشمند فرانسوی که در سال 1840 م/1219 هـ . ق به بوشهر وارد و شب ژانویه همین سال و روزهای دیگر مورد پذیرایی گرم یکی از مردم شهر( آقا یوسف ملکم) قرار گرفت، از این شهر و مردم مهمان نواز آن، تعریف فراوان کرده است.(ر.ک اوژن فلاندن- سفرنامه -) یا حج سیاح محلاتی یک بار در رجب 1296 ق / مرداد 1256 ش و یکبار هم در محرم 1301 ق / آذرماه 1262 ش وارد بوشهر شده، مهمان نوازی میزبان او را تحت تاثیر قرار داده و از این شهر بندری به خوبی یاد کرده است (ر.ک حاج سیاح-خاطرات- به کوشش حمید سیاح ص 11-12-279) علاوه بر اوژن فلاندن و حاج سیاح، یادداشتهای فراوان و شیرین از اشخاص مختلف در دست است که از بوشهر و توابع آن به خوبی یاد نموده اند. ناگفته نماند که هم اوژن فلاندن و هم حاج سیاح از ویرانی و خرابی های بوشهر که بر اثر بی مبالاتی دولتها بوده نیز یاد کرده اند.«هرمان نوردون» جهانگرد بی غرض امریکایی چند سال بعد از جنگ جهانی اول وارد بوشهر شده و کتابش – زیر آسمان ایران – در سال 1928 م . در لندن به چاپ رسیده در مورد بوشهر و مردم آن گفته است: در بوشهر هتلی برای پذیرایی از جهانگردان وجود ندارد. امید وارم که مهمانسرای انگلیس ها مرا در این شهر بپذیرد. با قدری گردش در شهر، زیبایی و جذابیت چهره ساکنین و بی خیالی آنها توجه مرا جلب کرد. به زودی دانستم که ورود من به این شهر مقارن با یکی از اعیاد مذهبی است و تولد یکی از امامان شیعه می باشد. به همین جهت مراسمی در شهر انجام میگرفت. اما حتی پس از آنکه شادی و سرور عید به اتمام رسید، باز مردم قیافه ی باز و بشاشی داشتند. فقر تاثیری بر روحیات آنها نداشت. با آنکه شدیداً از جنگ صدمه دیده بودند و آثار کمبود و فقر و بیکاری در همه چیز بود و همه جا مشاهده می شد، اما قیقفه ی مردم نشان می داد که از زندگی توقع چندانی ندارند.(زیر آسمان ایران ص 22)

بوشهر استعداد آن را دارد که اگر دست نوازشی بر سر و رویش بکشند و برای زیباسازی آن ابتکار و سلیقه و هزینه به کار ببرند و برایش نثار و ایثاری بنمایند در زیبایی و دل انگیزی پهلو به پهلوی زیباترین بندرهای اروپایی بزند.

شهر بوشهر به شکل یک مثلث مختلف الاضلاع است که سه طرف آن دریا و یک طرف آن متصل به خشکی است، هر چه از نوک مثلث به سوی ساقین برویم بر مسعت آن ازوده می شود. اگر جاده سراسری شیراز - بوشهر که به اتوبان ورودی بوشهر می پیوندد به منزله ی یک نخ طولانی به نظر آوریم، شهر بوشهر به منزله ی بادابادکی خواهد بود که به انتهای این نخ طولانی بسته شده و شادمان و بازیگرش از هوا قرود آمده و بر بر روی آب شناور شده است. خیبان ساحلی از مسجد فیل (مسجد امام حسن مجتبی(ع) تا اداره بندر و گمرک به صورت کمربندی، میناگاه شهر را مضبوط نگه داشته و در مسیر این خیابان باریک و ندرتاً پهن از مهمان سرای جهانگردی و در محاذی آن از همان مسجد تا پوزه باسیدون(باستیون) و از آنجا تا دروازه ورودی گمرک عمارتهای معمولاً دو طبقه قدیمی با معماری سنتی بسیار زیبا که تلفیقی از معماری این منطقه و معماری قدیمی هند، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه است، چشم در چشم دریا دوخته اند و اشکهای خود را که حاصل کهولت، پیری و بی غمگساری است به دریا وام می دهند تا اشک دریا در زاری به حال آنها نخشکد. ار این عمارت زیبا امروز بعضی پا برجا، برخی ویران و نیمه ویران و تعدادی نیز عمارت جدی جایگزین آنها شده است.

منظره شهر بوهشر هم از هما و هم از دریا بسیار دلپذیر است. اما حضور ویرانه ها و برخی عمارات فرو ریخته و در حال فرو ریختن، دیدار آن را از نزدیک تا حدودی غم انگیز می نماید. طبیعیاست که تعمیر و مرمت بعضی از خانه ها امکان پذیر نیست و علاج آن فقط جایگزینی است که در دو سه سال اخیر به برکت رقابت در امر خانه سازی و صعود بیش از حد قیمت املاک، این مسئله تا حدود حل شده یا در حال حل شدم است. اما نظارت اساسی شهرداری، سازمان میراث فرهنگی و شهرداری بافت فرهنگی تاریخی بندر بوشهر بر این ساخت و سازها بی نهایت ضروری است، آنچنان که اشخاص یا شرکتهای سازنده بناهای جدید جایگزین، لازم است که نقشه های عمارت را طبق نظر سازمان های یاد شده و بر مبنای بافت قدیم تهیه نمایند. احیای بازار سرپوشیده بوشهر که در سالهای نه چندان دور میران شد و هنوز بر جای بنایی ساخته نشده است می تواند به آبادانی شهر کمک کند. به نظر نمی رسد که ویران شدن بعضی از اماکن و بناها مثل مسجد ملک، کلیسای گریگوری، کلیسای ظهور، عمارت کنسولگری و چندین مسجد، حمام و عمارت دیگر جبران پذیر باشد اما بر جا مانده ها را باید از نابودی حفظ کرد. یا آنها را تجدید بنا یا مرمت نمود.

اختصاص بعضی از ساختمانها و عمارات قدیمی مثل عمارت ملک پس از ترمیم، مجموعه حاج عبدالرسول طالبی(رئیس التجار) ساختمان ارگ، ساختمان امیریه حکومتی، مدرسه سعادت و ... برای بازدید عمومی با فروش بلیط به بهای نازل می تواند هزینه مرمت بعضی بناهای دیگر موثر باشد. بوشهر زیبا است، کشف زیبایی  و گسترش آن به عهده انسان ها و فرزندان و مسئوولان این دیار است. در سال 1378 روزنامه های محلی بوشهر نوشتند که شهردار وقت بوشهر قصد دارد بازار سرپوشیده بوشهر را بازسازی و آباد کند. این خبر اگر چه تا امروز عملی نشده اما برا این نگارنده بسیار مسرت بخش و هیجان انگیز بود. بلافاصله نامه ای به آقای شهردار نوشتم و نقشه ای از بازار قدیم که از دوران کودکی و نوجوانی در ذهن داشت و دارم ترسیم کردم و به حضورشان فرستادم. به امید این که ای مطالب و نقشه بتواند کمکی به این اندیشه سازندگی بنماید، متن نامه به قرار زیر است:

بسمه تعالی

خداش خیر دهاد آنکه این عمارت کرد

سپرست محترم شهرداری بوشهر جناب آقای مهندس سعید راستی

باسلام و عرض تحیات خبر مسرت بخش احیا و بهسازی بازار قدیم بوشهر را از زبان جنابعالی در شماره 64  سه شنبه 23 آذر 78 نشریه وزین «پیغام» مطالعه کردم و بسی شادمان شدم، خداوند شما را عمر مفید و توفیق دهاد که قصد خیر کرده اید و به تجدید عمارت این شریان حیاتی و پر برکت همت گماشته اید. مسلم است که دست یازیدن بدین کار سترگ و مهم مخصوصاً بازسازی کل بازار قدیم دشوار و توان فرسا است. اما تجدید و مرمت قسمتی از آن یعنی راسته بازار شرقی غربی از ابتدای میدان زارعی (بازار قصاب ها) در محله دهدشتی تا انتهای بازار حاج رئیس(ماهی فروش ها) یا آهنگران که امروز در محله شنبدی بقایای آن هنوز هم موجود است قابل توجه فراوان خواهد بود. بازار قدیم بوشهر که قطعاً پلان یا نقشه آن در شهرداری موجود است، تقریباً به صورت یک چلیپای شکسته یا چهار سوق ناهمگون بود که از چند راسته یا بازار ویژه تشکیل می شد. از شرق به غرب بازار قصابها، بازار میوه فروش ها، سبزی و تره بار و ماهی فروش ها قرار داشت.

راسته جنوبی شمالی عبارت بود از بازار خیاط ها، بازار خرما فرو شها، بازار مرغ و بازار بالا که شامل راسته عطارها، بقال ها، رنگ فروش ها و بازار آهنگران بود. موازی بازار مرغ از پایین تا دهنه بازار حاج رئیس بازار صبی ها یا زرگرها به صورت جنوبی شمالی قرار داشت که بقایای آن هنوز هم موجود است در این بازار زرگرهای شیرازی، صبی، ارمنی، کلیمی و غیره مشغول به کار بودند. در منتها الیه بازار بالا و محاذی دریا یک بازار سراسری طولانی از درب گمرک تا نزدیکی اداره غله و بانک ملی ایران آن زمان به صورت شرقی غربی و معمولاً متروکه وجود داشت که بعضی از حجره های قدیمی تجار و انبارهای آنها در آن راسته بازار بود. قهوه خانه کاکی متعلق به برادران «ماندنی و مهدی کاکی» در کمرکش این بازار و در کنار اسکله (تیو) قرار گرفته بود.

از دروازه به طرف گمرک راسته نخودبریزها (آجیل فروش) و ر به روی آن بازار قنادها و در ادامه آن بازار خرازها و بزازها واقع بود، بازار قدیم بوشهر نیز مانند بازار های سایر شهرها همچون تبریز، اصفهان، شیراز، یزد و تهران به صورت مجموعه (بازار، مسجد، حمام) و سایر بناهای عام المنفعه تشکیل شده بود. مسجد و حمام نمکی در انتهای بازار آهنگر ها، مسجد دهدشتی، پیرزن(فاطمه زهرا(س))، دوانی ها نزدیک یا رو به روی بازار ، مسجد نو(شنبدی – سید الشهدا(ع))، در انتهای بازار زرگرها و ماهی فروش ها، مسجد قصابها نزدیک دروازه و پشت بانک صادرات امروز قرار داشتند که اینک همه این مساجد به جز مسجد نمکی هنوز برقرارند.

از کسبه و مغازه داران قدیمی که نامشان و محل مغازه شان به ندرت در ذهن بنده می باشد بسیاری به رحمت ایزدی پیوشته اند و از فرزندان آنان می توان کسب اطلاع نمود و دو سه نفری نیز در قید حیاتند البته بیشتر آنها مستاجر بودند و کمتر مالک. بازسازی و مرمت بازار قدیمی بوشهر، کاری است خیر و مفید فایده و امید آن سرپرستی محترم شهرداری با احیای بازار بوشهر نام نیک و احترام خود را برای همیشه ورد زبان و زیور دل مردم بوشهر سازند و همه بگویند خداش خیر دهاد.

بوشهر


 

دیهیم آفتاب به سر داری

دیبای سبز آب، به بر داری

پا بر سریر اطلسی دریا

سر تا حریر پاک قمر داری

خورشید می درخشد بر پایت

مهتاب بر کلاه ظفر داری

از آتش مداوم تابستان

تب ناله ها ز سوز جگر داری

بر پیکرت نشانهای صدها زخم

بر سینه ات هزار شرر داری

از باده دن آتشه ی شرجی

پیمانه های صبح و سحر داری

دریای پر غرور تو می غرد

یعنی به سینه لؤلؤتر داری

تن در حریر گرما پیچیده

از آب شور، لطف شکر داری

از شعر کتابت و از دانش

مجموعه ای از اهل هنر داری

تاریخ از شکوه تو می بالد

کز قرن های دور اثر داری

در چهره ات تبلور شیدایی

درسینه گنج های گهر داری

گوهر نشان اهل نظر هستی

از علم و حام نقره ورز داری

با باد قوس و زمزمه ی باران

اشعار ناب عشق زبر داری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:33  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

بسمه تعالی

بندر بوشهر در کرانه شمالی دریای نیلگون خلیج فارس زادگاه فرهیختگان است که با تکیه بر سوابق درخشان فرهنگی این شهر در عرصه های گوناگون علم و هنر خدمات ارزشمندی به پویایی تاریخ و فرهنگ ایران زمین نموده اند.

اگر نگاهی گذرا به تاریخ نیم قرن اخیر این دروازه جنوبی تمدن ایران بیندازیم با اسمامی بزرگانی آشنا می شویم که صیت شهرت برخی از آنان تا فرا مرزهای ایران زمین نیز رفته است. مشاهیری چون فائز، مفتون، محمد خان دشتی، فاضل جمی، محمد جعفر خورموجی، مدام دیری، محمد حسین رکن زاده آدمیت، اسماعیل رایین، اسماعیل نوری زاده بوشهری، علی دشتی، رسول پرویزی، صادق چوبک، میرزا محمد خان منشی، منوچهر آتشی، علی بابا چاهی، عبدالحسین شریفیان، حسن زنگنه، دکتر عبدالرسول خیراندیش، سید قاسم یاحسینی، محمد رضا نعمتی زاده، عبدالمجید زنگویی، سید محمد حسن نبوی و دهها تن که کارنامه درخشان فعالیتهای فرهنگی آنان معرف همه دوستداران معرفت است.

از جمله این بزرگان، دانشمند ادیب و پژوهشگر سترگ دکتر سید جعفر حمیدی است که عمر مفید خود را در راه نشر و گسترش تاریخ و ادبیات این مرز و بوم صرف نموده است.

دکتر حمیدی به سال 1315 خورشیدی در شهر بندری بوشهر متولد شد، تحصیلات دوران دبستان و دبیرستان خود را در بوشهر گذرانید. پس از اخذ مدرک لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز و مدرک فوق لیسانس از دانشگاه تهران، در سال 1363 خورشیدی دکترای زبان و ادبیان فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد دریافت نمود. ایشان به مدت 12 سال در مدارس بوشهر به تدریس اشتغال داستند.

در سال 1365 خورشیدی پس از اخذ مدرک دکترا از وزارت آموزش و پرورش به وزارت علوم و تحقیقات و فن آوری منتقل و در دانشگاه شهید بهشتی تهران به تدریس مشغول شد. بعد از طی مراتب استاد یاری و دانشیاری در سال 1375 خورشیدی به درجه استادی نایل و در سال 1376 خورشیدی به عنوان استاد نمونه دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شد.

این عالم فرزانه مدت یازده سال معاونت پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی بر عهده داشتند و از سال 1368 خورشیدی سردبیری پژوهشنامه (مجله) این دانشکده را عهده دار بودند که تاکنون نیز ادامه دارد.

دکتر حمیدی از سال 1340 خورشیدی با مطبوعات ایران همکاری کرده و مقالات و اشعار زیادی در مجلات و نشریات فردوسی، خوشه، نگین، رودکی، صبح امروز، کیهان، اطلاعات، ایران، همشهری، شوکران، بندر و دریا و مطبوعات محلی شیراز و بوشهر به چاپ رسانید است.

آثار قلمی ایشان مشتمل بر 22 جلد کتاب است که در زمینه های مختلف شعر، تاریخ، ادبیات، فرهنگنامه، فلکلور، مردم شناسی، واقعه نگاری و بیوگرافی مشهایر استان بوشهر به چاپ رسیده است.

علاوه بر اسار مذکور ایشان هفت جلد کتاب درسی دانشگاهی با همکاری جناب دکتر سید احمد کازرونی و جناب دکتر تبرا به چاپ رسانید که این کتاب ها در دانشگاه های شهید بهشتی و آزاد اسلامی بوشهر مورد استفاده دانشجویان رشته های مختلف قرار می گیرد. علاوه بر آن از سال 1340 خورشیدی تا کنون بیش از یکصد و پنجاه مقاله در مطبوعات داخلی و نشریات معتبر دانشگاهی از ایشان به چاپ رسیده است.

 

بنیاد ایران شناسی شعبه بوشهر که پاسداشت منزلت علم و فرهنگ و نکوداشت مقام عالمان و دانشمندان ایرانی را وجهه همت خویش ساخته، برای تجلیل از مقام علمی و ادبی استاد گرانسنگ جناب دکتر سید جعفر حمیدی که از نام آوران آسمان فرهنگ و ادب ایران است، نام او در تاریخ فرهنگ ما ماندگار خواهد ماند، اقدام به چاپ مجموعه مقالات حاضر نمود تا در مجلس نکوداشت او که با حضور استادان و پژوهشگران برگزار می شود، کمترین دینی نسبت به خدمات علمی او به فرهنگ ایران و اسلام  در نیم قرن اخیر کرده باشد.

در پایان از جناب مهندس تبادار استاندارد فهیم و فرهنگ دوست بوشهر که همانند گذشته پشتیبان انتشار این مجموعه شدند، همچنین از جناب آقای مرادی معاون محترم ایشان و جناب آقای دکتر پولادی ریشهری مدیر کل محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر که دربرپایی همایش تلاش نمودند، صمیمانه تشکر و قدر دانی می نمایم.  

عبدالکریم مشایخی

(رئیس بنیاد ایران شناسی شعبه بوشهر) سال 1384

بوشهر

بوشهر

شهر عاطفه و آفتاب

شهر صبور خفته به دامان آب

همسایه ی قدیمی خورشید

شهر هزار خاطره ی روزگار

شهر هزار مردان

بوشهر

شهر ایمان پا

بر سریر آبی دریا

دل در هوای همدلی و عشق و شور تمنا

بوشهر،

شهر تاریخ

شهر همیشه بیدار

شهر همیشه هوشیار،

ما شرح روزگار غمت را شنیده ایم

ما زخم تازیانه ی بیگانگان

بر قامت شکسته ی تو دیده ایم

ما شرح جانفشانی مردانت را

در کوچه های روشن تاریخ،

بسیار خوانده ایم.

ما آفتاب را

در ظهرهای خلوت مردادف

دیده ایم،

که قطره قطره خون تو را می مکید

و لحظه لحظه آتش تب را

بر جسم ناتوان تو می ریخت.

ما کولیان خانه بدوشب را دیدیم

کز سرزمین آن سوی دریاها

می آمدند

و درد و رنج تلخ مصیبت را

در خانه و محله ی تو، می ریختند

و خود سوار مرکب قدرت،

می تاختند.

بوشهر،

شهر تاریخ

همدوش مهربانی و پاکی

همسایه ی همیشه دریا

مست شراب شرجی و شبنم

هم صحبت همیشه توفان

اینک دوباره،

فصل امید و باروری می رسد

فصل عزیز دیدار

نام خوشت همیشه،

همدوش مهربانی و پاکی باد.

بوشهر –  بهمن 69

مقدمه

کتاب استان زیبای بوشهر مجموعه مقالاتی است در مورد این استان که از سال 1373 تا 1383 در مطبوعات تهران و نشریات استان بوشهر از اینجانب به چاپ رسیده اند یا مقالاتی که قبلاً چاپ نشده و برای اولین بار در این کتاب آمده اند.

این کتاب شامل دو بخش است. بخش اول بندر زیبای بوشهر که مرکز استان است و بخش دوم استان زیبای بوشهر. در بخش بندر زیبای از تاریخ و جغرافیای بوشهر از قدیم تا امروز، بافت قدیم، بوشهر جدید، محله ها، مراسم مختلف فرهنگی، بنا ها، شعر و شاعری و سایر موضوعات سخن  به میان آمده است. در بخش استان زیبای بوشهر از شهرستان ها و شهرهای استان، تاریخچه، مناظر زیبا و دیدنی شاعران و نویسندگان و شخصیتهاتی علمی- مذهبی، فرهنگی شهرستان های مختلف یاد شده است. ممکن است نام یک یا چند شهر یا بخش ذکر نشده باشد یا به اختصار یاد شده باشد. این مطلب دارای دلیل خاصی نبوده و موضوع یاد شده قابل توجیه است فقط مقالاتی که تا کنون نوشته شده یا به چاپ رسیده اند در این کتاب آمده اند و شهرهای نوشته نشده در جلد یا چاپ بعدی این کتاب به یاری پروردگار حضور خواهند یافت.

ناگفته نماند که مدارک و اسناد در مورد شهرها و بزرگان استان اندک است و محدود، به همین دلیل در کار تحقیق سردرگمی پیش می آید و مخصوصاً در ضبط دقیق تاریخ رویدادها که غالباً با تاریخ وقوع رویداد هماهنگی و برابری ندارد. حتی مثلاً فاصله بین شهرها یا با مرکز استان یا شهر های دیگر به انواع مختلف ذکر شده، برای مثال فاصله بین برازجان تا بوشهر را 65-70-72 کیلومتر گفته اند یا فاصله بین خارگ تا بوشهر را 30-40-50-54 کیلومتر 30 مایل 35 مایل نوشته اند و این اختلاف  مسافت ها هم اهل تحقیق را سرگردان می سازد هم مسافران و گردشگران را. یا درباره سبب نامگزاری شهرها، سلیقه های مختلف به کار رفته  و حتی در سلیقه پردازی ها، تعصب هم انجام گرفته و غالباً راه به جایی برده نشده است. نبودن آمار دقیق در هر مورد نه تنها در استان بوشهر بلکه در تمام مملکت مشکلات فراوانی را تا امروز ایجاد نموده است. به هر حال کتاب استان زیبای بوشهر به ذکر مطالبی پرداخته است که ریشه در اصالت گذشته و ساخت و ساز و دل سوزی و دلنوازی در عمارت این نواحی در آینده دارند.

در این کتاب از خرابی ها و نارسایی ها سخن مفصل بیان نشده است مگر به ندرت زیرا هدف از انتشار این کتاب معرفی و شناخت زیبایی ها و آثار جاودان و ماندنی شهرهای استان است و لاغیر. امید است این کتاب بتواند گو شه هایی ار تاریخ و فرهنگ این استان برای خوانندگان دانش پژوه و گرامی روشن نماید.

در اینجا لازم است تا از همه کسان و نهادهایی که در شکل گیری این کتاب بذل عنایت نموده اند سپاس گزاری و تشکر نمایم، از استاندر محترم جناب آقای مهندس تبادار که مشوق فرهنگ و کروج برگزاری مراسم فرهنگی و پشتیبان چاپ و انتشار این کتاب می باشند و معاون دانشمندشان جناب آقای مرادی، از بنساد ایرانشناسی شعبه بوشهر و رئیس ارجمند آن جناب آقای دکتر مشایخی که چاپ و انتشار این کتاب را سعه صدر پذیرفتند، از جناب آقای دکتر پولادی ریشهری ریاست کل محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برای تمام محبت هایشان، از جناب اقای اردشیر محمدی باغملایی که اطلاعاتن ذیقیمتی را در مورد تعداد شهرها و بخش ها در اختیارم گذاشتند، از جناب آقای عبدالحسین کنین که یک بار به طور کامل کتاب را مطالعه کرده، تذکراتی را ارائه نمودند، از استانداری  و فرمانداری های محترم شهرستان ها که در ارسال آمار و اطلاعات یاریم دادند، از انتشارات محترم شروع و همه عزیزانی که در کار حروفچینی، صفه بندی چاپ، صحافی و کلیه امور فنی زحمت کشیدند و از کسانی که به نحوی حتی با یک عکس یا یک کلمه همکاری فرموده اند کمال تشکر و سپاس گذاری را دارم.

سید جعفر حمیدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:13  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 



تصویر

ریشه لغوی

کلمه سیمان از یک لغت لاتین به نام سی‌منت ( cement ) گرفته شده است و ماده ای است که دارای خاصیت چسبانندگی مواد به یکدیگر است و در حقیقت ، واسطه چسباندن است.

سیمان در صنایع ساختمانی

در صنایع ساختمانی ، سیمان به ماده ای گفته می‌شود که برای چسباندن مصالح مختلف به یکدیگر از قبیل سنگ و شن ، ماسه ، آجر و غیره بکار می‌رود و ترکیبات اصلی این سیمان از مواد آهکی است. سیمانهای آهکی معمولا از ترکیبات سیلیکات و آلومیناتهای آهک تشکیل شده‌اند که هم به‌صورت طبیعی یافت می‌شوند و هم قابل تولید در کارخانجات سیمان‌سازی هستند.

تاریخچه

اگرچه از زمانهای بسیار گذشته اقوام و ملل مختلف به نحوی با استفاده از سیمان در ساخت بنا سود می‌جستند، ولی اولین بار در سال 1824 ، سیمان پرتلند به نام "ژوزف آسپدین" که یک معمار انگلیسی بود، ثبت شد. به لحاظ شباهت ظاهری و کیفیت بتن‌های تولید شده از سیمانهای اولیه به سنگهای ناحیه پرتلند در دورست انگلیس ، سیمان به نام سیمان پرتلند معروف شد و تا به امروز برای سیمانهایی که از مخلوط نمودن و حرارت دادن مواد آهکی و رسی و مواد حاوی سیلیس ، آلومینا و اکسید آهن و تولید کلینکر و نهایتا آسیاب نمودن کلینکر بدست می‌آید، استفاده می‌شود.

ساختار سیمان

اساسا سیمان با آسیاب نمودن مواد خام از قبیل سنگ و آهک و آلومینا و سیلیسی که به صورت خاک رس و یا سنگهای رسی وجود دارد و مخلوط نمودن آنها با نسبتهای معین و با حرارت دادن در کوره‌های دوار تا حدود 1400درجه سانتی‌گراد بدست می‌آید. در این مرحله ، مواد در کوره تبدیل به گلوله‌های تقریبا سیاه رنگی می‌شوند که کلینکر نامیده می‌شود.

کلینکر پس از سرد شدن ، با مقداری سنگ گچ به‌منظور تنظیم گیرش ، مخلوط و آسیاب شده و پودر خاکستری رنگی حاصل می‌شود که همان سیمان پرتلند است. با توجه به نوع و کیفیت مواد خام ، سیمان با دو روش عمده‌تر و خشک تولید می‌شود، ضمن اینکه روشهای دیگری نیز وجود دارد. البته امروزه عمومـا از روش خشک در تولید سیمان استفاده می‌شود، مگر در مواردی که مواد خام ، روش تر را ایجاب کند، زیرا در روش خشک ، انرژی کمتری برای تولید مورد نیاز است.

ترکیبات شیمیایی سیمان

مواد خام مورد مصرف در تولید سیمان در هنگام پخت با هم واکنش نشان داده و ترکیبات دیگری را بوجود می‌آورند. معمولا چهار ترکیب عمده به‌عنوان عوامل اصلی تشکیل دهنده سیمان در نظر گرفته می‌شوند که عبارتند از:


  • سه کلسیم سیلیکات (3O2=C3S)

  • دو کلسیم سیلیکات ( 2CaOSiO2=C2S)

  • سه کلسیم آلومینات (3CaOAl2O3=C3A)

  • چهار کلسیم آلومینو فریت (4CaOAl2O3Fe2O3)

که اختصارا اکسیدهای CaO را با C و SiO2 را با S و Al2O3 را با A و Fe2O3 را با F نشان می‌دهند. سیلیکاتهای C3S و C2S مهمترین ترکیبات سیمان در ایجاد مقاومت خمیر سیمان هیدراته می‌باشند. در واقع سیلیکاتها در سیمان ، ترکیبات کاملا خالصی نیستند، بلکه دارای اکسیدهای جزئی به‌صورت محلول جامد نیز می‌باشند. این اکسیدها اثرات قابل ملاحظه ای در نحوه قرار گرفتن اتمها، فرم بلوری و خواص هیدرولیکی سیلیکاتها دارند.

ترکیبات دیگری نیز در سیمان وجود دارند که از نظر وزن قابل ملاحظه نیستند، ولی تأثیرات قابل ملاحظه ای در خواص سیمان دارند که عمدتا عبارتند از: MgO،TiO2،Mn2O3،K2O،NaO2، که اکسیدهای سدیم و پتاسیم به نام اکسیدهای قلیایی شناخته شده‌اند. آزمایشها نشان داده است که این قلیائی‌ها با بعضی از سنگدانه‌ها واکنش نشان داده‌اند و حاصل این واکنش باعث تخریب بتن شده است. البته قلیائی‌ها در مقاومت بتن نیز اثر دارند.

وجود سه کلسیم آلو مینات (C3A) در سیمان نقش عمده ای در مقاومت سیمان به جزء در سنین اولیه ندارند و در برابر حملات سولفاتها نیز که منجر به سولفوآلومینات کلسیم می‌شود، مشکلاتی به بار می‌آورد، اما وجود آن در مراحل تولید ، ترکیب آهک و سیلیس را تسهیل می‌کند. میزان C4AF در سیمان هم در مقایسه با سه ترکیب دیگر کمتر است و تأثیر زیادی در رفتار سیمان ندارند، ولی در واکنش با گچ ، سولفو فریت کلسیم را می‌سازد و وجود آن به هیدراسیون سیلیکاتها شتاب می‌بخشد.

مقدار و اندازه واقعی اکسیدها در ترکیبات انواع سیمان ، مختلف است. البته باقی مانده نامحلول نیز که عمدتا از ناخالصی‌های سنگ گچ حاصل می‌گردد، اندازه گیری می‌شود، تا حدود 1,5 درصد وزن در سیمان مجاز است. افت حرارتی نیز که دامنه کربناسیون و هیدراسیون آهک آزاد و منیزیم آزاد را در مجاورت هوا نشان می‌دهد، تا حدود 3 الی 4 در صد وزن سیمان اندازه گیری می‌شود.

هیدراسیون سیمان

ماده مورد نظر ما ملات یا خمیر سیمان است که با اختلاط آب و پودر سیمان ماده چسباننده ای می‌شود. در واقع سیلیکاتها و آلومیناتهای سیمان در مجاورت آب محصولی هیدراسیونی را تشکیل می‌دهند که کم‌کم با گذشت زمان ، جسم سختی بوجود می‌آید.

دو ترکیب عمده سیلیکاتی سیمان یعنی C3S و C2S عوامل عمده سخت شدن سیمان هستند و عمل هیدراسیون روی C3S سریعتر از C2S انجام می‌گیرد.

حرارت هیدراسیون

همانند هر واکنش شیمیایی ، هیدراسیون ترکیبات سیمان نیز حرارت‌زا است و به میزان حرارتی که در هر گرم از سیمان هیدراته در اثر هیدراسیون در دمای معینی تولید می‌گردد، حرارت هیدراسیون گفته می‌شود و به روشهای مختلفی قابل اندازه گیری است. درجه حرارت و دمائی که در آن عمل هیدزاسیون انجام می‌شود، تأثیر قابل ملاحظه ای در نرخ حرارت تولید شده است دارد.

برای سیمانهای پرتلند معمولی ، حدود نصف کل حرارت تا سه روز و حدود 3,4 حرارت تا حدود 7 روز و تقریبا 90 در صد حرارت در 6 ماه آزاد می‌شود. در واقع حرارت هیدراسیون بستگی به ترکیب شیمیایی سیمان دارد و تقریبا برابر است با مجموع حرارتهای ایجاد شده یکایک ترکیبات خالص سیمان ، اگر به صورت جداگانه هیدراته شود.

هر گرم از سیمان تقریبا 120 کالری حرارت آزاد می‌کند. چون هدایت حرارتی بتن کم است، لذا حرارت می‌تواند به‌عنوان یک عایق حرارتی عمل نماید. از طرف دیگر حرارت تولید شده بوسیله هیدراسیون سیمان می‌تواند از یخ زدن آب در لوله‌های موئین بتن تازه ریخته شده جلوگیری نماید. بنابراین آگاهی به خواص حرارت‌زایی سیمان می‌تواند در انتخاب نوع مناسب سیمان برای هدف مشخصی مفید باشد.

همانطور که گفته شد، نقش اصلی در مقاومت سیمان C3S و C2S ایفا می‌کنند و C3S در 4 هفته سنین اولیه و C2S پس از آن مقاومت سیمان را ایجاد می‌کنند. نقش این دو ترکیب در مقاومت سیمان پس از یک سال تقریبا مساوی می‌شود.

تصویر

آزمایشهای سیمان

به لحاظ اهمیت کیفیت سیمان در ساختن بتن ، معمولا تولید کنندگان ، آزمایشهای متعدد و استاندارد شده ای را برای کنترل کیفیت سیمان انجام می‌دهند و بعضا نیز مصرف‌کنندگان برای اطمینان خاطر ، خواص سیمان تولید شده را از کارخانجات درخواست می‌کنند و گاها نیز آزمایشهایی انجام می‌دهند. خواص فیزیکی سیمان عمدتا عبارتست از نرمی سیمان ، گیرش سیمان ، سلامت سیمان و مقاومت سیمان.

نرمی سیمان

از آنجا که هیدراسیون از سطح ذرات سیمان شروع می‌شود، مساحت تمامی سطح سیمان موجود در هیدراسیون شرکت دارند. بنابراین نرخ هیدراسیون بستگی به ریزی سیمان دارد و مثلا برای کسب مقاومت سریعتر نیز به سیمان نرم تر یا ریزتر می‌باشد. اما باید توجه داشت که همیشه یک سیمان نرم از نظر اقتصادی و فنی مقرون به صرفه نیست، زیرا هزینه آسیاب کردن و اثرات بیش از حد نرم بودن سیمان بر خواص دیگر آن مانند نیاز بیشتر به گچ برای تنظیم گیرش ، کارآیی بتن تازه و سایر موارد نیز باید مد نظر باشد.

نرمی یکی از خواص عمده سیمان است که معمولا در استانداردها با سطح مخصوص تعیین می‌شود (m2/kg). روشهای متداول و متفاوتی برای تعیین نرمی سیمان در دنیا بکار گرفته می‌شود. استاندارد ملی ایران به شماره 390 تعیین نرمی سیمان را مشخص می‌کند.

گیرش سیمان

کلمه گیرش برای سفت شدن خمیر سیمان بکار برده می‌شود، یعنی تغییر وضعیت از حالت مایع به جامد. گیرش به‌علت هیدراسیون C3S و C2A با افزایش دمای خمیر سیمان اتفاق می‌افتد. گیرش اولیه مربوط به افزایش سریع دما و گیرش نهایی مربوط به دمای نهایی است. مدت زمان گیرش سیمان با افزایش درجه حرارت کاهش می‌یابد، ولی آزمایش نشان داده است که در دمای حدود 30 درجه سانتی‌گراد ، اثر معکوس را می‌توان مشاهده نمود. در درجات حرارت پائین ، گیرش سیمان کند می‌شود.

مباحث مرتبط با عنوان

منبع : http://daneshnameh.roshd.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۸۷ساعت 10:4  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

تكنولوژي DiskT@2
بعد از چندين سال تحقيق و توسعه در تابستان سال 2002 بود كه شركت ياماها الكترونيكز ، فنآوري ابتكاري خود را با نام DiskT@2 معرفي كرد . اين روش به ليزر درايوCD-RW امكان مي دهد تا متن و تصاوير گرافيكي را روي قسمت بيروني و استفاده نشده يك ديسك CD-R خالكوبي نموده و از اين طريق در مقايسه با استفاده از برچسب هاي چسبدار يا علامت گذارهايي با نوك نمدي ،ظاهري به مراتب حرفه اي تر براي سيستم برچسب زني ديسك فراهم كند .
در يك ضبط عادي ، برنامه كامپيوتري ضبط كننده داده هاي ديجيتال خام را به CD Writer تغذيه مي كند و سخت افزار ضبط كننده اطلاعات header و تصحيح خطا را وارد آن مي كند . سپس تبديل به چيزي مي شود كه به نام EFM patterns معروف است و بيانگر داده هايي است كه قرار است روي ديسك ضبط شوند .
EFM حفره هايي ريز و سطوحي هموار به طول بين 3 و 11 بيت كانال توليد مي كند . تركيبي از اين الگوها ( از 3T تا 11T ) براي نوشتن داده ها روي CD-R به كار گرفته مي شود و نتيجه كار اين مي شود كه ناحيه سوخته شده در يك ديسك ظاهري تيره تر از قسمت هاي استفاده نشده دارد .
تكنولوژي فوق يك گام جلوتر مي رود و محدوديتهاي تحميل شده از طرف EFM patterns را كنار مي گذارد . اين امر نوعي انعطاف پذيري يشتر را در روش سوزاندن ليزر روي CD-R امكان پذير مي سازد و ترسيم تصاوير مرئي ممكن مي شود .
ضبط كننده هاي ياماها در زمان عرضه شدن كه با اين تكنولوژي جديد همراه بودند با يك مدل از نرم افزار Ahead Nero به بازار آمدند كه براي پشتيباني از تكنولوژي DiskT@2 و امكانپذير نمودن خالكوبي CD بلافاصله بعد از تكميل فرآيند ضبط داده ها يا صدا ، طراحي شده بود . هدف اين شركت آن بود كه تمام شركتهاي عرضه كننده نرم افزار ضبط كننده در نهايت از تكنولوژي مزبور از طريق برنامه هاي ضبط CD خود حمايت كنند.

منبع: http://www.satsat3.com/showthread.php?p=3170696


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:52  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 


MultiRead

تراكهاي قابل ضبط روي ديسك CD-RW به همان شيوه تراكهاي موجود روي CD معمولي خوانده مي شوند ، يعني از طريق تشخيص مراحل گذر بين انعكاس بالا و پايين و سنجش طول مدت زمان بين اين مراحل گذر . تنها تفاوت اين است كه انعكاس براي CD هاي معمولي كوتاهتر است . اما اين حرف بدان معناست كه ديسكهاي CD-RW را نمي توان با بسياري از درايوهاي CD-ROM يا دستگاههاي پخش CD قديمي خواند .
براي ترسيم خطوط كلي راه حل اين مشكل ، توجه به خصوصيت انعكاسي CD اوليه مفيد است: 70% حداقل براي نواحي هموار ، 28 % حداكثر براي حفره هاي ريز كه براي امكان دادن به فوتوديودهاي نسبتاً غير حساس اوايل دهه 80 ايجاد شده بودند تا به شكلي قابل اتكا الگوي سيگنال را بخوانند . اما با فوتو ديودهاي امروزي كه قادرند تفاوتهاي بسيار اندك در انعكاس را تشخيص دهند ، ديگر به اين استانداردهاي خشك نيازي نيست .
ديسك CD-RW براي نواحي مسطح داراي 25-15 % انعكاس است . بنابراين سيستم CD-Rewritable با انعكاسهايي حدود يك سوم انعكاسهاي CD اوليه كار مي كند . اما با فوتوديودهاي مدرن اين امر هيچ مشكلي را به وجود نمي آورد .تنها چيزي كه براي خواندن قابل اتكاي الگوي ضبط شده به آن نياز داريد ، تقويت ( Amplification ) اضافي است . استاندارد MultiRead كه در شركتهاي فيليپس و HP مطرح شد و به تصويب انجمن تكنولوژي ذخيره سازي اپتيكي رسيد براي تنظيمات ضروري فراهم شده و به اين ترتيب تمام مشكلات مربوط به سازگاري را برطرف مي كند .
علاوه بر آن ، حداقل و حداكثر انعكاس ديسكهاي CD-RW نيازهاي استاندارد CD را براي مدولاسيون حداقلي معادل 60% برآورده مي سازد . تكنولوژي تغيير فاز CD-RW با نگاهي به آينده به شكلي قابل ملاحظه اي مستقل از طول موج ليزر ضبط و پخش عمل مي كند ديسكهاي CD-RW را مي توان با ليزرهاي 650 نانومتري كه در سيستمهاي DVD مورد استفاده قرار مي گيرد و نيز با ليزرهاي 780 نانومتري مورد استفاده در ديگر درايوهاي CD خواند . بديهي است اين امر براي توليد كنندگان درايوها ، گزينه هاي بيشتري فراهم مي كند

تكنولوژي BURN-Proof

مشكل موسوم به Buffer underrun يكي از بزرگترين مشكلاتي است كه در هنگام ضبط CD بروز مي كند . اين امر در زمان تلاش براي سوزاندن CD و در همان حال انجام ديگر كارها يا در هنگام ضبط از روي يك مبدأ كند بر روي يك مقصدسريع اتفاق مي افتد وقتي فرآيند سوزاندن آغاز مي شود ، لازم است داده هايي كه قرار است ضبط شوند براي ضبط شدن بر روي CD از اول تا آخر در دسترس باشند . پديده Buffer underrunزماني اتفاق مي افتد كه سيستم كامپيوتر از حفظ جريان داده ها به CD Writer در طول مدت فرآيند ضبط ، ناكام بماند . نتيجه كار اين است كه كار ضبط ناتمام مانده و رسانه مورد نظر ديگر به هيچ دردي نمي خورد . براي كاهش احتمال بروز اين پديده CD Writer هاي مدرن داراي يك data buffer جاسازي شده هستند كه داده هاي در حال ورود را ذخيره مي كند بطوري كه CD Writerيك قدم جلوتر از يك منبع كند داده ها مي باشد.
در نيمه دوم سال 2000 درايوهاي CD-RW با استفاده از يك تركيب نرم افزاري و سخت افزاري در سطح درايو ، كه پديده Buffer underrun را به گذشته ها مي سپرد ، وارد بازار شدند . تكنولوژي BURN-Proof كه در شركت سانيو طراحي شده بود با بررسي مداوم وضعيت بافر داده هاي CD Writer كار مي كند به طوري كه كار ضبط را بتوان در هر محل خاصي در هنگام شناسايي شرايط Buffer underrun از كار انداخت به خصوص وقتي كه بافر پائين تر از آستانه ظرفيت حداكثري خود قرار مي گيرد .
شركت Plexator از تكنولوژي سانيو در تركيب با متدولوژي خود موسوم به PowerRec استفاده مي كند . به اين ترتيب كار ضبط كردن به طور ادواري با استفاده از تكنولوژي BURN-Proof متوقف مي شود تا كيفيت ضبط بررسي شود و معلوم شود آيا اين كيفيت آنقدر مناسب هست كه افزايش تصاعدي سرعت ضبط را امكانپذير سازد يا نه . ديگر توليد كنندگان درايو مجوز تكنولوژي مشابهي را دارند يا از محصولات خود استفاده مي كنند . شركتهاي ميتسومي و ال جي هر دو از سيستم Exaclink استفاده مي كنند . شركت Acer تكنولوژي خود را Seamless Link و شركت ريكو آن را Just Link مي نامد .

منبع: http://www.satsat3.com/showthread.php?p=3170696



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:51  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  | 

آشنایی با تکنولوژی سی دی
CD های موسیقی معمولی و CD-ROM ها عبارتند از دیسکهای از پیش پرس شده ای که در داخل پوشش پلاستیکی قرار گرفته اند . داده های واقعی بواسطه حفره هایی ریز روی سطح نقره ای دیسک داخلی ، ذخیره می شوند . برای خواندن دیسک ، درایو یک پرتو لیزر را روی سطح CD-ROM می تاباند و با تفسیر طرز انعکاس این پرتو لیزر از روی دیسک درایو ، می تواند بگویید آیا ناحیه تحت لیزر حفره دارد یا نه .
به لطف روشهای پیشرفته در متمرکز کردن لیزر و شناسائی خطا ، این فرآیند ، شکل کاملاً ایده آلی به خود گرفته است . اما هیچ روشی وجود ندارد که لیزر بتواند حفره های دیسک نقره ای را تغییر دهد ، که این امر به نوبه خود بدان معناست که پس از ایجاد یک دیسک ، هیچ روشی برای نوشتن داده های جدید بر روی آن وجود ندارد . از این رو پیشرفتهای فنی برای امکانپذیرساختن نوشتنها و یا بازنویسیهای متعدد بر روی CD-ROM ، الزاماً باید رسانه دیسک و همچنین مکانیزمهای خواندن / نوشتن درایوهای CD-R و CD-RW مربوطه راتغییر می دادند .
در آغاز سال 1997 ، به نظر می رسید که تکنولوژی DVD بر درایوهای CD-R و CD-RW برتری پیدا خواهد کرد .در آن سال اعضای کنفرانس عمومی DVD (DVD Forum ) جنگی را در مورد استانداردها آغاز کردند که باعث بروز تأخیر در عرضه این محصول به بازار شد . متعاقب آن ، فرمتهای CD قابل ضبط ( Writable ) یا قابل بازنویسی ( Rewritable )، شانس تازه ای برای زندگی پیدا کردند .
برای کاربران حرفه ای و برنامه نویسان و شرکتهای کوچک و طراحان چند رسانه ای ها و هنرمندان ضبط خانگی ، فرمتهای قابل ضبطCD طیف وسیعی از کاربردهای ذخیره سازی و نگهداری را عملی می کنند . مزیت اصلی آنها نسبت به دیگر تکنولوژیهای ذخیره سازی قابل حمل مانند MO ، LIMDOW و PD اين است كه رسانه هاي CD سازگاري بهتري دارند ؛ درايوهاي CD-R و CD-RW مي توانند تقريباً تمام گونه هاي متنوع CD-ROM ها را بخوانند و ديسكهاي شاخته شده بوسيله دستگاههاي CD-R و CD-RW را مي توان هم روي درايوهاي CD-ROM خواند و هم روي تمام نسلهاي كنوني و آينده درايو DVD-ROM . مزيت ديگري كه خود ، نتيجه سازگاري گسترده آنهاست هزينه اندك اين رسانه است ؛ رسانه CD-RW ارزان قيمت است و رسانه هاي CD-R ازآن هم ارزانتر هستند . عيب اصلي آنها اين است كه محدوديت هايي در قابليت بازنويسي آنها وجود دارد ، البته CD-R اصلي قابل بازنويسي نيست و تا همين اواخر ديسكهاي CD-RW مي بايست دوباره فرمت مي شدند تا فضاي اشغال شده به وسيله فايلهاي حذف شده در هنگامي كه ديسك پر مي شد آزاد شود ( برخلاف تكنولوژيهاي رقيب كه همگي كاركرد drag-and-drop را بي هيچ محدوديت مشابهي عرضه مي كنند )با اينحال ، حتي در زمان حال نيز قابليت بازنويسي CD-RW به حد كمال نرسيده است و اين امر منجر به كاهش ظرفيت ذخيره سازي ديسك CD-RW مي شود .
فرمتها
استاندارد ISO 9660 يك فرمت داده اي مي باشد كه در سال 1984 در سازمان استانداردهاي جهاني طراحي شد . اين پروتكلي پذيرفته شده بين سكوئي براي نام فايلها و ساختار دايركتوريها مي باشد . نام فايلها به حروف بزرگ و ارقام صفر تا نه محدود هستند و غير از آنها هيچ چيز ديگري مجاز نيست . نام دايركتوري مي تواند حداكثر هشت كاراكتر ( بدون پسوند ) باشد و مي تواند فقط هشت دايركتوري فرعي عمق داشته باشد . تحت ويندوز 95مي توان از اين استاندارد چشم پوشي كرد اما درايوهاي CD-ROM قديمي تر ممكن است قادر نباشند با ديسكهاي غير استاندارد حاصله كار كنند .
هر CD داراي يك جدول محتويات ( TOC ) است كه اطلاعات تراك را در خود دارد . كتاب نارنجي مشكلات ضبط CD ها را حل مي كند ، كه در آن دفعات بعدي ضبط بر روي همان ديسك نيازمند به روزرساني اين جدول محتويات توسط خودشان است . بخشي از جاذبه فرمت Photo-CD شركت كداك اين است كه لازم نيست ديسك در اولين بار با عكسها پر شود ، زيرا مي توان عكسهاي بيشتري را بعداً اضافه كرد تا اينكه ديسك پر شود . اطلاعات موجود روي اين نوع CD از نوع فرمت CD-ROM كتاب زرد مي باشد و متعاقباً روي هر درايو سازگار با multi-session قابل خواندن است .
با اينحال ، فرمت فايل ISO 9660 كه مورد استفاده ديسك هاي CD و ‍CD-R مي باشد ، به افزودن اطلاعات در اندازه هاي تصاعدي كوچك توجهي نمي كند . ضبط چندين session روي يك ديسك منجر به آن مي شود كه حدود 13 مگابايت از فضاي ديسك براي هر session هدر رود و استاندارد اوليه ، تعداد تراكهايي كه مي توان روي يك CD قرار داد را به 99 مورد محدود ساخته است .
اين محدوديت ها متعاقباً به وسيله استاندارد فرمت ديسك جهاني ISO 13346 از (( انجمن تكنولوژي ذخيره سازي اپتيكي )) ( OSTA ) حل و فصل شدند . اين استاندارد مستقل از سيستم عامل براي ذخيره سازي داده ها روي بسترهاي اپتيكي از جمله CD-R و CD-RW و DVD ، از يك ساختار دايركتوري با طراحي مجدد استفاده مي كند كه به درايو اجازه مي دهد هر بار يك فايل ( يا بسته ) بطور كارآمد ضبط نمايد .
قطر CD ها 12 سانتيمتر بوده و يك سوراخ مركزي 15 ميليمتري دارند .داده هاي صوتي يا كامپيوتري از شعاع 25 ميليمتر تا شعاع 58 ميليمتر ( حداكثر ) ذخيره مي شوند . استاندارد CD-R كتاب نارنجي اصولاً CD را به دو بخش تقسيم مي كند : ناحيه مورد استفاده سيستم (SUA) و ناحيه اطلاعات .
درحالي كه ناحيه دوم يك فضاي ذخيره سازي عمومي است . SUA بيشتر شبيه بوت سكتور يك ديسك سخت عمل نموده و 4 ميليمتر اول سطح CD را اشغال مي كند . اين قسمت به دستگاههاي خواننده مي گويد كه انتظار چه نوع اطلاعاتي را داشته باشند و داده ها در كدام فرمت خواهند بود . خود اين ناحيه به دو بخش تقسيم مي شوند : ناحيه كاليبراسيون توان (PCA) و ناحيه حافظه برنامه (PMA) .
1- PCA بر روي هر ديسك همانند يك زمين آزمايش براي ليزر دستگاه ضبط CD عمل مي كند . هربار كه يك ديسك وارد درايو CD-R مي شود ، اين ليزر به سطح PCA شليك مي شود تا حداكثر توان براي سوزاندن CD مشخص گردد . موارد مختلفي از قبيل سرعت ضبط ،رطوبت ، دماي محيط و نوع ديسك مورد مصرف مي توانند روي اين حالت بهينه تأثير بگذارند. هربار كه يك ديسك كاليبره مي شود ، يك بيت در ناحيه شمارش روي 1 تنظيم مي شود و حداكثر 99كاليبراسيون براي هر ديسك امكانپذير است .
2- در همين حال ، داده ها در PMA ذخيره مي شوند تا حداكثر 99 تراك و دفعات استارت و استپ آن ها ( براي موسيقي ) يا آدرس سكتور براي استارت فايل داده ها روي يك CD داده ها ضبط شوند .
ناحيه اطلاعات يعني ناحيه اي از ديسك كه حاوي داده ها مي باشد ، به سه ناحيه تقسيم مي شود :
1- قسمت Lead-in حاوي سكوت ديجيتالي در كانال اصلي به علاوه جدول اطلاعات در Q-channel مي باشد . اين قسمت به هد ليزر اجازه مي دهد تا حفره هاي ريز را تعقيب كند و با داده هاي صوتي يا كامپيوتري قبل از شروع ناحيه برنامه هماهنگ شود . طول Lead-in برحسب نياز به ذخيره سازي جدول محتويات براي حداكثر 99 تراك سنجيده مي شود .
2- ناحيه برنامه حاوي حداكثر 76 دقيقه داده هاي تقسيم شده به 99 تراك مي باشد .بيتها و بايتهاي واقعي روي يك CD آنطور كه انتظار مي رود ذخيره نمي شوند . در رسانه هاي قديمي ، هشت بيت يك بايت را تشكيل مي دهند كه خود ، واحد استاندارد داده ها محسوب مي شود . روي يك CD فرآيندي مكانيكي به نام (( مدولاسيون هشت به چهارده )) (EFM ) هر سمبل هشت بيتي را به صورت 14 بيت به علاوه 3 بيت الحاقي كدگذاري مي كند . سپس داده هاي EFM براي تعريف حفره هاي ريز روي ديسك مورد استفاده قرار مي گيرند . بيتهاي الحاقي تضمين مي كنند كه طول حفره و سطح هيچگاه كمتر از 3 و بيشتر از 11 كانال بيت نباشد و به اين ترتيب تأثير پارازيت و ديگر اعوجاجها را كاهش مي دهد .اين صرفاً اولين گام در يك فرآيند پيچيده است كه شامل شناسايي خطا ، ادغام بيتها ، فريمها ، سكتورها و بخشهاي منطقي است كه اوج و فرودهاي روي CD را به داده هايي تبديل مي كنند كه دستگاه قادر به خواندن آنها است .علاوه بر كانال داده هاي اصلي ، يك ديسك CD داراي هشت كانال كد فرعي (subcode) است كه با كانال اصلي به صورت interleaved درآمده و براي استفاده در دستگاههاي پخش CD-ROM و CD صوتي در دسترس هستند . وقتي CD براي اولين بار ساخته شد ، كد فرعي به عنوان ابزاري براي قرار دادن داده هاي كنترلي روي ديسك در نظر گرفته شد ( با استفاده از كانال اصلي كه به داده هاي صوتي يا CD-ROM محدود شده بود ) ؛ كانال P تعيين كننده ابتدا و انتهاي هر تراك است ، كانال Q حاوي كدهاي زمان ) دقيقه و ثانيه و فريمها ) ، نوع تراك و شماره كاتالوگ . و كانالهاي R تا W معمولاً براي گرافيك CD به كار برده مي شوند . با تكامل اين فناوري كانال اصلي براي انواع ديگري از داده ها مورد استفاده قرار گرفته و استاندارد جديد DVD به طور كامل كانالهاي كد فرعي CD را حذف مي كند .

CD-R
ذخيره سازي موسوم به يكبار بنويس ، چندين بار بخوان ( WORM ) از اواخر دهه 80 مطرح بوده است و گونه اي از درايوهاي اپتيكي محسوب مي شود كه مي توان روي آن ضبط كرد و از روي آن خواند . وقتي داده ها بر روي يك درايو WORM نوشته مي شوند ، علائم فيزيكي روي سطح رسانه مورد نظر به وسيله يك ليزر با توان اندك ايجاد مي شوند و از آنجايي كه اين علائم دائمي هستند نمي توان آنها را پاك كرد بنابراين كار نوشتن يك بار اتفاق مي افتد .
خصوصيت يك CD قابل ضبط در سال 1990 و استاندارد كتاب نارنجي 2 تعيين شد و شركت فليپس اولين شركتي بود كه اواسط سال 1993 با محصولي از نوع CD-R اقدام به بازاريابي كرد . اين محصول از همان تكنولوژي يك بار ضبط كردن ، چند بار خواندن استفاده مي كند و انعكاس دهندگي لايه رنگ آلي كه جايگزين ورقه آلومنيمي انعكاسي در يك ديسك CD معمولي شده است را تغيير مي دهد .
رنگ سیانید و مشتقات باثبات فلزی آنیک استانداردی بالفعل برای رسانه CD-R محسوب می شدند .در حقیقت بخش دوم کتاب نارنجی به خصوصیات ضبط رنگهای تحت سیانید در تثبیت استانداردهای CD-Recordable اشاره دارد . رنگ فتالوسیانین ( Phthalocyanine) ماده جدیدتری است که به نظر می رسد در برابر تضعیف ناشی از نورهای معمولی مانند ماوراء بنفش ، فلورسنت و آفتاب کمتر حساس باشد. رنگینه Azo در دیگر رسانه های ضبط نوری مورد استفاده قرار می گرفته است و اکنون در CD-R کاربرد پیدا کرده است . این رنگها مواد آلی حساس به نور هستند ، شبیه موادی که در تهیه عکس مورد استفاده قرار می گیرند . تولید کنندگان این رسانه های از این رنگینه های مختلف در ترکیب با ضخامت رنگ و ضخامت انعکاسی و ساختار ماتریال و شیار استفاده می کنند تا خصوصیات ضبط کنندگی آنها را برای طیف وسیعی از سرعتهای ضبط ، قدرت ضبط ، و طول عمر رسانه به نحو احسن تنظیم کنند . برای بازسازی بعضی از خواص آلومینیم مورد استفاده در CD های استاندارد و برای حفاظت از رنگ ، یک لایه انعکاسی میکروسکوپی ( یک آلیاژ انحصاری از نقره یا طلای 24 عیار ) روی این رنگ به صورت روکش قرار داده می شود ، استفاده از انعکاس دهنده های فلزی نجیب باعث حذف خطر خوردگی و اکسیداسیون می شود . تولید کنندگان CD-R با استفاده از آزمایشهای صنعتی و تکنیکهای مدلسازی ریاضی اقدام به انجام مطالعت گسترده ای بر روی طول عمر این رسانه ها کرده و به نتایجی دست یافته اند که باعث شده است ادعا کنند طول عمر آنها از 70 سال به 200 سال افزایش یافته است . اما معمولا آنها مدعی یک عمر تخمینی بین 5 تا 10 سال خواهد بود .
رنگ دیسک CD-R به رنگ خاصی که در لایه ضبط کننده مورد استفاده قرار گرفته است ، مربوط می شود . این رنگ پایه ، هنگامی که روکش انعکاسی اضافه می شود ( طلا یا نقره ) ، تعدیل می گردد .برخی از ترکیبات روکش رنگ انعکاسی به نظر سبز می رسند و برخی دیگر آبی و بقیه زرد رنگ دیده می شوند . مثلاً دیسکهای طلایی / سبز ، یک لایه انعکاسی طلا را با یک رنگ سرخابی ترکیب می کنند که باعث می شود روی سمت برچسب ظاهری طلایی و روی سمت ضبط خود ظاهری سبز داشته باشد . شرکت Taiyo Yuden اقدام به تولید CD های سیانیدی سبز و طلایی کرد که در طول تکمیل استاندارد کتاب نارنجی مورد استفاده قرار گرفتند .
دیسک دارای یک تراک مارپیچی است که در طول فرآیند تولید ایجاد می شود و در هنگام ضبط ، داده ها روی آن نوشته می شوند . این امر تضمین می کند که ضبط کننده از همان الگوی مارپیچی موجود در CD های متعارف استفاده نموده و از همان عرض معادل 6% میکرون و pitch معادل 6/1 میکرون همانند دیسکهای معمولی برخوردار است . ضبط دیسکها ، از داخل دیسک به طرف بیرون آن انجام می شود . تراک مارپیچی 22188 دور حول CD می چرخد که به طور متوسط در هر میلیمتر 600 تراک وجود دارد .
یک CD-R در عوض پرس کردن مکانیکی حفره های روی CD ، داده ها را با استفاده از لیزر برای سوزاندن فیزیکی حفره های کوچک روی لایه رنگ آلی روی دیسک می نویسد . وقتی حرارت فراتر از دمای بحرانی باشد ، منطقه سوخته شده از طریق یک واکنش شیمیایی با حرارت مات شده و در نتیجه نور کمتری را منعکس می کند. این سیستم برای این طراحی شده است تا روش انعکاس نور از روی منطقه هموار موجود روی یک CD عادی و پراکنده شدن آن به وسیله هر حفره کوچک را تقلید کند ، بنابراین داده های دیسک CD-R به وسیله نواحی سوزانده شده و نسوخته بیان می شود و این به شیوه ای مشابه نحوه معرفی داده های روی یک CD معمولی به وسیله حفره ها و سطوح صاف آن انجام می پذیرد . متعاقباً از یک دیسک CD-R می توان در یک دستگاه پخش CD معمولی استفاده کرد .
بااینحال ، CD-R دقیقاً یک WORM نیست . درحالیکه همانند WORM ، امکان پاک کردن داده ها پس از نوشتن آنها بر روی دیسک CD-R وجود نداشته و تغییر رنگ به صورت دائمی است . CD-R این امکان را می دهد تا چندین write session روی نواحی مختلف دیسک انجام شود .تنها مشکلی که وجود دارد این است که فقط درایوهای CD-ROM سازگار با چندین session می توانند session های متوالی را بخوانند و هر چیزی که بعد از جلسه اول ضبط می شود برای درایوهای قدیمی نامرئی خواهد بود .
ضبط کننده های CD-R از اواسط دهه 90 دچار کاهش شدید قیمت و افزایش مشخصات شده اند . تا اواسط سال 98 درایوها قادر بودند با سرعت چهار برابر ضبط کرده و با سرعت دوازده برابر بخوانند ( 4*/12x) تا پایان سال 99 عملکرد درایو CD-R دو برابر شده و به 8*/24x رسید که تا آن زمان گرایش از درایوهای CD-R به طرف همتایان متنوع تر خود یعنی CD-RW متمایل شده بود .هر چه سرعت ضبط بیشتر باشد ، CD-R Writer بیشتر در معرض سرریز بافر ( buffer underrun ) قرار می گیرد ، که خود حادترین خطا در بین تمام خطاهای ضبط CD می باشد . برای کاهش احتمال این خطا CD Writer ها معمولا ً دارای حافظه های کاشه ای هستند که می توانند از نظر اندازه بین 256 کیلو بایت تا 2 مگابایت متغییر باشند . دستگاههای سریعتر این امکان را می دهند که فرآیند ضبط کند شده و به سرعت دو برابر یا حتی یک برابر برسد . این امر به طرز خاصی برای اجتناب از underrun در هنگام کپی کردن CD-ROM هایی با کیفیت ضعیف ، مناسب است .
تا پایان دهه 90 ، هزینه یک درایو CD-R به قدری تنزل کرد که این محصول به یک دستگاه ذخیره سازی یا پشتیبانی غالب ، تبدیل شد . در واقع نسبت به دیگر تکنولوژیها چند مزیت نیز داشت .
در ابتدا ، CD-R ها با فرمتهای 63 و 74 دقیقه عرضه می شدند که به ترتیب حداکثر 550 تا 650 مگابایت از داده ها را ذخیره می کردند . آنها حتی در روزهای اولیه نیز معرف یک رسانه ذخیره سازی ارزان با حجم زیاد بودند . فراگیر بودن درایوهای CD-ROM باعث شد که آنها برای انتقال فایلهای بزرگ در بین کامپیوترهای شخصی تبدیل به رسانه ای برتر شوند.CD-R برخلاف نوار ، یک دستگاه دسترسی اتفاقی است که دسترسی به اطلاعات بایگانی شده را با سرعت امکانپذیر می نماید ، دیسکها در مقایسه با کارتریجهای نواری طول عمر بیشتری دارند و در هنگام تماس با یک میدان مغناطیسی پاک نمی شوند در نهایت تقریباً هر شکل از داده ها را می توان بر روی CD-ROM ذخیره کرد و امکان ترکیب ویدئو ، تصاویر گرافیکی ، صدا و داده های متعارف بر روی یک دیسک واحد وجود دارد . اما فرمت CD-R عاری از مسائل رقابتی نبوده است . برخلاف CD های معمولی سطح انعکاسی یک CD- R طوری ساخته شده تا با لیزر 780 نانومتری یک درایو معمولی CD-ROM هماهنگ باشد . یک CD-R را درون نسل اول یک درایو DVD-ROM قرار دهید تا معلوم شود که نور 650 نانومتری کافی را منعکس نمی کند تا درایو قادر به خواندن داده ها باشد . دستگاههای دارای هد با طول موج دو برابر این مشکل را برطرف کردند . همچنین بعضی از لیزرهای درایوهای CD-ROM به خصوص انواع قدیمی ممکن است برای خواندن CD های قابل ضبط کالیبره نشده باشد .
اما عیب اصلی CD-R این است که فرآیند ضبط آن دائمی است . این رسانه را نمی توان پاک کرد و دوباره ضبط کرد . فقط با باز گذاشتن یک session ( یعنی عدم ضبط روی کل CD و افزایش احتمال این خطر که روی تمام دستگاههای پخش کار نکند ) می توان داده ها را بطور تصاعدی به یک دیسک اضافه کرد . این امر البته برای تهیه نسخه های پشتیبان خیلی ایده آل نیست . متعاقب آن ، شرکت فیلیپس و سونی بعد از ماهها تحقیق و توسعه ، استاندارد دیگری را با نام CD-RW (سی دی با قابلیت بازنویسی ) معرفی کردند .

CD-RW
درست همان وقتی که CD-R در حال تبدیل شدن به یک محصول مصرفی بود ، عرضه CD-Rewritable در اواسط سال 97 ، تهدیدی جدی برای آینده محصول فوق بوجود آورد و رقابت را برای انواع گزینه های جایگزین Superfloppy ، رقابت را تنگ تر کرد .
نتیجه همکاری بین شرکتهای هیولت پاکارد ، میتسوبیشی ، کمیکال ، فیلیپس ، ریکو و سونی یعنی CD-RW به کاربر امکان می دهد تا روی داده های زاید قدیمی ، موارد جدید را ضبط کند یا تک تک فایل ها را حذف کند . استاندارد CD-RW که به نام کتاب نارنجی 3 معروف است سازگاری در خانواده محصولات CD را به همراه سازگاری آتی با DVD-ROM تضمین می کند.

Mini CD
فرمت Mini CD در CD های کارت ویزیت وجود دارد . این کارتها رسانه های CD-R معمولی هستند که تغییر شکل داده اند تا شبیه کارتهای شناسایی باشند . این کار با برش دادن فقط دو سمت دیسک یا برش هر چهار سمت آن برای ایجاد یک مستطیل واقعی انجام می شود . ظرفیت آنها از 20 تا 60 مگابایت در تغییر است که به مقدار برش دیسک بستگی دارد . این فرمت به صورت یک جایگزین مناسب از نظر هزینه برای بروشورهای چاپی محصولات به بازار عرضه شد تا به آسانی توزیع شود ، قادر به معرفی مطالب تبلیغاتی به شیوه چند رسانه ای باشد و از صدا ، تصویر ، متن و عکس نیز بهره برداری نماید . از این محصول که در مواقعی به نام دیسک فشرده شخصی نیز معروف است ، می توان به صورت ابزاری برای دسترسی امن به عضویت خصوصی آنلاین یا سرویسهای تجارت الکترونیکی استفاده کرد .


رسانه هایی با چگالی دو برابر
ایده CD های قابل ضبط محدود که دو برابر چگالی داشته باشند ، چیز جدیدی نیست . در اوایل دهه 90 بعضی از شرکتها مشغول آزمایش برای بسط استانداردهای کتاب سفیدو کتاب سرخ برای ذخیره سازی حجم زیادی از تصاویر ویدئویی شدند . اما این تکنولوژیها به دلایل استانداردی به سرعت کنار گذاشته شدند. وقتی که فرمت DVD مورد قبول واقع شد ، به نظر می رسد که چشم انداز CD هایی با تراکم بالا از دست رفته باشد .
ولی اینطور نبود ، با جنگی که بین استانداردهای DVD رقیب وجود داشت و هنوز با آغاز هزاره جدید حل و فصل نشده بود ، بعضی از تولید کنندگان درایو ایده تلاش برای افزایش طول عمر CD را دوباره مد نظر قرار دادند . شرکت سونی ( یکی از همکاران در اختراع CD ) در اوایل دهه 80 یکی از این شرکت ها بود و در اواسط سال 2000 استاندارد کتاب ارغوانی را همراه نقشه هایش برای تصویب و پذیرش فرمت ISO9660 به منظور دو برابر کردن تراکم یک CD استاندارد به 3/1 گیگابایت ، اعلام کرد .ذکر این نکته ضروری است که این فرمت جدید صرفاً برای ذخیره سازی داده ها طراحی شده است و هیچ برنامه ای برای یک استاندارد CD صوتی بیش از 140 دقیقه ای وجود ندارد .
این استاندارد جدید از طریق چند دستکاری ساده روی فرمت CD متعارف ، موفق به افزایش ظرفیت شده است . track pitch فیزیکی از 6/1 به 1/1 میکرون باریکتر شد و کمترین طول حفره های ریز از 833/0 به 623/0 میکرون تقلیل یافت .علاوه بر آن ، پارامتر موجود در الگوی تصحیح خطا ( CIRC) تغییر کرده است تا نوع جدیدی از اصلاح خطا ایجاد شود که شرکت سونی آن را CIRC7 می نامد . این فرمت دارای یک الگوی کنترل کپی نیز خواهد بود تا نیازهای روزافزون برای حفاظت امن از محتوا را برآورده سازد.
نه تنها رسانه های حاصل که دو برابر تراکم دارند بسیار شبیه رسانه های CD-R و CD-RW موجود هستند ، بلکه درایوهایی که آنها را می خوانند نیز ضرورتاً به تغییرات چندانی احتیاج ندارند .آنها از همان طول موج لیزر استفاده می کنند اما سرعت اسکن کردن از 2/1 تا 4/1 متر در ثانیه به حدود 9/0 متر در ثانیه کاهش یافته تا دیسکهای با تراکم بالاتر خوانده شوند .
در عرض یک سال از معرفی فرمت جدید ، این محصول جدید شرکت سونی برای کار با رسانه های 3/1 مگابایتی ( معروف به DD-R و DD-RW ) وارد بازار شده بود . درایو موسوم به Spressa CRX200E-A1 با ادعای یک حافظه بافر 8 مگابایتی برای ضبط ایمن در سرعتهای بالا قادر به ضبط 12 برابر ( 1800 کیلوبایت در ثانیه ) برای CC-R/CD-R ، 8 برابری ( 1200 کیلو بایت در ثانیه ) روی DD-RW/CD-RW ویک سرعت خواندن 32 برابری ( 4800 کیلو بایت در ثانیه ) دارد . اما این فرمت جدید نیز مشکلات خاص خود را در زمینه سازگاری دارد. در حالی که درایو های DD-R / DD-RW قادر خواهند بود تا دیسکهای CD-R و CD-RW را بخوانند و بنویسند ، درایوهای CD-ROM و CD-RW موجود قادر نیستند رسانه هایی مانند DDR و DD-RW را پخش کنند .

فرمت دیسک جهانی
استاندارد ISO 9660 که از زمان اختراع CD-ROM ها برای آنها قابل اجرا بوده است ، محدودیتهای مشخصی دارد که باعث می شوند برای DVD و CD-RW و دیگر فرمتهای دیسکی جدید ، مناسب نباشد . استاندارد UDF ISO13346 برای رفع این محدودیتها ، طراحی شده است .نوشتن بسته به طور کامل با فایل سیستم منطقی ISO 9660 خیلی سازگار نیست زیرا لازم است دقیق بداند که مدام فایلها در طول هر جلسه ضبط خواهند شد تا جدول مسیر ( path table ) و و توصیف کننده های حجم اولیه که به محل فیزیکی فایلها روی دیسک اشاره دارند را تولید نماید.UDF به فایلها اجازه می دهد تا به یک دیسک CD-R یا CD-RW به صورت تصاعدی اضافه شوند .تحت UDF و با استفاده از تکنیکی به نام packet writing ، حتی هنگامی که یک فایل overwritten شده باشد آدرس مجازی آن یکسان باقی می ماند در پایان هر جلسه UDF اقدام به نوشتن یک (( جدول تخصیص محل مجازی )) روی دیسک می کند که محل فیزیکی هر فایل را نشان می دهد .
تا اواسط سال 98 دو مدل از UDF تکمیل شده بودند . مدل UDF1.02 در دیسکهای DVD-ROM و DVD-Video مورد استفاده قرار می گیرد . مدل UDF1.5 از CD-R و CD-RW پشتیبانی می کند . ویندوز 98 از UDF1.02 پشتیبانی می کند ، اما در غیاب پشتیبانی سیستم عامل از UDF1.5 به نرم افزار مخصوص درایو UDF احتیاج هست تا packet-writing روی فرمتهای CD قابل ضبط امکان پذیر شود . نرم افزار DirectCD V2.0 از شرکت Adaptec اولین نرم افزاری بود که از packet-writing و پاک کردن تک تک فایلها به صورت تصادفی ( Random ) روی CD-RW پشتیبانی می کند . این نرم افزار به دو نوع بسته امکان نوشته شدن می دهد . طول ثابت ، طول متغیر . بسته هایی با طول ثابت بیشتر برای CD-RW مناسب هستند .تا از پاک کردن تصادفی حمایت کنند زیرا حفظ تراکهای یک سیستم فایل بزرگ و دائماً در حال تغییر درصورتی که بسته ها در محلهای ثابتی نوشته شده باشند، خسته کننده و کند خواهد بود . راه حل UDF1.5 به مراتب بهتر است .جدا از مشکلاتی که ناشی از فقدان حمایت سیستم عامل هستند ، مسائل دیگری هم مطرح می باشند .نقیصه اصلی این است که بسته هایی با طول ثابت حجم زیادی از فضای overhead را روی دیسک اشغال می کنند .ظرفیت موجود یک دیسک CD-RW که برای نوشتن بسته هایی با طول ثابت فرمت شده ، به حدود 550 مگابایت ماهش یافته است .
اما ظرفیت یک دیسک با فرمت UDF بخاطر وجود شاخصه های تعبیه شده DirectCD برای افزایش طول عمر CD-RW ، عملاً کاهش یافته است .
هرنقطه معینی روی دیسک CD-RW را می توان تقریباً هزار بار پاک کرد و نوشت ( قرار است این مقدار تا ده هزار بار افزایش پیدا کند ) بعد از این مدت ، آن نقطه معین دیگر غیر قابل استفاده خواهد بود . اما DirectCD طوری طراحی شده است تا از اینکه محل فیزیکی به طور تکراری نوشته و پاک شود اجتناب نماید و در این راه از تکنیکی به نام sparingاستفاده می کند . این امر به طرز چشمگیری عمر یک دیسک را افزایش می دهد ، اما به قیمت یک overhead که باعث کاهش ظرفیت ذخیره سازی موثر می شود . حتی اگر محل معینی بر روی دیسک CD-RW بسوزد . DirectCD می تواند آن را (( غیر قابل استفاده )) اعلام کند و دور آن کار کند ( شبیه بد سکتورهایی که روی یک دیسک سخت اداره می شوند ) در نتیجه بسیار بعید است که یک دیسک CD-RW فرسوده شود .

علاوه بر این مسائل مربوط به کاهش ظرفیت ، همه درایوهای CD-R یا CD-RW از روش packet writing پشتیبانی نمی کنند و فقط درایوهای CD-Rom MultiRead می توانند دیسکهای packet written را بخوانند . انجام این کار مستلزم استفاده از نرم افزار رایگان UDF Reader از شرکت Adaptec است که به بسیاری از درایوهای MultiRead CD-ROM اجازه می دهد تا دیسکهای ضبط شده در فرمت UDF1.5 را بخوانند . ذکر این نکته مهم است که این نرم افزار علاوه بر DirectCD مورد نیاز است .

منبع: http://www.satsat3.com/showthread.php?p=3170696


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:42  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  |